محمد بنا، مظلومیتی مضاعف مثل اکثر چهره های جبهه ی انقلاب

محمد بنا را نمی شناسم. اولویت شخصی ام هم نیست، پی گیری کنم که چه کاره بوده است و واقعاً این حرف هایی که از او منتشر شده است  اعتقاد اوست؟ و در آلمان چه جوری بوده است و…  اما متن مصاحبه اش قابل تامل است. ما ظرفیت هایی داریم در جبهه ی انقلاب که هیچ استفاده ای ازش نمی کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

راستش من محمد بنا را نمی شناسم. اولویت شخصی ام هم نیست، پی گیری کنم که چه کاره بوده است و واقعاً این حرف هایی که از او منتشر شده است  اعتقاد اوست؟ و در آلمان چه جوری بوده است و…  اما متن مصاحبه اش قابل تامل است. ما ظرفیت هایی داریم در جبهه ی انقلاب که هیچ استفاده ای ازش نمی کنیم.
قبلاً هم در این مورد نوشته شده بود.
(استفاده از چهره های جبهه ی انقلاب برای نمایش گستردگی جبهه) بعضی آدم ها هم هستند پای اعتقادات شان و انقلاب هستند، هزینه هم می دهند کسی هم کنارشان نمی ایستند.

چه می شود این قدر که برای موضع گیری در مور دشاهین نجفی و دعوای بین جریان های سیاسی و…. وقت می گذاریم، قدری هم برای تجلیل آدم های کوچک و بزرگ جبهه ی انقلاب دست بگذاریم. (رجوع شود به جزوه ی جبهه ی فرهنگی انقلاب وحید جلیلی )
متعدد شده آدم های حزب اللهی بعضاً در مشاغل عالی بعضاً هم کارگر و خدماتی و…. مراجعه کرده اند و نالیده اند از مشکلات شان. مرد گنده که یکی از چهره های مهم علمی نظام هم هست آمده بود پیشم توی اتاق زار زار گریه کرده از دست این بلاهایی که سرش اورده اند ! یادم است رفته بودم یک قطعه ی کامپیوتری بخرم بنده خدا این قدر احساس تنهایی می کرد که آدم می مانست یک نفر با این همه ظرفیت چرا باید این همه رها شده باشد؟ بنده خدا خاطراتی می گفت که مخ آدم سوت می کشید!
نمی شود به این تیپ آدم ها ضریب داد در ارودهای تشکل ها و اعتکاف ها و نماز جمعه ها و…. آوردشان ازشان تقدیر کرد؟(حالا که بعضی از آن ها با پای خودشان هم می آیند) نمی شود در شبکه های اجتماعی به جای کارهای احمقانه و زرد و انفعالی این آدم ها را روی شان مانور داد و….، نمی شود در سایت ها و نشریات در موردشان مطلب زد و….؟
ما از چهره های موثر روی فرهنگ عمومی اکثراً دور هستیم، حالا چهره هایی داریم که خودشان حزب اللهی هم هستند، این جا درست شده اند. چرا ورزش باید همیشه برای فرهنگ عمومی یک تهدید باشد؟ چرا از فرصت هایش استفاده نکنیم.
۷-۸ سال پیش که کف دانشکده های دانشگاه تهران بودیم، به بچه های وقت بسیج  هی اصرار می شد که بیاییم از بعضی چهره های هنری جبهه ی خودمان ولو این که دو تا از کارهای شان یا موضع گیری های سیاسی شان را هم راضی نیستیم تقدیر کنیم، هزارتا ان قلت می آمد و اصل کار به خاطر بحث های موهومی هوا می شد(شاید هم مشکل از بچه های پایه بود که کامل پی گیری نمی کردند ). یادم است همان موقع یک تشکل که مجموعه لش های انجمن اسلامی دانشگاه بعد از پز مذهبی گرفتن انجمن درش جمع بودند به اسم جامعه ی فرهنگی آمد برای کمال تبریزی تقدیر گرفت. همان موقع شنیدم(نمی دانم چقدر راست بود) در برنامه روشن فکرها بهش نکته ای در مورد مواضعش به نظام تکه انداخته بودند. تمام قد دفاع کرده بود که ما آدم انقلابیم و….
حالا گیریم دو تا سوتی هم این طرف پیش بیاید، اما دو تا ریزش به ده ها هزار رویش قطعاً می ارزد.

این نوشته در تحربیات فعالیت ها, یادداشت ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به محمد بنا، مظلومیتی مضاعف مثل اکثر چهره های جبهه ی انقلاب

  1. آزاده می‌گوید:

    خوشحال شدم که نکته ای را یاد آوری کردید که باعث تفویت جبهه ی خودمان می شود .گاهی فکر می کنم این قدر به دشمن خیره شدیم که دوستانمان را یاد مان رفته است

  2. مرتضی می‌گوید:

    سلام
    با “از انطباق اندیشه تا تکرار حرف بروزم”
    http://www.meycadeh.blogfa.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *