پایان قرار ده‌ساله‌ام با عزت‌الله ضرغامی

تازه فهمیدم انقلابی نبودیم و انقلابی عمل نکردیم
باید علاوه بر غرب‌زده‌ها با محافظه‌کاران و محافظه‌کاری هم بیش ازآنچه کردیم درگیر می‌شدیم
و اگر با محافظه‌کاری و مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی و مشخصاً صداوسیما بیش ازآنچه کردیم درگیر شده بودیم احتمالاً این‌همه عقب‌گرد در آرمان‌های انقلاب، آشفتگی در جامعه، فتنه ۸۸، آسیب‌های اجتماعی، برجام، چوب حراج زدن به کشور در برابر غرب و… روی نمی‌داد و بی‌عدالتی رسانه‌ای انقلاب را به لبه پرتگاه نمی‌کشاند و صداوسیما از نگاه مردم به‌مثابه توجیه‌گر وضع موجود مورد بی‌اقبالی قرار نمی‌گرفت و در زمان این دولت به بنگاه تبلیغاتی دولت تقلیل پیدا نمی‌کرد.
بسم‌الله الرحمن الرحیم
آبان ۸۵ شوراهای مرکزی وقت تشکل‌های دانشجویی به دیدار رئیس وقت صداوسیما عزت‌الله ضرغامی رفتند
در آن دیدار در قبال کلی‌گویی‌ها با استناد به مطالبات رهبری صداوسیما را به خاطر دامن زدن به اشرافی‌گری، سرگرمی‌گرایی بی‌محتوا، سطحی کردن مردم، پرداختن به مسائل بی اولویت، بی‌توجهی به مسائل مردم و پرداختن به مسائل بی‌ربط سیاسی و… نقد کردم. در قبال ادعاهای مسئولین صداوسیما هم که می‌گفتند آدم نداریم از آمادگی کثیری از نیروهای انقلابی فرهنگی که پیش از برنامه صحبت کرده بودیم گفتم
در توضیح کارهای مسخره صداوسیما ازجمله به مسابقه پرتاب موبایل و کیبورد که از صداوسیما پخش‌شده بود اشاره کردم و دراین‌بین خودکار از دستم رها شد و روی میز افتاد که به پرتاب خودکار معروف شد و تا ماه‌ها در هر جمعی سخنرانی و تریبون آزاد و… می‌رفتم تعدادی خودکار بالا می‌آمد.
در پشت‌صحنه برنامه هم بحثی بین من و آقای ضرغامی شکل گرفت
آقای ضرغامی هم مدعی شد این برنامه را بدون حتی یک دقیقه سانسور منتشر خواهد کرد و گفت آرزو می‌کند ده سال دیگر من را جایی ببیند که همین‌قدر انقلابی صحبت می‌کنم.
برنامه گذشت و صداوسیما در بیست و سی و هر شب در شبکه‌های مختلف تیزری از جلسه را به همراه خودکار من و خنده‌های ضرغامی پخش کرد و بعد یک هفته فیلم دیدار با سانسور صحبت‌های من به‌ویژه تأکیدم بر امر رهبری در همدان بر عدم پخش تبلیغ کالاهای خارجی منتشر شد.
در عوض تا ماه‌ها هم بعضی از مردم در محیط‌های مختلف تشکر می‌کردند. یادم هست ازجمله یک راننده تاکسی گفت صداوسیما هی مایکروفر نشون میده خانوم و بچه‌هام می‌خوان من پولش رو ندارم چه‌کار باید بکنم؟
گذشت و گذشت تا آبان امسال قرار ده‌ساله ما به پایان رسید. در سخنرانی‌هایی این ماجرا را گفته بودم و بعضی تشکل‌های دانشجویی تماس می‌گرفتند و پیشنهاد سخنرانی مشترک با ضرغامی می‌دادند و من به علت خانه‌نشینی اجباری این چند سال که به‌خاطر کنترل جمعیت نسنجیده انتهای دهه ۶۰ گرفتارشده‌ام، رد می‌کردم
خلاصه آقای ضرغامی
بیش از ماه هم از قرار ما گذشت و نشد خدمت شما باشیم
البته گذر این ده سال خیلی من را تغییر داد
تازه فهمیدم انقلابی نبودیم و انقلابی عمل نکردیم
باید علاوه بر غرب‌زده‌ها با محافظه‌کاران و محافظه‌کاری هم بیش ازآنچه کردیم درگیر می‌شدیم
و اگر با محافظه‌کاری و مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی و مشخصاً صداوسیما بیش ازآنچه کردیم درگیر شده بودیم احتمالاً این‌همه عقب‌گرد در آرمان‌های انقلاب، آشفتگی در جامعه، فتنه ۸۸، آسیب‌های اجتماعی، برجام، چوب حراج زدن به کشور در برابر غرب و… روی نمی‌داد و بی‌عدالتی رسانه‌ای انقلاب را به لبه پرتگاه نمی‌کشاند و صداوسیما از نگاه مردم به‌مثابه توجیه‌گر وضع موجود مورد بی‌اقبالی قرار نمی‌گرفت و در زمان این دولت به بنگاه تبلیغاتی دولت تقلیل پیدا نمی‌کرد.
خلاصه دیدار ما میسر نشد ولی این روزها که صداوسیما دوباره در دست تیم شما افتاده و آن وضع ادامه یافته و شما هم درگیر و دار کاندید شدن و نشدن هستید زیاد به یاد آن قرار و فرصت‌هایی که برای نقد مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی از دست رفت میافتم.

همین مطلب در کانال جمهوری

این نوشته در یادداشتک‌های شبکه‌های اجتماعی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *