بازخوانی جنایات روباه پیر

1Untitledانگلیس از قرن‌ها پیش جنایات متعددی علیه مردم اقصی نقاط جهان متحمل شده است. این یادداشت در سال ۹۳ و به‌تبع اولین دیدار رئیس‌جمهور دولت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بین حسن روحانی با نخست‌وزیر انگلیس برای یکی از تشکل‌های دانشجویی کلید زده شد، بخشی از آن در برنامهٔ Iran Today از شبکهٔ Presstv به‌مناسبت بازگشایی سفارت انگلیس در تهران در شهریور ۱۳۹۴ ارائه شد. این یادداشت تنها بازگوی بخشی از جنایات انگلیس آن‌هم با تمرکز بر قرن بیستم و جنایات علیه ملت ایران، آن‌هم از منابعی محدود است، که بازخوانی کامل جنایات انگلیس فقط در قرن بیستم مثنوی ۷۰ من کاغذ است… .

اشاره: انگلیس از قرن‌ها پیش جنایات متعددی علیه مردم اقصی نقاط جهان متحمل شده است. این یادداشت در سال ۹۳ و به‌تبع اولین دیدار رئیس‌جمهور دولت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بین حسن روحانی با نخست‌وزیر انگلیس برای یکی از تشکل‌های دانشجویی کلید زده شد، بخشی از آن در برنامهٔ Iran Today از شبکهٔ Presstv به‌مناسبت بازگشایی سفارت انگلیس در تهران در شهریور ۱۳۹۴ ارائه شد. این یادداشت تنها بازگوی بخشی از جنایات انگلیس آن‌هم با تمرکز بر قرن بیستم و جنایات علیه ملت ایران، آن‌هم از منابعی محدود است، که بازخوانی کامل جنایات انگلیس فقط در قرن بیستم مثنوی ۷۰ من کاغذ است… .

الف) جنایات علیه ملت ایران

  • کودتا و دخالت در سیاست و امور داخلی کشور.

ایجاد بست در کنسولگری و سفارتخانه برای پناهندگان ایرانی.

تحمیل تغییر حاکم بوشهر در ۱۸۹۹.

جلوگیری از تغییر حاکم سیستان در ۱۹۰۳ و تهدید حملهٔ هند[۱] به نصرت‌آباد (زابل) برای دفاع از او.

تبدیل سفارتخانه‌ها، باغ قلهک، کنسولگری‌ها و تلگراف‌خانه‌های شرکت تلگراف هند و اروپا به‌جای بست‌نشینی در میان سدهٔ نوزدهم.

نمایندهٔ انگلیس در بوشهر به‌مثابهٔ داور موردقبول همهٔ طرف‌ها و داشتن وظیفهٔ صلح در آب‌ها.

والی افتخاری فارس کردن کنسول انگلیس در سال‌های پیش از جنگ (از ۱۹۱۱) و متکی به کمک‌هزینهٔ انگلیس بودن آن برای ادارهٔ امور خارجی خود.

دستگیری و بردن کنسول آلمان در بوشهر.

دخالت در مشروطه و پناه دادن به بست‌نشینی ۳۰۰ مشروطه‌خواه در باغ کنسولگری در تبریز و ۱۶  هزار نفر در باغ سفارت در تهران، و ۴۰ تن ازجمله تقی‌زاده در حکومت محمدعلی شاه

هدایت و منحرف کردن مشروطیت برای کنترل روسیهٔ تزاری.

دخالت در تالش شمالی و جنوبی در برابر انقلاب روسیه.

تشکیل فراماسونری در ایران و بردن سفیرانی چون میرزا عسگرخان، میرزا ابوالحسن خان ایلچی، میرزا صالح شیرازی و دیگران به محافل ماسونی، تعیین درجهٔ ماسونی، مقرری[۲] دادن و به خدمت گرفتن برای منافع انگلیس، عضو لژ ماسونی کردن اطرافیان فتحعلی شاه به‌وسیلهٔ سر[۳] گور اوزلی به دستور جورج سوم، پشتیبانی از لژ ماسونی ملکوم و شکل دادن باشگاه روتاری و لاینز.

اصرار انگلیس به رفتن محمدشاه (ولیعهد) به تهران برای عدم تحت تأثیر روس‌ها قرار گرفتن.

تلاش برای برکناری قائم‌مقام ثانی برای مقاومت او در برابر موافقت‌نامهٔ تجاری انگلیس و بدبین کردن محمدشاه به او.

دخالت در انتخاب ولیعهد در دورهٔ قاجار.

تعامل با روسیه بر به توپ بستن مجلس و رفتن محمدعلی شاه.

به فرماندهی رساندن رضاخان با روانه کردن سردار همایون (فرماندهٔ قزاق‌ها) از جانب سپهبد لرد[۴] آیرونساید.

ایجاد ۲ فرمانده وابسته رضاخان میرپنج و سید ضیاء طباطبایی در کودتای ۱۲۹۹.

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و روی کار آوردن رضاخان.

گرایش دادن ایران به آمریکا در زمان پهلوی دوم به‌دلیل مشکلات داخلی و بین‌المللی و عدم توانایی تأمین امنیت ایران برای حفظ نفت و مقابل شوروی.

ارسال مشاورین نظامی و دخالت در امور نظامی از این طریق.

واکنش به نفوذ سیاسی و گسترش تجارت بازرگانان آلمانی با ایران.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با محوریت شرکت نفت ایران و انگلیس[۵].

طراحی و اجرای کودتا با محوریت دانشگاه آکسفورد، MI۶، سفارت و BBC و پرداخت رشوه به افسران بلندپایهٔ ارتش و پلیس، وکلای مجلس، روحانیون، تاجران، سردبیران روزنامه‌ها، دولتمردان مسن و هم‌چنین سردسته‌های اوباش (با هزینه کرد یک‌میلیون پوند از جانب سفارت انگلیس و ۱.۵ میلیون دلار از جانب سفارت آمریکا).

بزرگنمایی خطر کمونیست‌ها برای کودتای ۲۸ مرداد.، به راه انداختن اوباش به نام کمونیست و حمله به روحانیون و مردم برای ایجاد وجههٔ مقابله با کمونیسم در کودتا.

  • تهاجم فرهنگی و غربی کردن دولت و ملت

غربی کردن جامعهٔ ایران و ایجاد تنش با تأسیس مدارس انگلیسی.

تلاش برای مسیحی کردن جامعهٔ ایران با فرستادن مبلغ.

تأسیس بی‌بی‌سی فارسی در آستانهٔ جنگ جهانی دوم و زمینه‌سازی اشغال ایران.

نقش مخرب رادیو بی‌بی‌سی در انقلاب مثل اختلاف‌اندازی بین انقلابیون و ترساندن مردم از شرکت در تظاهرات.

مبلغان مسیحی در اینترنت و تشکیل کلیساهای اینترنتی فارسی و انگلیسی.

شکل دادن ارتش ایران مطابق ارتش انگلیس حتی در لباس و اصلاح صورت با حمایت عباس‌ میرزا.

تلاش برای ترویج مسیحیت از مواردی مثل کمک به بینوایان به‌ویژه بینوایان غیرمسلمان مثل یهودیان شیراز.

انتخاب شیراز به‌عنوان‌مثال پایگاه تبلیغی در دسترس هند و نسبتاً دور از تهران.

تأسیس مدرسه برای کودکان آمریکایی در بوشهر و شیراز، ترویج خدمات پزشکی و فرستادن پزشکان باایمان مسیحی به خرسان به‌وسیلهٔ ولف.

هدایت امور ارمنیان به‌وسیلهٔ رابرت بروس مبلغ مسیحی و استفاده از اعتبارات انگلیس برای بنیاد کمک به ایرانیان و ایجاد پرورشگاه و مدرسهٔ فنی برای کودکان ارمنی و مسلمان.

ورود دائمی مبلغان زن و مرد، ازجمله پزشکان و پرستاران.

اولویت قرار دادن ارمنیان و تلاش برای تغییر مذهب آنان و ایجاد کلیسای روحانی انگلیکن[۶] زنده در ایران برای اثر قرار دادن مسلمانان.

فشار برای باز شدن مدرسهٔ پسرانهٔ اصفهان در ۱۸۷۶ باوجود مخالفت روحانیت.

ایجاد تغییر در ایران با مدارس مشخصاً کالج پسرانهٔ استوارت و دخترانهٔ استیلمن متعلق به هیئت مرسلین و کالج البرز در تهران متعلق به کلیسای پرسبیترین آمریکایی به‌عنوان ممتازترین مدارس ایران در ۱۹۲۰.

افتتاح کتاب‌فروشی و استفاده از کتاب‌فروش ارمنی دوره‌گرد برای توزیع کتاب‌های دینی چاپخانهٔ هیئت مرسلین در اصفهان.

جذب کردن آسوریان.

تأسیس هیئت آموزش به‌وسیلهٔ اسقف اعظم کانتربری[۷] و تأسیس ۴ مدرسهٔ پسرانهٔ اغلب شبانه‌روزی و بعد یک مدرسهٔ شبانه‌روزی دخترانه در ۱۸۹۱.

پناه دادن بهاییان مورد تعقیب به‌وسیلهٔ مبلغین ارسالی انگلیس.

  • تحمیل قراردادها و امتیازات استعماری

تحمیل انحصار نظارت بر امور نظامی و مالی ایران در قرارداد وثوق‌الدوله و سر پرسی‌کاکس.

تحمیل امتیاز رویترز از طریق بارون[۸] ژولیوس دو رویتر در ۱۸۷۲ م امتیاز و اختیار هر عملیات بهره‌برداری از ثروت‌های زمینی و زیرزمینی (کلیهٔ معادن جز طلا و نقره) و بهره‌برداری از جنگل‌ها و احداث راه‌آهن، تراموا و… به‌مدت هفتادسال.

تحمیل امتیاز توتون و تنباکو به‌مدت ۵۰ سال در جریان سفر سوم ناصرالدین‌شاه به اروپا در ۱۸۸۹ م به ماژور تالبوت از مشاوران و نزدیکان نخست‌وزیر انگلیس.

عدم اجابت درخواست کمک ایران مقابل تجاوز ۱۸۰۷ الکساندر اول تزار روس و گذاشتن شروطی مثل واگذاری قشم و هرمز، اجازهٔ داشتن استحکامات نظامی در بوشهر و در اختیار بازرگانان انگلیسی قرار دادن بنادر خزر.

تلاش ناکام تحمیل قرارداد ۱۹۳۳ و قرارداد الحاقی گس-گلشائیان در ۱۹۳۳ م و تمدید ۳۰‌سالهٔ دارسی.

گرفتن امتیاز تشکیل کنسولگری به‌تبع معاهدهٔ پاریس و ایجاد کنسولگری در رشت.

نقش در انعقاد پیمان سعدآباد بین ۲ جنگ جهانی.

تعهدنامهٔ ۱۸۰۰ ملکم و امتیازگیری صرف انگلیس.

گرفتن امتیاز لاتاری و برگزاری لاتاری عمومی به‌مدت ۷۵ سال به‌وسیلهٔ ملکم از تاریخ ۱۸۸۹ م.

امضای عهدنامهٔ مجمل با ایران به‌وسیلهٔ فرستاده انگلیس جونز بلافاصله بعد از صلح تیلسیت بین روسیه و فرانسه.

پیمان عدم تعرض بین ایران، ترکیه، عراق، افغانستان در ۱۳۱۶ و سنگ بنای پیمان بغداد برای مقابله با روس‌ها.

موافقت‌نامه در ژانویهٔ ۱۹۱۶ برای تشکیل نیروی نظامی ۱۱‌هزارنفری در جنوب کشور به دولت محمدولی خان تنکابنی و تشکیل تفنگچیان جنوب ایران در ۱۹۱۶ م. (پلیس جنوب) علی‌رغم مخالفت مردم.

منوط کردن وام به امنیت در جاده‌های جنوب، اولتیماتوم و تشکیل ژاندارمری در کابینهٔ مستوفی ۱۳۲۸ ق/۱۹۱۰ م با استخدام افسران سوئدی.

امتیاز تجاری و گمرکی گرفتن و نابود کردن تولید داخلی ایران در عصر ناصرالدین‌شاه.

امتیاز بانک شاهنشاهی ایران.

امتیاز تجارت دریایی در خلیج‌فارس.

امتیاز شرکت لینج‌براس در رود کارون و جاده اهواز به اصفهان.

امتیاز سندیکای راه‌آهن ایران.

مؤسسات بازرگانی بریتانیا و هند و استفاده از بازار ایران.

تحمیل حق کاپیتولاسیون برای انگلیس پس از گرفتن این حق به‌وسیلهٔ روس‌ها.

تحمیل اجازهٔ تفتیش کشتی‌های ایرانی در ۱۸۵۱ به ناصرالدین‌شاه و بازرسی بدون حضور مأمور ایرانی در ۱۸۸۲ و جریمهٔ کشتی‌های سرگرم تجارت برده در بنادر ایران بر اساس عهدنامهٔ ۱۸۵۱.

ادارات پست هند و انگلیس به‌عنوان تنها خدمات پستی قابل‌اعتماد در خلیج.

خدمات قرنطینه یا خدمات فانوس دریایی و گویچه‌های شناور برای کشتی‌رانی.

۲۳ کنسول در ایران قاجار بعد از ۱۸۲۱ باوجود کمبود سکنهٔ انگلیسی در ایران و رقابت در امتیازگیری در مورد کنسول‌ها با روسیه.

پست‌های کنسولی انگلیس در ایران در سال ۱۹۲۱: سرکنسولگری‌های تهران، بوشهر، اصفهان و مشهد. کنسولگری‌های بندرعباس، کرمان، کرمانشاه، محمره، نصرت‌آباد (زابل) شیراز و تبریز. نایب کنسولگری‌های همدان، قزوین، رشت، سلطان‌آباد (اراک)، قصر شیرین، یزد، اهواز و بیرجند. نمایندگان کنسولی زنجان، بروجرد، کرند و مراغه.

عهدنامهٔ ۱۸۴۱ مک‌نیل اشغالگر خارک برای مقیم شدن نمایندگان تجاری لندن و بمبئی در ایران.

 تأسیس سرکنسول‌ها، کنسول‌ها، نایب کنسول‌ها و نمایندگی‌های کنسولی انگلیس بر اساس عهدنامهٔ پاریس و استفاده از حق دول کامل‌الوداد[۹].

کمک به خان‌های بختیاری برای گرفتن اجازه‌نامهٔ ۶۰‌سالهٔ احداث جاده از شاه.

عهدنامهٔ یک‌طرفهٔ ۱۸۴۸ در مورد کنسول‌ها و امتیاز یکجای دخالت در امور قضایی در برابر عدم توانایی دخالت مشابه ایران.

تحمیل حقوق دول کامل‌الوداد با امضای عهدنامهٔ تجارتی در ۱۸۴۱.

تحمیل استفادهٔ کشتی‌های خارجی از رودخانهٔ کارون بر شاه قاجار در ۱۸۸۸.

تحمیل امتیاز هفتادسالهٔ بارون یولیوس رویترز- یهودی آلمانی‌الاصل تبعهٔ انگلیس- در ۱۸۷۲ برای راه‌آهن از دریای خزر تا خلیج‌فارس، حق انحصاری احداث تراموا، بهره‌برداری از معادن، آبیاری، حمل‌ونقل آبی و بهره‌برداری از جنگل‌های ملی در سراسر مملکت، ۲۰ سال حقوق گمرکی ایران، داشتن حق تقدم در کسب هرنوع امتیازی برای خدمات عمومی، راه‌سازی، پست، کارخانه‌های نساجی و بانک، در عوض دادن ۲۰ %درآمد راه‌آهن و ۱۵ %درآمد سایر فعالیت‌ها به شاه، حق انحصار تأسیس بانک و بهره‌برداری از معادن در ایران برای مدت ۶۰ سال در ۱۸۸۹.

دادن حقوق رویتر برای بهره‌برداری از معادن به The Persian Bank Mining Rights Corporation Ltd[10]. از طرف Messers J.Schroder and Co. و David Sasson and Co. مؤسسات معروف لندن به مدیریت لرد کروزون[۱۱] شامل حق انحصاری بهره‌برداری از معادن آهن، مس، سرب، جیوه، زغال‌سنگ، نفت، منگنز، بوره، پنبهٔ نسوز متعلق به دولت در سراسر قلمرو امپراتوری ایران جز طلا، نقره، و سنگ‌های قیمتی.

تشکیل بانک رویتر به‌عنوان بانک شاهنشاهی (بعدها بانک ایران و انگلیس) با حق انحصاری چاپ اسکناس در سراسر کشور، معاف از تمام مالیات‌ها و عوارض گمرکی در سراسر کشور، ادغام با شرکت مسئولیت محدود The New Orient Banking Corporation دارای شبکه‌ای از شعبات در همهٔ شهرهای مهم ایران، اختیار ندادن به هیچ ایرانی در ادارهٔ مرکزی یا شعبات متعدد بانک، دادن ۳ قرضهٔ انگلیس برای شاه در سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۹۱۱ از طریق آن در برابر گرفتن شیلات دریای خزر و گمرکات بنادر خلیج‌فارس.

حق انحصاری تولید، فروش و صدور توتون و تنباکوی تمام ایران به سرگرد جرالد تالبوت برای ۵۰ سال در ۱۸۹۰ با ۲ پرداخت سنگین ۲۵ هزار لیره‌ای به شاه و ۱۵ هزار لیره‌ای به صدراعظم و تعهد پرداخت سالیانهٔ تنها ۱۵ هزار لیره اجاره‌بها و چهارم سود خالص سالانه به خزانه.

امتیاز ۶۰ سالهٔ نفت دارسی در مه ۱۹۰۱، شامل تمام ایران جز ۵ ایالت شمالی برای اکتشاف، بهره‌برداری و معاملهٔ تمام گاز طبیعی، نفت، قیر و مومیایی و لوله‌کشی از هر نقطه از ایران به سواحل جنوبی در ازای پرداخت تنها ۲۰ هزار لیره، وعدهٔ ۲۰ هزار لیره سهم و پرداخت تنها ۱۶ %سود خالص.

پذیرش ریاست وزیر فواید عامهٔ ایران بر همهٔ خطوط تلگرافی ایران به‌شرط عدم صدور دستور در مورد خط خانقین-بوشهر بدون اطلاع انگلیس، نیاز به انگلیسیان برای نگهداری و ادارهٔ خط محتاج به مالیات بیشتر.

قرارداد ۱۸۶۵ با محوریت تقاضاهای انگلیس: کشیدن سیم دوم مختص به مخابرات بین‌المللی به زبان اروپایی و ۵ سال ادارهٔ آن، اجازهٔ استفاده از ۵۰ نفر خارجی و استفاده از ایرانیان ارمنیان مسیحی در قبال چند هزار لیره پاداش برای هدیه به پادشاه و وزیران و درباریان موافق کار.

ایجاد پستخانه از جانب حکومت انگلیس در بندرهای خلیج‌فارس بعد از خط منظم کشتی بخار بین بمبئی و خلیج‌فارس در ۱۸۶۲، بدون خواست موافق ایران و اجبار به مصرف تمبر هند در ایران و توزیع مستقیم کالا از کشتی‌ها و بدون عبور از گمرک ایران، خودداری از قبول یا توزیع نامه‌های دارای تمبر ایرانی، تأسیس پستخانه در مناطق نفتی برای استفادهٔ ارتش و شرکت نفت ایران و انگلیس.

اجبار به راه‌آهن خلیج‌فارس به داخل ایران برای مقابله با تجاوز روسیه.

امتیاز کشتی‌رانی در رودخانهٔ کارون به انگلیسیان و گرفتن امتیاز راه‌آهن جنوب از جانب وزیرمختار[۱۲] انگلیس.

دادن امتیاز ساختن جادهٔ عرابه‌رو از تهران به اهواز از مسیر قم و سلطان‌آباد از جانب بانک شاهی در ۱۸۹۰ و کشیدن راه قم به اصفهان در ۱۸۹۸ و ساختن نخستین راه عرابه‌رو تهران به اصفهان و سلطان‌آباد با کمک سالانهٔ دولت انگلیس و حکومت هند به‌وسیلهٔ شرکت لینچ.

عهدنامهٔ سری ۱۹۱۵ روس و انگلیس برای تبدیل ایران به منطقهٔ نفوذ انگلیس بعد از جنگ.

قرارداد ۱۹۱۹ برای تحت‌الحمایگی و از بین بردن استقلال ایران به‌وسیلهٔ لرد کروزون با بزرگ‌نمایی خطر بلشویک‌ها[۱۳]: آزادی انگلیس در جلوگیری از مداخلهٔ دیگران در امور ایران، فرستادن مستشاران متخصص، تأمین اسلحه و مهمات ارتش ملی تحت نظر افسران انگلیسی، تأمین وام ۲ میلیون لیره‌ای برای اصلاحات ضروری، اصلاح تعرفه‌های گمرکی و کمک به نقشه‌برداری و کشیدن راه‌آهن با رشوه دادن به‌طرف مذاکره و اطمینان کتبی پناهندگی به آن‌ها وثوق‌الدوله رییس‌الوزرا، اکبر میرزا صمصام‌الدوله وزیر مالیه و پسر ظل‌السلطان، فیروز میرزا نصرت‌الدوله وزیر امور خارجه و پسر بزرگ فرمانفرما.

تحمیل امتیاز نفت دارسی در دوران مظفرالدین شاه در ۱۹۰۱ م به ویلیام ناکس دارسی: امتیاز اکتشاف، استخراج و فروش نفت ایران به‌مدت ۶۰ سال از طریق وزیرمختار انگلیس سر هنری دراموندولف.

چپاول نفت ایران برای رفع نیاز دریاداری انگلیس به سوخت انبوه و ارزان، نفوذ سیاسی به‌بهانهٔ حمایت از تأمین امنیت در مناطق نفت‌خیز و ایجاد درآمد برای انگلیس با گرفتن مالیات از شرکت ایران و انگلیس.

تحمیل امتیاز استخراج، بهره‌برداری و لوله‌کشی نفت و قیر در سراسر ایران جز آذربایجان، گیلان، مازندران و خراسان از هفتم خرداد ۱۲۸۰.

پرداخت تنها ۱۰ الی ۱۲ %سود به ایران و گرفتن مالیات ۳۰ درصدی امتیاز از ایران.

سهم ۴۰‌درصدی انگلیس و ۴۰‌درصدی آمریکا در نفت ایران بعد از کودتا.

تصمیم به استفاده از نفت به‌جای زغال‌سنگ در نیروی دریایی بریتانیا و خریداری اکثریت سهام شرکت نفت ایران و انگلیس.

بردن مستقیم ۵۱ %سود شرکت نفت به‌وسیلهٔ دولت انگلیس به‌عنوان بزرگ‌ترین ثروت ماوراءبحار انگلیس.

تفسیر شرکت از معافیت‌های گمرکی مذکور در امتیازنامه و ورود مقدار زیادی کارگر هندی علی‌رغم تصریح قرارداد به استفاده از ایرانیان، اشغال میدان‌های نفتی و پالایشگاه به‌وسیلهٔ افراد هندی مستعمره و انگلیسی در جریان جنگ و امتناع شرکت از پرداخت بهای نفت بارگیری‌شده به‌وسیلهٔ ناوگان سلطنتی.

سرمایه‌گذاری BP در حوزه‌های مشترک کشورهای همسایه با ایران مثل ۳ برابر کردن تولید و صادرات نفت آذربایجان.

  • سرکوب و کشتار مردم

کمک به سرکوبی عشایر دورهٔ رضاشاه.

سرکوبی دلاوران تنگستان به رهبری رئیس‌علی دلواری.

مقابله با ایران در برازجان و سرکوب مقاومت مردمی.

مسبب اصلی قحطی‌های بزرگ، ناامنی در ایالات، شیوع بیماری‌های مهلک و واگیردار و بحران‌های شدید اقتصادی.

برخورد با مقاومت ایل قشقایی و ایستادگی‌شان کنار مصدق و حذف آن‌ها از فضای سیاسی کشور.

تشکیل، تقویت و تضعیف ژاندارمری ایران در زمان‌های مختلف بسته به نیاز بریتانیا برای سرکوب مستقیم یا غیرمستقیم مردم ایران.

سرکوب قیام مردم بلوچ به رهبری جی‌اند خان یاراحمدزهی بین ۱۸۲۰-۱۸۹۰ و فرستادن ژنرال دایر برای سرکوب او و آزاد کردن او در منطقهٔ نالک از کوه تفتان به‌وسیلهٔ مبارزان.

برخورد با کارگران شرکت نفت ایران و انگلیس که به دنبال افزایش دستمزد، مسکن و امکانات بهداشتی بودند.

سامان دادن ارتش ایران به‌صورت ضعیف بیشتر در برابر مردم تا دول خارجی نمونهٔ نقش‌آفرینی در سلطنت محمدشاه به‌وسیلهٔ افسران انگلیسی.

جان باختن نیروی کار، مزارع و زیرساخت‌ها، تشدید قحطی، کمبود سوخت، به‌کارگیری حمل‌ونقل برای متفقین نه دادوستد یا حمل غذا، موانع برای دادوستد با سایر کشورها به‌خاطر جنگ، تورم و کمیابی کالاهای خارجی.

سرکوب طایفهٔ ممسنی به‌خاطر مقاومت مقابل انگلیس، جنگ با حاکم هرات و پذیرش امیرکبیر.

سرکوب مقاومت رئیس‌علی در تنگستان و سردار جمعه خوان اسماعیل زهی در بلوچستان.

ربایش، شکنجه و قتل مقامات نظیر رییس شهربانی.

کمک به تشکیل ساواک در ۱۹۵۷ و تعلیم برخی از افسران و اجرای تعدادی از خط‌مشی‌های پیشنهادی MI۶.

همکاری اطلاعاتی MI۶ و ساواک: جمع‌آوری و ارائهٔ اطلاعات جاسوسی از کشورهای عرب، و آزادی کامل ساواک برای جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی دربارهٔ مخالفان سیاسی شاه در انگلیس نظیر دانشجویان و نمایندگان مخالف شاه در مجلس عوام از حزب کارگر.

تعلیم نیروهای ویژهٔ ایران را برای عملیات علیه چریک‌های کرد در غرب ایران از جانب نیروهای هوایی انگلیس.

برخورد با شورش عشایر بختیاری در لرستان و خوزستان به‌وسیلهٔ راولینسون.

سرکوبی راهزنان بنادر ایران بدون اجازهٔ ایران با لشکرکشی KIER از بمبئی.

دستگیری و تبعید مخالفان سیاسی توسط انگلیسیان، اخراج کارمندان ناموافق از ادارات، واردکردن فشار به شاه برای انتخاب وزیران هوادار انگلیس، دخالت در گران شدن خواروبار و گرسنگی مردم.

  • اختلاف‌اندازی و برانگیختن اقوام و گروه‌ها برای دخالت

برانگیختن طایفهٔ بختیاری برای ایجاد اختلاف در ایران و غارت نفت جنوب.

قرارداد ۱۹۰۵، ۱۹۰۸ و ۱۹۰۹ با سران بختیاری برای اکتشاف نفت.

پشتیبانی از بابیت و بهائیت.

اختلاف‌اندازی با استفاده از اختلاف علمای اصولی و اخباری و بابیت اخباری مسلک.

اختلاف‌اندازی بین رهبران ملی و مذهبی نهضت نفت و جلوگیری از به ثمر رسیدن میانجیگری‌ها.

ارتباط‌گیری با سران بختیاری و تحریک آن‌ها در جنوب غرب ایران به هدایت هنری لایارد در پوشش کاوشگر و باستان‌شناس.

مقابله با روسیهٔ تزاری از طریق دامن زدن به پان‌ترکیسم حتی با نگارش کتاب تاریخ یا طرح لزوم اتحاد ترکان نظیر چاپ کتاب به‌وسیلهٔ دریاداری انگلیسی دربارهٔ پان‌ترکیسم در ۱۹۱۸.

حمایت از عشایر و نیروهای محلی مقابل حکومت مرکزی.

نفوذ در حکومت و دامن زدن به اختلاف برای کنترل منابع ابتدا با سیاحان و تجارت و میسیونر مذهبی.

حمایت از هر فرد موردحمایت انگلیس بر اساس فرمان ۱۸۴۰ ازجمله اراذل، ظل‌السطان، خان‌های معروف بختیاری، و مهم‌تر از همه شیخ محمره[۱۵].

قرارداد با بختیاری‌ها برای حمایت از آن‌ها برای پست گرفتن.

ارسال تبعهٔ انگلیس به‌عنوان نمایندهٔ زرتشتیان از بمبئی به تهران.

مداخله در وضعیت یهودیان ایران در ۱۸۷۶.

ارسال سرباز برای حمایت از یهودی‌ها در ۱۹۰۵ از کنسولگری انگلیس در شیراز.

حمایت از آسوریان در برابر دولت ایران.

عدم تحویل ۳ شاهزادهٔ شورشی در ۱۸۱۴.

مذاکره و ارتباط با شیوخ بختیاری و مشخصاً شیخ خزعل و دخالت دادن آن‌ها در مسائل کشور نظیر احداث پالایشگاه آبادان و اهدای عالی‌ترین نشان حکومت هند مستعمره و اهدای کشتی بخاری رودخانه‌ای به او در پایان جنگ جهانی اول و ۳ هزار قبضه تفنگ برای حفاظت از تأسیسات شرکت نفت، پس از خروج سربازان انگلیسی از خوزستان.

  • تجزیهٔ ایران و دخالت در تعیین مرز

عامل تحمیل قراردادهای گلستان، ترکمانچای و آخال عمدتاً به‌وسیلهٔ سِر گور اوزلی.

تحمیل گلستان به ایران برای اتحاد با روسیه علیه ناپلئون و حفاظت از استعمار هند با محوریت مک‌نیل انگلیسی.

محاصره و جدا کردن هرات از ایران در معاهدهٔ پاریس.

جلوگیری از بازپس‌گیری هرات به‌وسیلهٔ ایران با حمله به جزیرهٔ خارک.

ایجاد مشکل برای آب شرق ایران با حکمیت نابرابر و مسئله‌ساز مک‌ماهون انگلیسی بر هیرمند و دادن تنها یک‌سوم آب هیرمند به ایران باوجود داشتن دوسوم کل زمین‌های کشاورزی منطقه در سیستان.

اثرگذاری بر مرزها و شکل دادن به مرزهای ایران به‌صورت ناآرام و نابرابر در مرز غرب، شرق و جنوب ایران.

جدا کردن سیستان و ایجاد هائل برای تداوم استعمار هند از طریق کمیسیون مک‌ماهون، گلداسمیت و ماکلین.

نقش در جعل نام خلیج‌فارس از ابتدا تا امروز نظیر شروع تغییر نام از ۱۹۳۸ به‌وسیلهٔ سر چارلز بلگریو و جدی کردن آن از ۱۹۶۰ به‌ویژه در رسانه‌ها و روزنامه‌های انگلستان و مشخصاً بخش فارسی و عربی BBC.

جدا کردن بخش‌هایی از ایران طبق معاهدهٔ گلدسمیت در ۱۸۷۱ م.

 تلاش انگلیس برای تشکیل کشور بلوچستان و افغانستان بین هند و شوروی.

جدا کردن بخش دیگر کلات در ۲۴ مارس ۱۸۹۶ و خلیج گواتر تا کوهک در ۱۹۰۶ بعد از معاهدهٔ پاریس.

تحریک کردهای ایران و ترکیه برای استقلال‌خواهی.

تلاش انگلیس برای گسستن پیوند کردها با دولت مرکزی به‌ویژه در جنگ جهانی اول.

تلاش برای تجزیهٔ ایران در سال ۱۲۹۶ با تجزیهٔ جنوب و حاکمیت فرمانفرما، جنگ جهانی و ۱۳۲۴، نهضت فرمایشی جنوب در ۱۳۲۵ و هنگام خیزش ملی کردن صنعت نفت

حمایت از عباس خان سردار رشید اردلان برای احیای حکومت اردلان و پناهنده شدنش به شیخ محمود برزنجی پادشاه وعده‌داده‌شدهٔ کردستان مستقل و کمک جستنش از شیخ خزعل.

حمایت از سالارالدوله برادر محمدعلی شاه در کردستان و بعد توافق با رضاخان در سرکوب او و کردها.

حمایت از قیام آقاخان محلاتی و تهییج قبایل و ایلات بلوچ به قیام علیه حکومت مرکزی.

حمایت از فرقهٔ اسماعیلیه و مرگ مشکوک شاه خلیل‌الله رهبرشان در یزد و حمایت از پسرش آقامحمدخان محلاتی.

حمایت از شورش نایبیان در مرکز ایران.

موافقت با سقوط جمهوری مهاباد برای عدم به دست روسیه افتادن آن.

تلاش برای تجزیهٔ قفقاز و جلوگیری از پیوستن نخجوان به ایران در زمان قیام اهالی در نهم اردیبهشت ۱۲۹۸ با حضور در انجمن صلح نخجوان.

طرح میرزا آقاخان کرمانی برای خرید خوزستان به‌وسیلهٔ پارسیان هند به تحریک ادوارد براون و تلاش برای تکرار آن در ۱۳۴۰ به‌وساطت شاپور جی ریپورتر[۱۶] زیرپوشش شرکت imino co.

حمایت از شیخ جابر خان نصرت‌الملک و پسرش شیخ خزعل برای تجزیهٔ خوزستان و جنوب ایران (از دورهٔ ناصرالدین‌شاه خزعل با تضمین‌نامهٔ کتبی موردحمایت انگلیس و محافظ منافع آن در خوزستان بود و در ۱۹۱۷ م مدال همایونی بریتانیا را دریافت کرده بود) و باز گذاشتن دست رضاخان در سرکوب خزعل به‌شرط حفظ جان به‌خاطر حکومت مقتدر در مقابل کمونیسم، همکاری با خزعل در برخورد با عثمانی و نگهبانی از لوله‌های نفت و تغییر سیاست در جنگ جهانی اول با حمایت از قدرت مرکزی.

وعدهٔ حل اختلافات و شناسایی خط تالوگ در اروند به‌شرط شناسایی عراق از جانب ایران برای عضویت در جامعهٔ ملل و عدم پذیرش بعدی آن و قرارداد ۱۹۳۷ و دادن اروند به عراق به‌استثنای ۵ کیلومتر نزدیک آبادان به‌وسیلهٔ انگلیس.

استفاده از قدرت‌های محلی و اعراب منطقهٔ خلیج مثل شیخ خزعل برای تضعیف عثمانی و در اختیار گرفتن خلیج و بین‌النهرین.

تلاش برای جدا کردن سیستان از ایران.

هدایت افغان‌ها در مقابله با ایران به‌وسیلهٔ افسری انگلیسی به نام ستوان Eldard Pottinger.

قطع رابطه با ایران و حمله به خارک در ۱۸۳۸ و تداوم اشغال تا ۱۸۴۲ برای جلوگیری از بازپس‌گیری هرات.

ایجاد اختلاف با ایران و پشتیبانی از شیوخ عرب از سال ۱۸۸۰ بر سر مالکیت تنب بزرگ، تنب کوچک، سیری و ابوموسی و جلوگیری از حضور ایرانیان در آن تا خروج انگلیس از خلیج‌فارس در ۱۹۷۱.

سرباززدن از قبول حاکمیت ایران بر بحرین در ۱۸۲۰ برای پشتیبانی آل خلیفه از اشغال قشم.

تلاش برای گرفتن خارک از ایران از طریق سر جان ملکوم در ۱۸۰۱ از فتحعلی‌شان، و اشغال آن در ۱۸۳۸ و ۱۸۵۶ و بیرون نرفتن از آن تا بیرون راندن ایران از هرات.

دخالت در تثبیت همهٔ مرزهای ایران، جز مرزهای شمالی با روسیه در خاور دریای خزر و سعی نافرجام دخالت در آن، دخالت برای دفاع از هند و توسعه‌طلبی روسیه.

گنجاندن نقش انگلیس در تعیین مرزهای ایران و روسیه در عهدنامهٔ ۱۸۱۴ با ایران و شرکت سرهنگ ویلیام مونتیت از هنگ مهندس مدرس در امضای گلستان و ترکمانچای در تحدید حدود مرزها.

ایجاد مرزهای محل اختلاف نظیر مرز مشخص‌شده در ۱۹۱۴ مخصوصاً در منتهاالیه جنوبی بین ایران و عراق.

تحت‌الحمایه قرار دادن بلوچستان در اواسط قرن ۱۹ در برابر ایران.

درآوردن افغانستان و بلوچستان به‌صورت پاسدارخانه‌های خارجی انگلیس و حمایت از آن‌ها در برابر فشار ایران.

قدرت مسلط در ۵ کمیسیون مرزبانی در مذاکرات ۱۸۷۰ تا ۱۹۰۵.

اجبار ایران به خارج‌سازی نیروهایش از هرات در ۱۸۵۷ و گرفتن تعهد از شاه برای ترک دعاوی‌اش در مورد افغانستان و ارجاع اختلافات با افغانستان پیش از توسل به قوای نظامی به داوری انگلیس و تحمیل رود هری به‌عنوان مرز شمالی با افغانستان.

گرفتن بیشتر بخش باارزش و خراج‌گزار سیستان و رد کردن هرنوع تغییر.

ایجاد اسباب اختلاف با مرز مشخص‌شده به‌وسیلهٔ مک‌ماهون و خط مرزی گلدسمید به‌ویژه به خاطر وابستگی سیستان ایران به آب جاری از افغانستان.

تحریک تجزیهٔ لرستان و کردستان از جانب ایران به‌وسیلهٔ لایارد به مدت ۱۵ سال.

همراهی با روسیه برای محدود کردن مرز شرقی ایران.

  • جاسوسی و نفوذ

جاسوسی از طریق سفرنامه‌ها و سیاحان انگلیسی.

ارسال شرق‌شناسان برای حفظ منافع انگلیس مثل ملکم، سر گور اوزلی، ویلیام اوزلی، راولینسون، لرد کروزون، سر پرسی ساکس و آن لمبتون.

فرستادن نفوذی در لایه‌های مختلف مثل میتفورد، استون هنری لایارد، میز بیلی فریز یا به‌عنوان مستشرق مثل ادوارد بروان و هدایت بعضی مشروطه‌خواهان فراری به‌وسیلهٔ او، ارتباط با افسران طرفدار مصدق، نیروهای متنفذ در ارتش، اشراف، دوستان رده‌بالای دربار، بعضی روزنامه‌نگاران، پشتیبانی از روسای قبایل، همراهانی در بازار و رهبری بعضی اوباش چون شعبان بی‌مخ.

ایجاد لابی انگلیس در مجلس و مقابله با جریان‌های ملی و مذهبی از این طریق.

 قرارداد بستن با شیوخ و وسیله قرار دادن آن سیطره بر منابع.

تلاش برای حذف روسیه در سیاست ایران با شعار فضای باز سیاسی و برگرداندن چهره‌هایی مثل سید ضیاء طباطبایی از اسرائیل در ۱۳۲۲ و تشکیل حزب ارادهٔ ملی در برابر حزب توده.

کانون‌های غیررسمی و گاه مخفی خصوصی و مالی بریتانیایی آمریکایی.

تعامل از جانب کمپانی هند شرقی با کریم‌خان به‌خاطر عدم تعامل او با انگلیس.

ایجاد ایستگاه شنود ستاد فرماندهی ارتباطات دولتی در مرز ایران و شوروی.

جاسوسی از ذخایر نظامی و مالی ایران، تولیدات عمده، وضع کشاورزی و فنون مکانیکی و همچنین هرنوع اطلاعات موثق در باب رفتار، عادات و رسوم، عایدات، کسب، تاریخ و باستان‌شناسی ایران…. به‌وسیله سر گور اوزلی.

تحت‌الحمایه قرار دادن کارگزاران داخلی (که به خبرنگاران سفارت معروف بودند) و ایجاد طبقهٔ ذی‌نفع با دادن مقام، امتیازات، و بعضاً نشان از طرف حکومت هند مستعمره یا دولت انگلیس.

گرفتن اجازهٔ حفر چاه از خان‌های بختیاری (بدون داشتن اختیار از طرف حکومت مرکزی).

وابسته کردن خان‌های بختیاری به خود و در برابر حکومت مرکزی قرار دادن آن‌ها.

دادن ۳% سود شرکت نفت ایران و انگلیس به خان‌های بختیاری در قالب نخستین شرکت محدود بهره‌برداری و شرکت نفت بختیاری.

تلاش برای نفوذ در مردم در مواردی مثل پزشکی، از طریق افرادی مثل هنری مارتین، مری ببرد (در ۱۸۹۱ معروف‌شده به مریم خان) و اثرگذاری بر مسلمانان معتقد از این طریق.

جلب اعتماد رجال و مردم با درمان بیماری‌های آنان مثل درمان بیماری عروقی نایب‌السلطنه به‌وسیلهٔ جیمز کمبل، معاینهٔ منظم دختر بزرگ شاه و سایر اعضای خانواده‌اش به‌وسیلهٔ مک‌نیل و استفاده از پزشکی به‌عنوان واسطهٔ روابط محرمانهٔ سفارت و شاه، رابط شرکت نفت ایران و انگلیس به‌وسیلهٔ دکتر یونگ در جنگ جهانی اول و جلب اعتماد خان‌های بختیاری و زنانشان و تبدیل وی به مأمور پزشکی و مأمور سیاسی شرکت نفت و شاه‌کلید مذاکرات شرکت نفت با شیخ محمره و بختیاری‌ها.

تأسیس درمانگاه و پزشک در همهٔ کنسولگری‌ها برای توسعهٔ تجارت.

ایجاد طبقهٔ ستون فقرات جمعیت متفرق انگلیس با منسوبان تلگرافچیان تلگراف‌خانه‌های هند و اروپا در ایران.

جاسوسی هیئت‌های سیاسی نظیر جیمز موریه، و ویلیام اوزلی و مأموران ارسالی از هند تحت عنوان سیاحان انگلیسی.

ارسال ۲ افسر پیاده‌نظام بمبئی سروان چارلز کریستی و ستوان هنری پاتینجر در لباس خریداران اسب برای امکان‌سنجی حمله‌های محتمل به هند.

جاسوسی افسران هیئت‌های نظامی در قالب سفرهای زیاد از ۱۸۰۹ تا ۱۸۳۸ و اوایل سال‌های دههٔ ۱۸۶۰ به بهانهٔ کشیدن نقشهٔ خط تلگرافی هند.

سوءاستفاده از ایران برای جاسوسی از روسیه.

جاسوسی Edward Granvill Browne از روحیات مردم ایران.

  • اشغال، تهدید و جنگ

قرارداد تقسیم ایران با روسیه ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵.

 تهدید به فرستادن ناوهای جنگی به خلیج‌فارس، شکایت به دیوان دادگستری بین‌المللی، تحریم ایران و درنهایت مشارکت در کودتای ۲۸ مرداد از جانب MI۶ و شرکت نفت ایران و انگلیس به‌خاطر ملی کردن صنعت نفت در دورهٔ چرچیل.

اشغال ایران با شوری در ۳ شهریور ۱۳۲۹ به‌بهانهٔ جاسوسان آلمانی.

تلاش برای فتح‌آبادان برای نفت در ۱۹۱۴.

تهاجم به خلیج‌فارس به‌بهانهٔ وجود دزدی دریایی در ۱۸۲۰.

فشار اقتصادی و بحران اجتماعی تحمیلی اشغال در جنگ جهانی دوم در ایران ۱۳۲۰-۱۳۲۴.

ارسال لشکر با سربازان هندی در ابتدای قرن بیستم به جنوب ایران و به هم ریختن زمین.

حمله به ایران و اشغال خارک و بمباران بوشهر بعد از تلاش ایران برای بازپس‌گیری هرات در سپتامبر ۱۸۵۶.

اشغال جزیرهٔ قشم و تأسیس یک انبار تدارکات نیروی دریایی در باسعیدو واقع در شمال غربی جزیرهٔ قشم در ۱۸۲۳ بدون کسب اجازه از دولت ایران.

داشتن یک اسکادران در خلیج‌فارس متشکل از ۷ کشتی بین بصره و بوشهر به‌مدت ۴۰ سال از جانب نیروی دریایی هند مستعمره.

همکاری کنسول انگلیس در تهران با قاچاقچیان مواد مخدر.

شکست دادن ایران در جنگ ۱۸۵۶-۷.

ارسال سلاح از جانب حکومت هند مستعمره برای کنسولگری‌های مشهد و سیستان به‌دنبال اغتشاشات سیستان بدون اطلاع ایران.

حمایت وزیرمختار انگلیس از وصول طلب‌های انگلیسی‌ها.

واردکردن پنهانی اسلحه و ساختن قلعه در آبادان.

استفاده از ایران در حکم یک پاسگاه خارجی برای دفاع از هند.

تصرف بندر و شهر بوشهر و افراشتن پرچم انگلیس به‌جای پرچم ایران، گرفتن ادارات و لشکرکشی نافرجام به تنگستان در آغاز اوت ۱۹۱۵.

ایجاد قوای ۱۱ هزارنفری به‌جای ژاندارمری بدون تأیید ایران از جانب فرستادگان سایکس.

تجهیز نگه‌داری مرز شرقی برای ادامهٔ جنگ با همراهی روسیه و دادن سالی ۲۰۰ هزار تومان (۶۵ هزار لیره) به دولت به‌عنوان رشوهٔ آن.

تأسیس تفنگداران جنوب با ۸۰۰۰ افسر و سرباز با ترکیب ۶ هزار نفر ایرانی و ۲ هزار نفر انگلیسی و هندی بدون اجازه و پذیرش دولت و اعدام فراریان از آن.

  • بدعهدی، خالی کردن پشت ایران و مصالحه با قدرت‌ها بر سر ایران

سکوت به تجاوز روسیه در کشتار شهرهای شمالی و اعدام ثقهالاسلام در عاشورای ۱۳۳۰ ق تبریز.

تلاش برای تثبیت هند در مرزهای ایران در اوایل قرن ۱۹ و سیاست چندگانه در نبردهای ایران و روس.

سازش با آلمان در ایران بین ۲ جنگ جهانی برای از دست ندادن آلمان به‌عنوان مهم‌ترین محل صادرات هم‌چنین قرار دادن او مقابل روسیه.

عدم انجام تعهدات در قبال فتحعلی شاه و صرفاً اعزام چند صاحب‌منصب نظامی و فروش اسلحه و مهمات.

مخالفت با جنگ ایران و روس در ارزنه‌الروم برای حفظ موازنهٔ قوا و تضعیف ۲ طرف، جلوگیری از پیشروی روس‌ها با نامه‌نگاری و صحبت با ایران و خانات آسیای میانه در شمال شرق ایران.

خالی کردن پشت ایران در جنگ با روس‌ها.

خودداری از ارسال هیئت نظامی به ایران تا اواخر قاجار.

غارت ۳۰ هزار لیرهٔ دریافتی از نایب‌السلطنه برای خرید اسلحه و سایر تجهیزات نظامی از لندن در ۱۸۳۶ به‌وسیلهٔ بازرگان انگلیسی چارلز بورجس و عدم انجام تعهدات.

قرارداد ایجاد قرنطینه در بندرگاه‌های ایران در ۱۸۹۶ و پرداخت حقوق به‌وسیلهٔ ایران بدون انجام کامل ۱۰ روز قرنطینه.

میانجیگری نافرجام در کشمکش ایران و عثمانی برای حفظ منافع بریتانیا در خلیج‌فارس و هند.

  • اجبار ایران به تأمین منافع انگلیس باتحمل هزینهٔ بالا

مجبور کردن ایران به مقابله با پیشروی روس‌ها در شرق خزر برای حفاظت از هند.

حمایت از جنگ دوم ایران و روس.

  • تضعیف ایران و جلوگیری از پیشرفت و حفظ امنیت

جلوگیری از شکل‌گیری نیروی دریایی قوی دیگر در خلیج‌فارس و تضعیف نیروهای دریایی ایران و بقیه.

مخالفت شدید با دستیابی ایران به ناوهای جنگی و کارشکنی در جریان خرید آن.

از بین بردن نیروی دریایی و کشتن افراد آن در زمان اشغال در شهریور ۱۳۲۰.

عقب انداختن و بعد هدایت پروژهٔ راه‌آهن ایران تحت تأثیر نقشهٔ انگلیس و حفظ منافع او به‌ویژه در جنگ جهانی.

جلوگیری از سامان یافتن درست اقتصاد ایران با تشکیل بانک شاهنشاهی و یکه‌تازی آن تا مشروطه و انحصار چاپ اسکناس، در اختیار گرفتن تمام امور اقتصادی مثل خزانهٔ حکومت، ارسال عایدات به شهرستان‌ها و بیکار کردن صرافان با این وسیله، گرفتن مالیات، فرستادن هزینه‌های ولات، ضرب سکه، خرید نقره برای ضرابخانه، پرداخت حقوق مأمورین و نظامیان، دادن وام و گرفتن اقساط به لیر و زیاد و کم کردن آن، ورشکسته کردن تجارت‌خانه‌های جمشیدیان و جهانیان و جلوگیری از تأسیس بانک ملی از مجلس اول تا ۱۳۰۶.

نقش‌آفرینی در رقابت روسیه و عثمانی بر سر راه تجاری و ترانزیتی ایران در اویل قرن نوزدهم.

ایجاد فساد در رجال ایران قاجاری.

دخالت انگلیس در چاپ اسکناس و کاهش ارزش پول ملی، کاهش نقش صنعت به‌خاطر خرابی و عدم امکان تعویض قطعات یدکی، اشغال ساختمان‌ها بدون پرداخت هزینه.

طرح ضرورت اصلاحات کنترل‌شده برای جلوگیری از اصلاحات رادیکال، از جانب وابستهٔ نظامی سرگرد پیکوت در ۱۸۹۵ م.

ورشکست کردن نیل ساز دزفول در سال ۱۲۹۹ ق.

از بین بردن کشاورزی ایران با به راه انداختن بهانهٔ بهداشتی کیفیت خوب هیزم پستهٔ کوهی، شاتوت، زردآلو و گردو د دورهٔ پهلوی.

  • ایجاد آشوب

 تحریک فتنه در ۸۸ به‌وسیلهٔ بی‌بی‌سی فارسی.

  • ترویج اعتیاد

دامن زدن به اعتیاد به تریاک در دورهٔ قاجار و تلاش برای رواج تریاک از طریق پزشکان، بازرگانان و مسیونرها و کشت تریاک در ایران برای بازار، مردم و ارتش از دورهٔ صفوی.

تحریم

تحریم نفتی ایران از جانب انگلیس و غرب در دورهٔ مصدق.

  • دستاویز رقابت با دیگران کردن ایران

تلاش برای حذف رقبای نفتی در ایران به‌ویژه نفت شمال.

  • پشتیبانی از حمله به ایران

حمایت انگلیس از رژیم بعث و اعطای ۳۵۰ میلیون پوند اعتبار تجاری به عراق.

  • غارت و سوءاستفاده از امکانات و منابع ایران و ضربه زدن به اقتصاد

حفاری‌های غیرعلمی و ضربه زدن به لایه‌های باستان‌شناسی و غارت سرمایه‌های تاریخی به کلکسیون‌های دولتی و شخصی.

تأسیس شعبهٔ تلگراف هند و اروپا و کمپانی تلگراف هند و اروپا (ایران به‌عنوان مسیر اصلی هند تا لندن)

غارت نسخه‌های خطی عربی و فارسی به قیمت عادله برای بریتیش میوزیوم به‌وسیلهٔ سر گور اوزلی.

جمع‌آوری گیاهان، دانه‌ها و ریشه‌های کمیاب برای باغ‌های سلطنتی Kew به‌وسیلهٔ سر گور اوزلی.

استخدام افراد عشایر محلی به‌وسیلهٔ سرکنسول مشهد برای خدمت در ارتش هند در سال ۱۹۰۵.

استفاده از بازار ایران با صدور پارچه از منچستر و ورود ابریشم از منطقه سواحل دریای خزر به‌وسیلهٔ رالی و انگلستو و صدور ابریشم گیلان و ورود پارچه‌های نخی از منچستر به‌وسیلهٔ شرکت زیگلرز.

صدور قالی، چرم، پشم، گندم، تریاک، و سایر محصولات ایران و ورود محصولات مستعمراتی از قبیل چای و قند، رنگ و قماش از هند و اروپا به‌وسیلهٔ شرکت رالی.

کشیدن خط تلفن بین میدان نفتون و پالایشگاه با استفاده از قایق‌های باری در کارون علیا بدون رضایت ایران.

نرسیدن به بیمارستان‌ها ایرانی نظیر بیمارستان مصادره شده از آلمان‌ها و کمبود غذای اغلب بیماران و عدم پرداخت حقوق کارمندان.

بردن آثار تاریخی ایران از قبیل کاشی، کارهای فلزی، پارچه و خاتم‌کاری؛ هم‌چنین تعدادی از نقاشی‌های عصر قاجاریه باقیمت‌های پایین در ۱۸۷۳ به‌وسیلهٔ مرداک اسمیت.

گردآوری آثار باستانی به‌وسیلهٔ سرگرد استون به‌ویژه از تخت جمشید و ارسال آن‌ها با کشتی به انگلستان.

از بین بردن اصالت و زیبایی فرش ایران با تحمیل تجارتی و استاندارد کردن صنعت قالی‌بافی.

نابود کردن تولید ملی با ورود کالاهای ارزان و ماشینی اروپا و تحمیل پرداخت تنها ۵% حقوق گمرکی علی‌رغم جبر ایرانیان به پرداخت حق راهداری و عوارض دم دروازهٔ هر شهر.

  • تحقیر ایرانیان

تحقیر ایرانیان با گماردن کارمندان ایرانی در سفارت برای مذاکره با مقامات ایران.

برخورد با ایران به شیوهٔ مملکت استعماری.

ب) برخی دخالت‌ها در کشورهای دیگر

  • تضعیف، تجزیه و براندازی

تلاش برای ایجاد سپر در برابر عثمانی بعد انقلاب اکتبر با ایجاد دولت و سپاه از مسیحیان ارمنی و آسوری آذربایجان با جذب نیروهای کرد به سرایلی اسماعیل آقا (سیمیتقو).

جلوگیری از یک افغانستان قوی و تلاش برای ایجاد جنگ خانگی و متهم نمودن به نادانی مردم افغان.

اعلام آمادگی به رسمیت شناختن عربستان و خلافت اعراب، ارسال توماس ادوارد لارنس عضو اداره اطلاعات مستعمرات بریتانیا میان اعراب، دادن سلاح به اعراب نجف و کربلا، و تجزیهٔ عثمانی.

ارسال گرترود بل برای جاسوسی و تجزیهٔ خاورمیانه به تهران، عراق، اردن و… .

شکل دادن اسرائیل و ترغیب رسمی شرکت‌های انگلیسی به حضور در بازار اسرائیل.

برانداختن حکومت‌های مردمی مالزی، ایران و… .

دخالت در ترور رهبران کشورهای خارجی نظیر جمال عبدالناصر رئیس‌جمهور مصر، سوکارنو رییس‌جمهور اندونزی در دههٔ ۱۹۵۰، انور خوجه رییس‌جمهور آلبانی در ۱۹۴۸، سرهنگ گریواس فرماندهٔ چریک‌های قبرس در اواخر دههٔ ۱۹۵۰، مفتی بیت‌المقدس و Chandra Bose رهبر ناسیونالیست هند، Dag Hammarskjöld دبیر کل سازمان ملل در ۱۹۶۱ در سفر برای توافق کنگو و رودزیا، میلوشویج رییس‌جمهور سابق یوگوسلاوی.

کودتا برای حذف حاکمان امیرنشین شارجه در ۱۹۶۵ و ابوظبی در ۱۹۶۶.

ترور نافرجام جمال عبدالناصر اوسط دههٔ ۱۹۵۰.

ترور و سرنگونی دولت سوریه با کودتای انگلیسی ۱۹۴۹.

براندازی چدی جاگان در گویان انگلیس در ژوئیهٔ ۱۹۵۴

سرنگون کردن مصدق در اکتبر ۱۹۵۳.

سرنگونی یاکوبو آربنز در گواتمالا و حمایت انگلیس از آمریکا در سازمان ملل در اکتبر ۱۹۵۶

حمله به مصر برای سرنگونی ناموفق عبدالناصر در ژوئیه ۱۹۵۷.

کودتا در عمان و سرنگونی حاکم عمان و به سلطنت رساندن سلطان قابوس در دسامبر ۱۹۷۵.

برنامه‌ریزی برای ترور نافرجام میلوشویج در ژوئن ۱۹۹۳.

برنامه‌ریزی کودتا و سوءقصد علیه قذافی در آوریل ۱۹۹۶.

  • اختلاف‌اندازی و نفوذ

دخالت شرکت کانال سوئز در ۱۹۲۸ در مسائل داخلی مصر و حمایت اخوانی‌ها از ملک فاروق و نخست‌وزیر انگلوفیل او اسماعیل صدفی.

دامن زدن و تسلیح هر ۲ طرف منازعات مثل ترکیه و یونان در ماجرای قبرس، چین و تایوان، لبنان و اسرائیل در زمان اشغال جنوب لبنان، هند و پاکستان، زیمباوه، نامیبیا و آنگولا، حامیان رژیم کونگو و جنگندگان با کنگو، اوگاندا و رواندا.

ایجاد طبقهٔ حافظ منافع خود در کشورها در دوران استعمار و حتی استعمارزدایی نظیر سپاهیان، شاهزادگان، نجبا و ملاکان وام‌دار انگلیس در هند.

امارات به‌عنوان حوزهٔ نفوذ اصلی انگلیس در منطقه.

تلاش برای اتحاد با ایران علیه ممالیک، حکام مسلمان مصر.

شوراندن عثمانی و صفوی علیه هم.

ایجاد تفرقه بین حکام خلیج‌فارس و تحت‌الحمایگی آن‌ها در قرن ۱۹ و ۲۰.

  • اشغال، تهدید، جنگ و وابسته کردن

عدم وعدهٔ استقلال عراق و اعلام قیمومیت بر عراق در کنفرانس سان رمو ایتالیا در ۲۵ آوریل ۱۹۲۰ و اشغال عراق در جنگ جهانی اول.

اخراج مردم جزایر چاگوس (دیه‌گو گارسیا) در ۱۹۶۶ و اجارهٔ ان به آمریکا برای حملات نظامی به آسیا.

تجاوز ۱۹۵۶ به مصر بر سر بحران سوئز.

حمله به افغانستان و یوگوسلاوی بدون مجوز سازمان ملل، نادیده گرفتن قوانین بشردوستانهٔ بین‌المللی در حمله به یوگوسلاوی، بمباران غیرقانونی عراق در دسامبر ۱۹۹۸، حفظ منطقهٔ پروازممنوع و تحریم و درنهایت حمله به عراق.

استعمار دنیا به مدت ۸ قرن.

در اشغال داشتن ۱۶ کشور در حال حاضر نظیر ایرلند، اسکاتلند، ولز، استرالیا، کانادا و… .

استفاده از دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار[۱۷]برای تهدید کشورها.

اعزام نیرو برای سرنگونی دولت منتخب مردمی گویان انگلیس در ۱۹۵۳.

دخالت در پاپوای غربی برای دفاع از منافع گازی B.P. و معادن طلا و مس Freeport شرکت انگلیسی Rio Tinto.

دادن اجازهٔ استقلال به کویت به‌شرط مداخلهٔ نظامی در هنگام لزوم.

پیاده کردن ۷۰۰۰ نیرو در کویت با فریب امیر کویت از خطر احتمالی حملهٔ عراق در ۱۹۶۱.

عمان نزدیک‌ترین متحد سنتی انگلستان در خلیج‌فارس و تأمین تدارکات حیاتی و تأسیسات پایگاهی حساس در جنگ افغانستان، فرماندهی افسران انگلیسی تا دههٔ ۱۹۸۰ بر نیروهای مسلح عمان و به تخت نشاندن سلطان قابوس با کودتا علیه پدرش در ۱۹۷۰، خدمت انگلیسی‌ها در مناصبی مانند فرماندهان قوای مسلح، وزیر دارایی، وزیر خارجه و نفت و رییس اطلاعات و شرکت نفت.

دادن استقلال به جزایر موریس به‌شرط خرید جزایر چاگوس در ۱۹۴۸.

اشغال نیمی از کرهٔ زمین: عراق، افغانستان، هند، خاورمیانه، ایرلند، استرالیا و… .

اشغال هنگ‌کنگ به مدت ۱۵۰ سال به خاطر مقاومت چین مقابل صادرات تریاک انگلیس به چین.

اشغال جزایر دیه‌گو گارسیا و اخراج اجباری ساکنان آن و اجاره دادن آن به آمریکا برای جنایت در خاورمیانه بعد از جنگ جهانی دوم.

اشغال عراق در ۱۹۱۴ و تلاش برای فتح بصره در ۲۳ نوامبر ۱۹۱۴.

لشکرکشی به یمن شمالی و حمایت تسلیحاتی از سلطنت‌طلبان در برابر جمهوری خواهان طرفدار مصر و قتل ۲۰۰ هزار نفر در ۱۹۶۴

جنگ در حمایت از عمان و سرکوبی شورش ظفار در اکتبر ۱۹۶۵

  • سرکوب و کشتار مردم و حمایت از دیکتاتورها

تشکیل باندهای تروریستی در پوشش بومیان ‌منطقه نظیر دههٔ ۱۹۴۰ در فلسطین و دههٔ ۱۹۶۰ در عدن.

سرکوب جهاد مردم عراق به‌حکم جهاد میرزای شیرازی، شیخ‌الشریعه در برابر اشغال.

سرکوب جهاد به‌حکم ۲۸ عالم شیعی و شیخ‌الاسلام عثمانی برای مقاومت در برابر فتح بصره.

۲۰ هزار افغانی جان‌باخته در حملهٔ آمریکا به عراق در ۲۰۰۱ در برابر ۳ هزار کشتهٔ یازده سپتامبر.

ارسال کشتی‌های جنگی، تدارکات و ارسال اطلاعات برای تصرف اندونزی به دست ژنرال سوهارتو همپای آمریکا در ۱۹۶۵.

مشارکت در قتل‌عام یک‌میلیون رواندایی در ۱۹۹۴.

استفاده از گازهای سمی، بمب‌های خوشه‌ای و اورانیوم ضعیف شده به‌ویژه در عراق.

مسلح کردن عراق در دههٔ ۸۰ به‌وسیلهٔ دولت و بخش خصوصی و دادن مواد اولیهٔ سلاح‌های شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای مثل سیانور سدیم و سولفید سدیم، پلوتونیوم، زیرکونیوم، اکسید توریم و طیف‌سنج گاز.

بارها سوءاستفاده از حق وتو به‌ویژه برای حمایت از کشورهای نژادپرست مثل اسرائیل، آفریقای جنوبی و رودزیا.

حمایت از ارعاب و سرکوب عراق بر ضد کردها در دههٔ ۱۹۸۰.

حمایت از آپارتاید در آفریقای جنوبی و جوخه‌های مرگ در آمریکای مرکزی.

تجهیز ترکیه و آموزش نظامیان ترک در انگلیس برای سرکوب کردها برای حفظ منافع اقتصادی انگلیس در ترکیه.

ساماندهی القاعده، طالبان و مجاهدین به‌عنوان بزرگ‌ترین علمی‌ات پنهانی انگلیس از زمان جنگ جهانی دوم.

آموزش و تسلیح رژیم عربستان.

تصویب بودجهٔ مبهم در پارلمان تحت عنوان پیشگیری از منازعات جهانی و استفاده در مواردی نظیر کمک به نپال برای سرکوب گروه چریکی مائوئیستی در ۱۹۹۶.

فروش سلاح به دنیا حتی پنتاگون و رتبهٔ دوم فروش سلاح در دنیا و دارای یک‌چهارم کل فروش دنیا، فروش حدود ۵

میلیارد دلار سلاح به ۱۴۰ کشور دنیا و یارانه دادن به ۲ شرکت بزرگ تولید سلاح Bae Systems و GEC-Marconi و اختصاص یک‌سوم از اعتبارات صادراتی به آن، فروش ۸۶% سلاح‌ها به کشورهای درحال‌توسعه.

معاف کردن صدور مجوز صادرات از سلاح برای عدم پاسخ‌گویی نسبت به محل استفاده از آن.

توجیه اقدامات آمریکا و دخالت‌هایش از جنگ جهانی دوم تاکنون، نظیر نیکاراگوئه، ویتنام، لیبی، گواتمالا، آمریکای لاتین، پاناما، سودان، افغانستان و… .

پشتیبانی اطلاعاتی و تدارکاتی و اعزام نیرو در پوشش استرالیا و نیوزلند در دخالت‌های آمریکا در شرق آسیا.

آموزش نیروهای آمریکایی، ویتنامی و تایلندی در آموزشگاه جنگ‌های جنگلی انگلیس.

آموزش و کمک به تجهیز کنتراها در نیکاراگوئه.

حمایت از رژیم السالوادور و آموزش افسران آن در انگلیس.

اجازه دادن به استفاده از پایگاه‌ها و جزایر انگلیس برای حملات نظامی آمریکا مثل دیه‌گوگارسیا در شرق آسیا یا لیبی در بمباران ۱۹۸۶.

حمایت از اسرائیل و محکوم کردن اسرائیل و فلسطین در مواضع عمومی

کشتار در کوزوو.

تجهیز و حمایت از اندونزی سوهارتو در کشتار مردم خود و تیمور شرقی به‌ویژه ۲۰۰ هزار نفر در تیمور شرقی در ۱۹۷۵ و آموزش ارتش اندونزی.

جلوگیری از به قدرت رسیدن دولت‌های مردمی در خلیج‌فارس و تقویت افراط‌گرایان مذهبی.

حمایت و روابط گستردهٔ دیپلماتیک و نظامی با رژیم‌های عمان، بحرین و کویت و انعقاد بزرگ‌ترین معاهدهٔ تسلیحاتی جهان با عربستان و آموزش نیروهای خشن امنیت داخلی او.

آموزش افسران ۶ کشور همکاری خلیج‌فارس و داشتن نیرو در همهٔ آن‌ها جز بحرین و زندگی ۳۰ هزار انگلیسی در عربستان و وجود هیئت نظامی انگلیس در عربستان.

کمک MI6 به کویت و عربستان در جنگ خلیج‌فارس علیه عراق.

قرارداد تسلیحاتی ۵۰ میلیارد پوندی الیمامه در سال‌های ۱۹۸۵ و ۱۹۸۸ با عربستان برای تجهیز و نوسازی نیروهای مسلح.

حاضر نشدن به تن دادن به درخواست دیده‌بان حقوق بشر برای تغییر روابط نظامی در صورت نقض حقوق بشر به‌ویژه در مورد بحرین.

تسلیح و آموزش رژیم بحرین و صدور سلاح به همهٔ واحدهای نیروهای امنیتی، ازجمله نیروی دفاعی بحرین و گارد ملی (آموزش داده‌شده در وزارت دفاع انگلیس).

سرکوب تظاهرات ضد رژیم بحرین از ۱۹۶۵-۱۹۶۶ تا امروز و اتحاد کلیدی با رژیم بحرین و خدمت ۱۰‌ها انگلیسی در نیروی امنیتی بحرین حتی داشتن مناصب عالی.

ورود به شمال عمان برای سرکوب شورش ارتش آزادی‌بخش عمان و بمباران مواضع دفاعی آنان و امکانات ادامهٔ حیات ازجمله کشت و زرع، دام‌ها و منابع تأمین آب بومیان در ۱۹۵۹ و سرکوبی شورش ظفار از سوی جبههٔ خلق برای آزادی خلیج‌فارس در ۱۹۶۴.

عملیات اخلالگرانه مانند رشوه، کمک‌های مالی مخفی، شنود و استراق سمع تلفنی و استفاده از بمب‌های مدادی در عملیات موسوم به حقه‌های کثیف در خاورمیانهٔ MI۶ در اواسط دههٔ ۱۹۶۰.

مقابله با نهضت آزادی‌بخش ملی یمن جنوبی از ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷.

دستگیری و کشتار مخالفان سیاسی در هنگام استقلال یمن در ۱۹۶۳.

شکنجهٔ مخالفان با شیوه‌هایی مانند ایستادن کنار دیوار، کشیدن کیسه روی سر، ایجاد صداهای ناهنجار، محرومیت از آب، غذا و خواب بازداشت‌شدگان در عملیات ضد شورش در فلسطین، مالایا، کنیا، قبرس، کامرون انگلیس (۱۹۶۰-۱۹۶۱)، برونئی (۱۹۶۳)، گویان انگلیس (۱۹۶۴)، یمن جنوبی (۱۹۶۴-۱۹۶۷)، بورنئو/مالزی (۱۹۶۵-۱۹۶۶)، خلیج‌فارس (۱۹۷۰-۱۹۷۱) و ایرلند شمالی (۱۹۷۱)

کشتن ۲۰۰ هزار نفر در جنگ مخفیانه در یمن شمالی.

فرستادن پول و سلاح به شورشیان سلطنت‌طلب مخالف با نیروهای جمهوری‌خواه طرفدار مصر در یمن و پشتیبانی جاسوسی و لجستیکی.

اجیر کردن قبایل محلی برای بمب‌گذاری در پایگاه‌های نظامی مصر و بمباران مکرر مواضع مصر به‌وسیلهٔ نیروی هوایی انگلیس.

حمله به مصر در ۱۹۵۶ به‌خاطر ملی کردن شرک کانال سوئز.

کشتار اسماعیلیهٔ مصر به جرم مقاومت مقابل انگلیس.

کشتار ۱۵۰ هزار نفر، زندان و شکنجهٔ ۹۰ هزار انسان، مصادرهٔ ده هزار زمین و اسکان اجباری نیم میلیون نفر در روستاهای حفاظت‌شده در کنیا که منجر به مرگ ۱۵۰ هزار نفر از بیماری و گرسنگی شد.

آغاز سرکوب جنبش مائومائو در کنیا از ۱۹۵۲.

اعدام ۱۰۱۵ کنیایی از ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۶ و به نمایش گذاشتن جسدها در بازار و…

سرکوب شورش در مالایا از ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۰ استفاده از نمونهٔ اولیهٔ بمب‌های خوشه‌ای مدرن، کوچاندن مردم و کاربرد مواد شیمیایی علیه مردم.

جلوگیری از برخورد شورای امنیت با کشتار ۱۹۹۴ یک‌میلیون رواندایی و پیگیری خروج نیروهای پاسدار صلح و کاهش تعداد آن‌ها، در اختیار قرار ندادن امکان هوایی خود برای آمدن کشورهای داوطلب، جلوگیری از به کار رفتن لفظ نسل‌کشی در مورد آن برای عدم جلوگیری کشورها از آن بر اساس مفاد کنوانسیون ژنو.

اعلام حالت فوق‌العاده در مالایا و ۱۲ سال جنگ و اسکان مجدد در اکتبر ۱۹۵۲.

اعلام حالت فوق‌العاده در کنیا، اسکان به‌زور در روستاهای حفاظت‌شده و مرگ ۱۵۰ هزار آفریقایی در اوت ۱۹۵۳.

لشکرکشی و سرکوب شورشیان عمان در ژوئیه ۱۹۵۸.

دخالت نظامی در اردن به بهانه کودتای ساختگی مصر در ۱۹۶۱.

ترور داگ هامرشولد دبیر کل سازمان ملل در جریان مذاکره در کنگو در ژوئیه ۱۹۶۱.

مداخله در کویت به‌بهانهٔ ساختگی امکان مداخله عراق در ۱۹۶۲.

حمایت از کودتای ارتش اندونزی و مرگ یک میلیون نفر در ۱۹۶۸.

اخراج غیرقانونی ۱۵۰۰ ساکن مجمع‌الجزایر چاگوس و ازجمله جزیره دیه‌گوگارسیا در ژوئیه ۱۹۷۰.

حمایت از لشکرکشی اندونزی به تیمور شرقی و قتل ۲۰۰ هزار نفر در ۱۹۸۰.

آغاز آموزش مجاهدین علیه شوروی به‌وسیلهٔ ۶MI در ۱۹۸۱.

مداخله در نیکاراگوئه و حمایت آمریکا از K.M.S به خاطر حمایت از کنترا در اکتبر ۱۹۸۳.

حمایت از تجاوز آمریکا به گرانادا در ۱۹۸۵.

قرارداد سلاح الیمامه با عربستان برای امضا ۵۰ میلیارد پوند در بهار ۱۹۸۶.

دادن موشک‌های دوش‌پرتاب بلوپایب به مجاهدین و اسقاط بعضی هواپیماهای مسافربری با آن در آوریل ۱۹۸۶.

دادن پایگاه‌های هوایی به آمریکا برای حمله به لیبی در دسامبر ۱۹۸۹.

حمایت از آمریکا در یورش به پاناما در ژانویهٔ ۱۹۹۱.

بمباران عراق همراه آمریکا و ائتلاف بعد از تجاوز ۱۹۹۰ عراق به کویت در آوریل ۱۹۹۱.

تعیین منطقه پروازممنوع در عراق و بمباران مخفیانه و دائم در نوامبر ۱۹۹۱.

فروش سلاح به اندونزی باوجود سرکوب تظاهر آرام دیلی در تیمور شرقی به‌وسیلهٔ اندونزی در ۱۹۹۲.

حمایت سیاسی از حملات با کروز آمریکا به عراق در آوریل ۱۹۹۴.

جلوگیری از برخورد با نسل‌کشی در رواندا و کمک به کاهش نیروها و جلوگیری از اطلاق نسل‌کشی در ۱۹۹۶.

ارسال گروه آموزشی تأمین امنیت داخلی عربستان برای حمایت از گارد ملی در فوریه ۱۹۹۶

استفاده تانک ای سبک اسکورپیون به‌وسیلهٔ اندونزی علیه تظاهرکنندگان در سپتامبر ۱۹۹۶

حمایت سیاسی از حمله کروزی آمریکا به عراق در فوریه ۱۹۹۷

اطمینان دادن تونی بلر به B.A.E. Systems برای تداوم صادرات در اوت ۱۹۹۸.

حمایت سیاسی از حمله آمریکا به پادگان‌های القاعده در افغانستان و کارخانه داروسازی شفا در سودان در دسامبر ۱۹۹۸.

بمباران سنگین عراق بعد ۲ هفته بمباران مخفیانه منطقه پروازممنوع در مارس ۱۹۹۹.

بمباران نیروهای میلوشویچ در یوگوسلاوی برای اجبار به خروج از کوزوو در اوت/سپتامبر ۱۹۹۹.

ارسال سلاح به جاکارتا علی‌رغم کشتار ۵۰۰۰ نفر و فرار ۵۰۰

هزار نفر در تیمور شرقی به علت کشتارهای پسااستقلال در اکتبر ۱۹۹۹.

اجازه ندادن به راهپیمایی و جمع‌کردن پرچم تبت در هنگام بازدید چیانگ زمین نخست‌وزیر چین از انگلیس در ژانویه ۲۰۰۰.

سرپیچی از تحریم تسلیحاتی اتحادیهٔ اروپا علیه چین با دیدار ژنرال چی‌هائوشن وزیر دفاع و فرمانده نیروهای عامل کشتار ۱۹۸۹ تیان آن‌من در فوریه ۲۰۰۰.

اعلام حمایت از روسیه در تخریب کامل گروزنی پایتخت چچن به‌وسیلهٔ رابین کوک وزیر خارجه در ژوئیه ۲۰۰۰.

استعفاییان هندرسون پس از مدت‌ها ریاست بر سرویس سرکوبگر و خشن امنیتی بحرین در ۲۰۰۱.

رسیدن صادرات اسلحه انگلیس به ۵ میلیارد پوند در فوریه ۲۰۰۱.

حملات هوایی آمریکا و انگلیس به بهانه تهدید هواپیماها در منطقه پروازممنوع عراق در اکتبر ۲۰۰۱.

حمله گسترده القاعده و طالبان به بهانه ۱۱ سپتامبر در نوامبر ۲۰۰۱.

تشدید بمباران ‌مناطق پروازممنوع عراق در اکتبر ۲۰۰۲.

حمایت ضمنی بلر از جنایت روس‌ها در چچن در مارس ۲۰۰۲.

  • تحریم

تحریم‌ها و ممانعت از ورود و تأخیر انداختن تا گذشتن تاریخ‌مصرف نیازهای دارویی، غذایی و… به بهانهٔ تحریم.

جلوگیری از لغو تحریم‌های عراق با استفاده از حق وتو.

کشتن صدها هزار عراقی در دوران تحریم با جلوگیری از وارد شدن نیازهای اولیه به بهانهٔ دومنظوره بودن و پایین آوردن قیمت نفت و جلوگیری از تأمین نیازهای عراقی‌ها.

  • بدعهدی

خالی کردن پشت چچن‌ها در روسیه و کردها در ترکیه.

  • جاسوسی

جاسوسی از دنیا به‌ویژه در فضای مجازی از طریق GCHQ انگلیس همپای NSA آمریکا.

جاسوسی اقتصادی و علم ‌و فناوری آگاه کردن شرکت‌های انگلیسی از اقدامات رقبا به‌وسیلهٔ MI۶.

  • شکل‌دهی مرزها

شکل دادن مرزهای نابرابر کشورها به‌ویژه در دانشگاه سواز.

  • فشار به حکومت‌های مردمی

تحت‌فشار قرار دادن زیمباوه و تلاش برای اخراج آن از سازمان‌های بین‌المللی.

  • تحمیل سیاست‌های استعماری

اجبار کشورهای اروپای شرقی، روسیه، بالکان و مشخصاً بوسنی و کوزوو به اجرای سیاست‌های اقتصاد بازار آزاد.

  • غارت منابع کشورها و برهم زدن اقتصاد آن‌ها

تلاش MI۶ برای دست‌یابی به کالاهای کلیدی، مانند نفت یا فلزات و سودهای حاصل از منافع تجاری.

استعمارزدایی تنها به‌شرط باز کردن دست شرکت‌های انگلیس در غارت منابع و ثروت‌های اقتصادی و تسلط اساسی بر کشورها، مناطق کلیدی و کل اقتصاد و مداخله در غیر این صورت نظیر انگلیس در کویت (۱۹۶۱)، مصر (۱۹۵۶)، ایران (۱۹۵۳)، عمان (۱۹۵۷ و ۱۹۶۴) و یمن شمالی (دههٔ ۱۹۶۰).

حفظ ثبات نفت انگلیس از طریق غارت نفت خلیج‌فارس.

مالیات ۵۵ درصدی به آفریقائیان کنیا تا ۱۹۶۰.

صدور بیشترین مقدار طلا از غنا و کشتن حدود ۱۰ هزار نفر آفریقایی در آنجا.

غارت صنایع معدن قلع و کائوچوی مالایا.

غارت منابع بوکسیت گویان انگلیس.

غارت اندونزی بعد کودتا به‌ویژه b.p، british gas، Britoil

از بین بردن اقتصاد کشورهای هند و پاراگوئه.

برهم ریختن اقتصادها با وام و مجبور به مصرف کردن کالاها و قرارداد با شرکت‌های بریتانیایی.

تلاش برای گنجاندن موارد جدید در دستور کار دوحه سازمان تجارت جهاتی در ۲۰۰۲.

  • تهاجم فرهنگی

تضعیف فارسی با رشد انگلیسی و اردو در پاکستان.

استفاده از BBC برای شکل دادن به اذهان مردم دنیا.

تربیت نخبگان کشورها به‌ویژه نخبگان کشورهای مستعمره برای تأمین منافع انگلیس.

ج) جنایات علیه خود انگلیسی‌ها

  • سرکوب

سرکوب ناراضیان انگلیس بعد از انقلاب فرانسه: غارت و سوزاندن خانه‌ها، ممنوع کردن اعلامیهٔ حقوق بشر.

نقض حقوق اقلیت مسلمان.

سرکوب مخالفین سلطنت و طرفداران جمهوری.

  • جاسوسی

دوربین‌های گسترده.

  • دور زدن دموکراسی و دموکراسی فرمایشی.

عدم رأی‌گیری برای جنگ جزایر فالکاند (مالویناس) و خلیج‌فارس، بمباران یوگوسلاوی در ۱۹۹۹، تأسیس پایگاه‌های نظامی آمریکا در انگلیس و پیمان الحاق به اتحادیهٔ اروپا.

جلوگیری از انتخابی شدن مجلس اعیان، جایگزینی نجبای موروثی با منتصبان دولت و کاهش اعضای انتخابی.

قدرت مادام‌العمر صاحب‌منصبان عالی‌رتبهٔ ادارات با محوریت شبکهٔ کمیته‌های ادارات به‌ویژه کمیتهٔ منشی‌ها (مشهور به کابینهٔ صفر).

نقش گستردهٔ ملکه و شاه در نظام سیاسی و اختیارات فرادموکراسی او.

  • سرمایه‌سالاری

اختیار ۹۰% مطبوعات در اختیار ۴ شرکت انگلیسی.

سرمایه‌گذاری افسارگسیخته.

منابع:

جمعی از نویسندگان، چکیدهٔ مقالات فارسی همایش بین‌المللی کالبدشکافی سیاست انگلیسی‌ها در ایران، مرکز مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۲.

رحیم‌پور ازغدی، حیدر، تلخ‌ترین نوشته من، طرح فردا، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۹.

رایت، سر دنیس، انگلیسیان در ایران، اختران، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳.

کرتیس، مارک، شبکه فریب مروری بر نقش انگلستان در دنیا، انتشارات سروش، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۲.

[۱] انگلیس از قرن‌های پیش حضور در هند را آغاز کرد و اشغال هند را در ۱۸۰۰ رسمیت بخشید، تا ۱۸۴۷ کمپانی هند شرقی، مسئول ادارهٔ هند بود و ازآن‌پس به‌صورت رسمی هند به هند انگلیس تبدیل شد، تا ۱۹۴۷ و آزادی هند، رسماً یکی از سرزمین‌های مستعمرهٔ هند بود، استعمار انگلیس علاوه بر سرکوب مردم، از بین بردن اقتصاد هند و تبدیل آن به بازار مصرف انگلیس، از هند برای تأمین نیازهای لشکر استعماری خود و دخالت در کل آسیا استفاده می‌کرد، لذا ایران هم با لندن سروکار داشت هم با حکومت استعماری هند با مرکزیت بمبئی.

[۲] حقوق منظم.

[۳] Sir به‌عنوان نماد خدمت به پادشاه/ملکهٔ انگلستان به افراد اعطا می‌شد.

[۴] عنوانی که به نجیب‌زاده‌ها اطلاق می‌شود.

[۵] شرکت نفت ایران و انگلیس برای اجرای امتیاز نفت دارسی به وجود آمد. دولت بریتانیا بخش عمده‌ای از سهام شرکت را خرید. این شرکت سال‌ها به چپاول نفت ایران به ثمن بخس ادامه داد و بعدها نام خود را به BP (British Petroleum) تغییر داد و تا امروز به یکی از غول‌های نفت و گاز جهان تبدیل‌شده است.

[۶] منظور تغییر به مذهب پروتستان با قرائت خاص کلیسای انجیلی انگلیس است.

[۷] از کلیساهای اصلی انگلیس واقع در جنوب شرقی آن.

[۸] لغتی برای اشراف که بیشتر به افرادی اطلاق می‌شد که املاک خود را مستقیماً از پادشاه دریافت می‌کردند.

[۹] دول کامل‌الوداد ترجمهٔ غلطی (غلط مصطلح) از عبارت انگلیسی Most Favord Nation است که منظور از آن این است که هرگاه یکی از ۲ طرف قرارداد امتیازی را به کشور ثالثی می‌دهد، به‌صورت خودکار آن امتیاز برای کشور دیگر طرف قرارداد اعمال می‌شود.

[۱۰] منظور از ltd شرکت با مسئولیت محدود است، یعنی در صورت ورشکست شدن شرکت، سرمایه‌گذاران و صاحبان شرکت تنها به میزان سرمایه‌ای که گذاشته‌اند، مسئول‌اند و مسئول پرداخت همهٔ خسارات نیستند.

[۱۱] نایب‌السلطنهٔ هند. این سمت از طرف پادشاه/ملکهٔ انگلیس نصب می‌شد.

[۱۲] سفیر انگلیس در تهران وزیرمختار نامیده می‌شد و دارای اختیارات تام نظیر وزرای انگلیس بود.

[۱۳] منظور کمونیست‌های شوروی است.

[۱۴] نفت هم یکی از امتیازات بود اما به‌دلیل اهمیت آن در رابطهٔ ایران و انگلیس به‌صورت جداگانه بررسی می‌کنیم.

[۱۵] خرمشهر.

[۱۶] از عوامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد، او و پدرش تبعهٔ انگلیس و عامل بسیاری از جنایات علیه مردم ایران هستند.

[۱۷] Gunboat Diplomacy.

این نوشته در یادداشت ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *