فلسطین از دیدگاه امام خمینی (سلام الله علیه)

علاوه بر ضرورت تشکیل حکومت و تدارک وسیع و آماده باش جنگی کامل و پاسخ فوری به دشمن، اعلام جنگ حکومت اسلامی با اسرائیل بسته به مقتضیات زمان به تهدید سازش کاران به تادیب به وسیله ی سپاه و ارتش و دولت و ملت ایران در صورت احساس تکلیف ملت اشاره می‌نمایند. ضمن دانستن قوت ایمان به مثابه ی عامل پیروزی مشت و خون، به استفاده از فرصت سرزمین وحی برای رساندن پیام انقلاب و پشیمان کردن اسرائیل و آزادی سرزمین‌های غضب شده با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان رهنمون می‌شوند.

بسم الله الرحمن الرحیم

عبارات زیر مروری تیتروار بر دیدگاه‌های امام خمینی پیرامون مسأله فلسطین است که از کتاب «فلسطین از دیدگاه امام خمینی» برداشت شده است. این کتاب که توسط انتشارات عروج وابسته به مؤسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی منتشر شده است از سری کتاب‌های «تبیان» است که به جمع‌آوری سخنان حضرت امام درباره‌ی مسائل مختلف پرداخته است.

۱. ماهیت اسراییل

از نگاه امام راحل (سلام الله علیه) حساب اسراییل از یهود جدا است. (البته ایشان تا ۱۳۶۲ انفکاک کامل قائلند که یهودی نیستند، عده ای سیاسی به اسم یهودند از ۱۳۶۲ انتقاد از آن‌ها که خود امت موسی) علیه السلام می‌دانند، نیز در ادبیات ایشان هست.

از این منظر، اسرائیل به فکر ایجاد هسته ی مرکزی برای نابودی مسلمانان و ارزش‌های اسلامی و دشمن اصلی اسلام و قرآن است که هدف اول آن، توطئه و تجاوز است. دوام اسراییل، خطر بزرگ برای کشورهای اسلامی و خصوصاً عربی است. نقشه ی استیلا و سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمین‌های زرخیز و منابع سرشار کشورهای اسلامی مورد توجه است و اسرائیل، ضمن عدم اعتنا و اکتفا به قراردادها و علاوه بر غاصب بودن، تهدید تمام منطقه و حرمین شریفین به شمار می‌آید. برنامه‌شان برای جوان‌های جهان اسلام، نیز یهودی و نصرانی سازی نیست، فاسد و لاابالی و بی دین سازی است.

حکام منطقه عامل آمریکا و اسراییل هستند و اسرائیل، هم‌ردیف آمریکا در ستمگری، دنباله روی آمریکا در غارت و تجاوزگری است و جهان با جنایتکاری آمریکا و اسراییل و تماشاگری و طرفداری بقیه و یا گفتن کلمات بدون نتیجه مواجه است. امریکا و اسراییل برای از بین بردن اسلام در تلاشند.

۲. نقش ابرقدرت‌ها

از نگاه امام (سلام الله علیه) اسراییل، کابوس سیاه استعمار است و ما با اتحاد ابرقدرت‌ها برای جلوگیری از به هدف رسیدن فلسطینی‌ها مواجهیم. آمریکا عامل تمام گرفتاری‌های مسلمین و عامل تقویت صهیونیسم، کمک و تسلیح اسرائیل است و اسراییل، ولیده ی فاسد آمریکا به شمار می‌آید. آمریکا و اسراییل در تلاش برای از بین بردن اسلام هستند، و به فجایع، به وسیله ی آمریکا دامن زده می‌شود. شوروی نیز در طول این زمان از بسیج مسلمانان جلوگیری کرده است. حکام منطقه نیز، عامل آمریکا و اسراییل هستند و سازمان‌های بین‌المللی برای چاپیدن مسلمین، در دست جنایتکاران است.
ابرقدرت‌ها به اختلاف اندازی بین مسلمین، به هم زدن اجتماع دولت‌های عربی با قرارداد، دادن طرح برای ایجاد اختلاف با یکی قرارداد بستن یا انجام کار دیگر با دیگری، اختلاف اندازی شیعی و سنی حتی در حج همت می‌گمارند.

از نگاه امام خمینی (سلام الله علیها) تایید کنندگان اسراییل در حال جنگ با مسلمان‌ها هستند؛ و طرح‌های سازش امریکا و دولت‌های دیگر به جهت باز کردن راه برای اسراییل است. از سوی دیگر، آمریکا به کشورهای اسلامی برای نفت و بازار او بودن نیازمند است.

۳. تاریخ تلخ امت اسلامی و مسئله ی فلسطین

از نگاه ایشان، عامل شکست از دست دادن روحیه ای که در صدر اسلام عامل غلبه شد، و مشکل نبود ایمان است. ابتلای به استعمار با عدم اتکا به اسلام و دوری از قرآن، خطر ویرانی و روز سیاه و نکبت‌بارتر امت اسلامی از سر عدم آگاهی از وظایف و عدم بیداری، عدم احساس مسئولیت و به پا خواستن علمای اسلامی، پوشیده ماندن اسلام واقعی حاصل تحرک و وحدت کلیه ی فرق اسلامی مقابل بیگانگان و ضامن سیاست و استقلال ملل مسلمان و کشورهای اسلامی، آتش اختلاف و تشتت است و کم فهمی و بی‌عرضگی و عدم اجتماع مسلمین عامل اسارت و تحت سلطه بودن و غارت منابع به شمار می‌آید.

ایشان از خودباختگی و مأموریت بسیاری از دولت‌های اسلامی چه دم از اسلام بزنند یا نه سخن گفته، به خیانت و جهالت سران ممالک اسلامی یا جهل و بی اطلاعی آن‌ها به عدم تفاهم و مرد حرف نه عمل بودنشان اشاره می‌کنند (و مذکر می‌شوند اگر این گونه نبود امکان زوال وجود نداشت)

از منظر ایشان از علل شکست دولت‌ها: عدم فکر اساسی، به دنبال رفاه در حکومت بودن، عدم دوای درد تفرقه، سرگرم عیاشی و نزاع با برادران و خودباختگی از ترس آمریکاست و حماقت سران از دلایل عدم اتحاد است.

مشکل تفرق دولت‌ها، رفتار با ملت‌ها طوری که پشتیبان آن‌ها نباشند، و نیز دامن زدن به مشکلات دولت‌ها و بی تفاوتی از جانب ملت‌هاست.

ایشان شکوه از کشورها و حکومت‌های اسلامی می‌کنند و مشکل را دولت‌ها می‌دانند نه ملت‌ها (که فطرت ذاتی داشته و توان حل مشکل دارند). درد حکومت‌های دست نشانده ی دشمنان اسلام و مسلمین را بزرگ‌تر از همه چیز دیده، و فاجعه ی سکوت و جلوگیری از اقدام دولت‌های اسلامی را (که امکان بیرون کردن آمریکا و اسرائیل با یک تشر دارند) بزرگ‌تر از اصل فجایع می‌بینند.

علت سکوت و همراهی سران کشورهای اسلامی را حب نفس و ترس از دست دادن قدرت، اغراض شخصیه دیده و سکوت مسلمین و دولت‌های اسلامی و نویسندگان را بدتر از قراردادهای صلح می‌یابند.

ایشان دعوت به مماشات و کوتاه آمدن را برای پایمال کردن ملت فلسطین دیده، و از مذاکره ی دولت‌ها و سکوت ملت‌ها و دولت‌های اسلامی در این مورد ابراز تأسف می‌کنند. قراردادهای صلح را توطئه برای مشروعیت بخشیدن به اسراییل، تغییر شرایط به نفع اسرائیل و به ضرر فلسطین و اعراب و همه ی کشورهای منطقه، و فریب و بازی سیاسی برای ادامه ی تجاوز اسرائیل به مسلمین دانسته، و قبول طرح‌های سازش به وسیله ی دول منطقه را قبول اسارت به دست آمریکا و اسراییل، و موجب دشمنی همیشگی ملت و دولت و قوای مسلح ایران اعلام می‌کنند.

حاکمان ممالک اسلام را تحت اثر تبلیغات سوء چند صد ساله و نفوذ در دانشگاه‌ها و مراکز تربیت و ایجادی یاس در مسلمین و گم کردن خود از جانب مسلمین را از مشکلات مسلمین دیده و از پناه بردن اعراب به آمریکا از شر ولیده ی فاسده اش اسرائیل را تقبیح می‌کنند.

۴. وظایف دولت‌های اسلامی

ایشان از ضرورت بازگشت دولت‌های اسلامی به دامن اسلام و وصل شدن به اقیانوس الهی قرآن برای رهایی از اسراییل اشاره کرده و ضمن نفی صحبت‌های بی حاصل به جای اتحاد و از بن کندن اسرائیل، عدم عمل دولت‌های عربی روی فطرت غیر انسانی ر محکوم کرده و وجود ننگ بی واسطه بر دولت‌ها اسلامی برای عدم جلوگیری از اسراییل را متذکرم شوند و به سکوت و سازش و تماشای مدعیان حمایت از فلسطین حمله می‌کنند. وظیفه ی قیام تنهایی و اجتماعی برای خدا و حفظ کشورهای اسلامی را بازگو کرده، استفاده از اسلحه ی گرم و قدرت نظامی برای نجات قدس و عدم کارهای سیاسی و برخوردهای سازشکارانه را یادآوری می‌کنند و به پشیمان کردن اسرائیل و آزادی سرزمین‌های غضب شده با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان، ضرورت مقاومت در برابر ابرقدرت‌ها، دادن دست دوستی به کشورهای عرب مبارزه کننده با اسراییل، دست به دست هم دادن برای حفظ حدود و ثغور و توحید کلمه در کلمه ی توحید برای طمع نکردن دشمن به سرزمین مسلمین متمسک شده و تصریح می‌کنند امکان رهایی فقط با فداکاری، پایداری و اتحاد دولت‌های اسلامی وجود دارد و ضرورت وادار به همراهی کردن کوتاهی کننده و دولت‌های عامل اسرائیل با توبیخ و تهدید و قطع روابط را بازخوانی می‌کنند.

به حرام بودن روابط تجاری و سیاسی با اسراییل و ضرورت عدم استعمال امتعه ی اسراییلی و خودداری از فروش نفت به حامیان اسرائیل اشاره کرده و ضرورت عدم جلوگیری از قیام ملت‌ها با اختلاف نظر، مزدوری، دست‌نشاندگی، خودخواهی و تسلیم را یادآوری می‌کنند و متذکر می‌شوند در صورت اتحاد جمعیت عرب و مطلق قدرت‌ها امکان مقابله نیست؛ و دولت‌ها در صورت فهم قدرت و منابع دستشان دست برادری خواهند داد و عدم ارزش داشتن پذیرش و تأمین امنیت اسرائیل در قبال امتیاز مثبت را مسئله ای بدیهی می‌شمرند.

۵. وظایف مستضعفین

ضمن دعوت مستضعفان به اتحاد و قیام و ایستادگی علیه مستکبران فرا می‌خوانند.

۶. وظایف مسلمین

ایشان با ذکر ضرورت تبدیل خواب غفلت به بیداری اسلامی-انسانی، از ضرورت بیداری جهانی مسلمین و عدم در خود بودن، به خود آمدن، یافتن شخصیت اسلامی، بازگشت به اسلام رسول الله، ضرورت جدیت و یافتن مجد و عظمت خود سخن می‌گویند.

با ذکر مسئولیت مسلمانان و ضرورت اتکال به خدا و پیش رفتن با وحدت کلمه، به ضرورت اتحاد مسلمین به عنوان عامل جلوگیری از این گرفتاری‌ها، عدم امکان مقابله برای دشمن در صورت اتحاد جمعیت عرب و مطلق قدرت‌ها، نفی نگاه طایفه ای مسلمین، عدم انحصار اسلام به منطقه و نفی جدا کردن حساب خود با سایر مسلمین، و ضرورت حفظ اسلام در همه جا، دفاع بی پروا از ملت و کشورهای اسلامی در مقابل آمریکا و صهیونیسم بین‌المللی و قدرت‌های شرق و غرب، استفاده از اعیاد مثل مولود رسول اکرم برای اجتماع و تاکید بر وحدت، اشاره کرده و گفتن همه را مرگ آور برای ابرقدرت‌ها دانسته عدم امکان جلوگیری در صورت فریاد زدن همه نه یک جمعیت کوچک را یادآوری می‌کنند. ضرورت استحکام صفوف خود و مقابله با حملات دشمن به صفوف عقیده و عزت مسلمانان، دفاع از حیثیت اسلامی-ملی در هر کشور، وظیفه ی قیام تنهایی و اجتماعی برای خدا و حفظ کشورهای اسلامی، پشیمان کردن اسرائیل و آزادی سرزمین‌های غضب شده با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان، پناه بردن به اسلام و گرایش متعهدانه به قرآن کریم و به پا خواستن زیر پرچم توحید با وحدت و انسجام، ضرورت تجمع تحت پرچم توحید و کوتاه کردن سلطه بر مستضعفان جهان از کشورهای اسلامی از سایر مباحث مطرح شده به وسیله ی ایشان ذیل سرفصل وحدت است.

ضرورت بیداری ملت‌ها و نترسیدن و بیدار کردن دولت‌ها، برخواستن ملت‌های اسلامی و خاضع کردن سردمداران خود در مقابل شرف اسلام و یا عمل با آن‌ها همچون ملت ایران، منتظر دولت‌ها نبودن ملت‌ها، مخالفت با دخالت دولت جائر در امور، ننگ مع الواسطه بر ملل اسلامی برای عدم جلوگیری سران به خاطر عدم مقابله با اسراییل، درخواست از دولت‌ها به ایستادن با سلاح نظامی و نفت به مقابله و مجبور به عمل کردن آن‌ها با فشار و اعتصاب و تهدید، و براندازی و جداسازی حساب خود با دولت‌ها در صورت عدم بازگشت آن‌ها، قیام مستقیم ملت‌ها در مقابل اسراییل و وادار کردن دولت‌ها به مقابله با اسراییل و محکوم کردن آن، تحت فشار گذاشتن دولت‌ها مثل انقلاب ایران برای رویارویی با اسراییل، عزل کسانی که در جنگ کفار و مسلمین طرف آن‌ها هستند، درخواست دول به مقابله با اسرائیل با سلاح نظامی و قدرت نفت از طریق اجتماع و راهپیمایی و مجبور کردن آن‌ها به عمل با تهدید و فشار و راهپیمایی در صورت گوش نکردنشان، نصرت خدا به یاری دین و بندگان و مظلومین، ادامه پیکار با همه نیروها و امکانات برای عزت و شرافت خود و آیندگان، ضرورت تجهیز خود علیه اسراییل بعضی از وظایف مسلمانان در مقابل دولت‌هایشان از نگاه ایشان است.

با تذکر روی خوش ندیدن ملت اسلام تا از بن کندن اسراییل، به عدم سکوت ملت تا رفع خطرها و مسئولیت در صورت سکوت، عدم سکوت و کناره گیری و ضرورت آگاه سازی عموم مردم به وسیله ی خطبا و علما در مورد خطر اسراییل برای اسلام و ایران، وظیفه مسلمین و علمای اعلام در قبال نسل‌های آتی نسبت به زوال ایران و اسلام به وسیله ی اسراییل و عمالش، وظیفه ی همه به برخورد با احتمال خطر متوجه اساس اسلام به وسیله ی اسراییل، عدم سکوت و آرامش در برابر تجاوز دیوسیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا و امت محمد (ص)، بر ملا سازی مظالم دشمنان اسلام، نرفتن زیر بار ظلم، افشای هوشیارانه ی نقشه ی شوم جهان خواران بین‌المللی، وظیفه به بازپس‌گیری سرزمین خود قبل از استقرار اسرائیل، عدم دچار شدن به عواقب قعود از جهاد مثل ذلت و اسارت و بر باد رفتن ارزش‌های اسلامی و انسانی و قتل عام صغیر و کبیر و اسارت ازواج و عشیره، ضرورت قطع اسراییل تا آخر در صورت توان، وجوب از بین بردن اسراییلی‌ها در صورت ورود به سرزمین اسلامی، ضرورت مقاومت در برابر ابرقدرت‌ها اشاره می‌نمایند.

علاوه بر اعلام حرام بودن روابط تجاری و سیاسی با اسراییل و ضرورت عدم استعمال امتعه ی اسراییلی، وجوب اختصاص بخشی از وجوه شرعی به مبارزین فلسطینی و اجازه ی مصرف ثلث سهم امام برای آوارگان و جنگ زدگان لبنان را متذکر می‌شوند و به عدم قبول کردن طرح آمریکا و نفی بی تفاوتی در مقابل آن‌ها و سازش با آن‌ها می‌پردازند.

با انتخاب مناسبت‌هایی خاص به ضرورت دعای دسته جمعی در اجتماعات ماه مبارک رمضان برای مسلمانان مبارز فلسطین و لبنان و آغاز مبارزه با اعلان برائت در حج و از همه مهم‌تر روز قدس اشاره می‌کنند که از نگاه ایشان این روز فقط اختصاص به قدس ندارد، روز مقابله ی مستضعفین با مستکبرین، روز ملت‌های تحت فشار ظلم، اعلام به پیش مسلمین، روز اسلام و برافراشتن پرچم اسلامی در همه ی کشورها، تشخیص مؤمنین عمل کننده به وظیفه از منافقین جلوگیری کننده، هشدار دادن ملل به حکومت‌های خائن، بسیج عمومی اسلامی، مقدمه ی تشکیل حزب جهانی مستضعفین (با شرکت همه ی مستضعفین، برای برداشتن مشکلات سر راه مستضعفین، تحقق وعده ی اسلام در حکومت مستضعفین بر مستکبرین و وراثت ارض برای آنان)، مقدمه ی قیام علیه اسرائیل می‌باشد. و زنده نگه داشتن روز قدس را عامل زوال بی تفاوت‌ها و ارتفاع غفلت‌ها می شمارند.

۷. مقاومت فلسطین

با ذکر پیروزی اسلام بودن پیروزی فلسطینیان، مبارزان فلسطین را: مجاهدان راه خدا، کوشنده برای احیا و اعاده ی مجد و شرف اسلامی، نبرد کننده برای گرامی داشت تاریخ شریف اسلامی خوانده و جهاد برای فلسطین را منتج به آزادی فلسطین و احیاء مجد و شرف و عظمت اسلامی دانسته و تنها راه نابود کردن این ماده فساد و قطع ریشه ی استعمار را در منطقه به دست فلسطینی‌ها می‌دانند.

با تذکر مظلوم بودن فلسطینی‌ها، از ضرورت بازگشتن بیت‌المقدس به فلسطینی‌ها سخن می‌گویند.

آتش بس را هنگامی که زمین در اشغال دشمن نباشد و وقتی دشمن را بیرون کرده باشند دانسته و به دست برداشتن از رفت و آمد سران فلسطین (موجب دلسردی ملت‌ها) امرم نمایند.

مبارزان را نیز به تکیه به خدا و مردم و جنگ با ایمان به خدا و تکیه بر سلاح، توکل به خدا، بهره جویی از قدرت معنوی مسلمانان، حمله به دشمن با سلاح تقوا و جهاد و صبر و مقاومت و گرفتن آرمان‌ها از انقلاب اسلامی می‌خوانند.

۸. وظایف ملت ایران

با ذکر عدم محدودیت انقلاب اسلامی به منطقه، عدم انحصار اسلام به منطقه و نفی جدا کردن حساب خود با سایر مسلمین، و ضرورت حفظ اسلام در همه جا، وجوب از بین بردن اسراییلی‌ها در صورت ورود به سرزمین اسلامی را متذکر شده از ضرورت جلوگیری مردم ایران از کمک یهودیان ایران به اسراییل و ضرورت انجام هر کمک و صندوق اعانه برای مجاهدین، ایستادن همیشه کنار برادران فلسطینی و همدرد و و همرزم آن‌ها برای دفاع از حقشان، طرفداری از مظلوم، مظلوم بودن فلسطینی‌ها، حمایت ملت ایران از جنبش‌های آزادی بخش و مبارزت فلسطین و جنوب لبنان، پشتیبانی از تمام گروه های در حال جنگ برای رهایی از چپ و راست سخن می‌گویند.

مخالفت با هر ظالم در غرب و شرق و مخالفت با اسراییل به خاطر غصب حقوق مردم عرب، نفی ابدی رابطه با اسرائیل، عدم قبول کردن طرح آمریکا و نفی بی تفاوتی در مقابل و سازش با آن‌ها، طرد اسرائیل و عدم فروش نفت و شناسایی او را متذکر شده به درصدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان بودن و نابودی نظام‌های شکل گرفته بر اساس آن اشاره می‌نمایند.

علاوه بر ضرورت تشکیل حکومت و تدارک وسیع و آماده باش جنگی کامل و پاسخ فوری به دشمن، اعلام جنگ حکومت اسلامی با اسرائیل بسته به مقتضیات زمان به تهدید سازش کاران به تادیب به وسیله ی سپاه و ارتش و دولت و ملت ایران در صورت احساس تکلیف ملت اشاره می‌نمایند.

ضمن دانستن قوت ایمان به مثابه ی عامل پیروزی مشت و خون، به استفاده از فرصت سرزمین وحی برای رساندن پیام انقلاب و پشیمان کردن اسرائیل و آزادی سرزمین‌های غضب شده با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان رهنمون می‌شوند.

همین مطلب در تریبون مستضعفین

این نوشته در خلاصه ها ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *