غیر منطقی‌ترین صدا در ایران! (وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری ۱۵ ملوان انگلیسی در فروردین ۱۳۸۶ (خاطره ای از یک کار نوروزی دانشجویی))

یک لحظه سکوت هم جایز نیست. آتو هم که آمده است. Sms می‌آید: جاسوسان باید محاکمه شوند. تجمع جلوی وزارت خارجه در اعتراض به آزادی ۱ نفر از  ۱۵ متجاوز انگلیسی فردا ساعت ۱۱ خ سی تیر وزارت خارجه….

بسم الله الرحمن الرحیم

این متن همان روزها نوشته شده و طبیعی است که رنگ و بوی  فضای زمانی و مکانی خاص خود را به نوشته و قضاوت های آن داده باشد. پیامک های درون متن هم صرفا قضاوت های افراد و است و لزوما نظر نگارنده نیست، که بسیاری از آن ها صرفا شنیده های آن زمان بود. و این یادداشت صرفا جهت تقارنش با ایما نوروز بازنشر می شود.

 زنگ sms به صدا در می‌آید:

«شنیدی؟ بر و بچ ۱۵ نظامی انگلیسی رو در آب‌های ایران خفت کردند! رسانه‌ها و منابع داخلی هیچ اظهار نظری نکردند در رسانه‌های خارجی آمده».

«با دستگیری صبح امروز ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی به آب‌های ایران توسط فرزندان حضرت روح الله در سپاه پاسداران نماینده­ی انگلیس برای پاسخ گویی به وزارت خارجه احضار شد الله اکبر».

٭٭٭

تازه دستم می‌آید چه خبر است. سه سال پیش همین اتفاق افتاد. اما آزادشان کردند. نباید این بار مثل سری قبل بشود. smsها شروع می‌شود:

«امروز زود باید یه کاری کنیم ممکنه انگلیسیایی که دیروز تو خلیج فارس دستگیر شدن رو امروز آزاد کنن. تا پیش از ظهر امروز میارن شون تهران. نباید آزاد بشن بگین چه کار کینم؟»

روز چهارم عید است، هنوز، همه جا تعطیل. انگلیسی‌ها هم هنوز دست سپاه هستند. نیرو هم نیست که بشود کاری کرد. یکی جنوبه، یکی مشهد، یکی کربلا … رسانه‌ها هم تعطیل!

٭٭٭

صبح انگلیسی‌ها را آورده‌اند تهران. در مراکز سپاه. دوباره لابی‌های پشت پرده‌ی حضرات شروع می‌شود، مانده‌ایم چه بکنیم. دست دولت نرسیده‌اند که جلوی وزارت خارجه، شورای عالی یا جای دیگر برویم(تازه اگر هم نیرو باشد!) آش نخورده دهن سوخته می‌شود. سپاه هم که جایی ندارد برویم جلویش تازه تهش چی در می‌آید. می‌توانیم برویم جلوی ستاد مشترک. سپاه برویم که…

٭٭٭

با آدم‌های اصلی دولت تماس می‌گیریم. احمدی‌نژاد در جلسه بعداز ظهر گفته اگر به ما تحویل­شان بدهند تحویل مراجع قضایی می‌دهیم. حتی نمی‌دانند آن‌ها اروندند، ماهشهر با تهران. نگرانی بیشتر می‌شود نکند دعوای مسخره‌ی عاشقان احمدی‌نژاد و عاشقان قالیباف یا سایرین در میان باشد. هنوز سرگردانیم.

٭٭٭

دیگر نمی‌توان صبر کرد چاره‌ای نیست، نیرو هم نیست، تصمیمی هم نیست! باید کاری کرد، بچه‌ها یک بیانیه  می‌روند. سه خواسته: ۱- تحویل سریع متجاوزان به دستگاه قضایی و محاکمه آن‌ها. ۲- تعویق هرگونه مذاکره درمورد آزادی به پس از محاکمه و اجرای حکم. ۳- منوط شدن هر گونه گفتگو و مذاکره در مورد آزادسازی آن‌ها به تحقق سه شرط:الف) آزادی دیپلمات‌های اسیر شده در اربیل ب) آزادسازی معاون سابق وزارت دفاع ج) خارج شدن پیش نویس قطعنامه از دستور کار شورای امنیت

٭٭٭

نه مهری همراه بچه‌هاست نه فاکس و نه… در چند سایت خودمان می‌زنیم و خبرنگارهایی که ما را می‌شناسند خبر می‌کنیم. چند خبرگزاری داخلی می‌زنند و بعدها می‌شنویم رادیو بی‌بی‌سی با طول و تفصیل بیانیه را می‌خواند. همان دقایق اوّل حضرات به خبرگزاری فشار آورده‌اند سپاه را از بیانیه حذف می‌کنیم و جایش مرزبانان می‌گذاریم. هر گونه ارتباط قویا تکذیب می‌شود.

بچه‌ها در اروند هم یک تجمع راه می‌اندزد.

٭٭٭

باید مطالبه مردمی خیلی سریع ایجاد شود، هنوز به دنبال راهکاریم، هیچ کار دانشجویی نمی‌شود کرد. نه نیرو داریم، نه تصمیم! پیش‌نهاد وزارت دفاع هم هست یک جوری به در بگوییم دیوار بشنود . تنها راه فشار برای پخش شکست هیمنه –فیلم سهیل کریمی در مورد دستگیری کماندوهای امریکایی د ر سال ۱۳۸۲- است باید از فرصت عید استفاده کرد به انحای مختلف آن‌را به مردم رساند.

٭٭٭

بچه‌ها یک نامه هم به ضرغامی می‌زنند: «روزهای گذشته مرزبانان دلاور کشور با دستگیری ۱۵ متجاوز انگلیسی بار دیگر هیمنه ی دروغین ابرقدرت‌ها را شکستند. و این قضیه چند بار دیگر نیز تکرار شده است. که ۳ سال قبل یکی از آن‌ها به وسیله ی هنرمند متعهد سهیل کریمی در قالب مستند شکست هیمنه به تصویر کشیده شد. در زمان دولت وقت، و با فشار وزارت خارجه انگلیس، از پخش این مستند در صدا و سیما جلوگیری شد. امروز با تغییر شرایط، لزوم بازگویی حقایق برای مردم و شکستن هیمنه ی پوشالی استکبار واضح و مبرهن است که به تعبیر امام راحل درباره ی صدا و سیما «این دستگاه، دستگاهی باید باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند و تمام را مبارز بار بیاورد. تمام این‌ها را مستقل بار بیاورد. آزاد بار بیاورد. آزاد منش بار بیاورد و از غرب زدگی بیرون بیاورد، و استقلال به مردم بدهد». لذا از شما درخواست می‌شود به وظیفه ی دینی و انقلابی خود عمل کرده، مقدمات پخش آن را در اولین فرصت فراهم آورید.

از جهت به در گفتن دیوار شنیدن تجمع جلوی صدا و سیما هم پیش‌نهاد می‌شود.

٭٭٭

Sms ها شروع می‌شود: قرا است مستند شکست هیمنه سهیل کریمی در تعداد زیاد تکثیر بشود. اگر برای دانشگاه، حوزه، مسجد، مدرسه یا … خواستید خبر دهید چه قدر بانی می‌شوید؟

– من حقوق یک ماهه مدرسه ام را می‌دهم ۴۵۰۰۰ تومان- ۱۰۰۰۰ تومان- ۵۰۰۰ تومان ولی من الآن شمال هستم. وقتی اومدم تهران به دستت می‌رسه. – پول برای چی می‌خوای؟ هزینه‌ی هرcd 200 تومان هم در نمی‌آید که با فروشش سودم می‌کنید! میتونیم براتون تو شریف بفروشیم، پول نداریم. – ۵۰ ۷۰۰۰= cd تومان،

پیش‌نهادات: ۱-  مفت توزیع نکنید، شده ۲۰ تومان هم بگیرید اما مفت ندید. ۲-  cdرا بین عموم دانشجویان توزیع کنید نه تشکل‌ها ، اون هم همراه با کار رسانه‌ای….

٭٭٭

الجزیره: انگلیس روابط خود با ایران را به حالت تعلیق در می‌آورد.

منتظر موضع گیری حضرات می‌مانیم. سفارت ایران در انگلیس در یک اقدام انقلابی طی بیانیه‌ای اعلام می‌کند که ایران و انگلیس شدیدا قادر به حل مسائل دیپلماتیک خود هستند. هنوز یخ این اقدام انقلابی باز نشده که وزیر خارجه در اقدامی انقلابی‌تر اعلام می‌کند که یک نظامی را که به احتمال قریب‌تر از یقین زن حاضر در آن‌ها ست آزاد می‌کنیم.

٭٭٭

یک لحظه سکوت هم جایز نیست. آتو هم که آمده است. Sms می‌آید: جاسوسان باید محاکمه شوند. تجمع جلوی وزارت خارجه در اعتراض به آزادی ۱ نفر از ۱۵ متجاوز انگلیسی فردا ساعت ۱۱ خ سی تیر وزارت خارجه….

٭٭٭

طبق پیش بینی هنوز با بعضی‌ها بحث داریم یکی می‌گوید  متوقف کن مطمئن شویم. و من در کمال نامردی به جز او و رفقایش به همه SMS‌می‌زنم تا در عمل انجام شده قرار بگیرد. SMSهای بقیه‌شان هم…

« – در دولت احمدی‌نژاد حق تجمع جایز نیست. تضعیف دولت عدالت ممنوع.  – دولت عدالت عشقه. »یکی از مشاورین جوان که رفیق صمیمی ما هم هست می‌زند: «- جلوی وزارت خارجه نرید، یا اگر اعلام کردید خیلی نایستید، خوب نیست. به سمت سفارت راهپیمایی کنید. به آلمان هم سری بزنید….»

٭٭٭

خیلی نگران جمعیتم هیچ چیزمان هم آماده نیست. با بدبختی یک تعداد از شعارها را برای گفتن و دست نوشته‌ها ترجمه می‌کنم. برای ترجمه حقوقی و روابط بین‌المللی از مسئول سرویس بین‌الملل یکی از روزنامه‌ها تا دانشجویان ارشد و دکترا در شهرهای مختلف به کار می‌گیرم. آخر هم کلی را نمی‌فهمم.

«محاکمه متجاوزان، درخواست صریح دانشجویان ایرانی»؛ «از قطع روابط تجاری با انگلیس خوشحالیم، روابط سیاسی هم باید قطع شود»؛ «۱۵ جاسوس انگلیسی باید محاکمه شوند»، «جواب قطع روابط اقتصادی= قطع کامل روابط دیپلماتیک» ، «محاکمه جاسوسان خواسته‌ی دانشجویان»، « ما روابط با دولت نحس و نجس انگلیس را نمی‌‌خواهیم»، «دوران زورگویی انگلیس به سر آمده است» ، «کیفر جاسوسی در قانون اعدام است» دو تا از تبلیغ‌های شکست هیمنه را هم بر می‌داریم فقط رویش می‌رنیم«مترسک‌ها را آزاد نکنید….»

٭٭٭

صبح تعطیل، تمام انقلاب را می‌گردم، تا یک پلاتی باز پیدا کنیم. در زیر همان مکان دو نفر از بچه‌ها کشیک می‌دهند یکی شروع می‌کند نوشتن دست‌نوشته‌ها. هم ممکن است مغازه دارها گیر بهمان بدهند هم سربازان گمنام.

٭٭٭

در ترافیک مانده‌ایم که خبرنگارهای آشنا پشت هم زنگ می‌زنند. کجایید؟ می‌گویم در راهیم. ظاهرا روابط عمومی وزارت خارجه با خبرگزاری‌ها تماس گرفته که نیایید ۲۰ نفر بیش‌تر نیستند و در دلم ارزو می‌کنم کاش ۲۰ نفر هم بشویم. کی قرار است شعور حضرات برسد که آرمان‌گرایی دانشجو دست آن‌ها را باز می‌کند.

در ماشین شروع می‌کنیم به نوشتن بیانیه.

٭٭٭

اشتباهی به در دیگر رفته‌ایم. تعدادی از خبرنگارها آن‌جایند می‌گویند این‌جا می‌ایستید. میگویم نه. آن­ها سوار ماشین‌هایشان می‌شوند ما هم می‌دویم تا سی‌تیر.

٭٭٭

آن قدر معطل می‌کنیم تا تعدادمان ۱۵ نفر بشود. خبرنگارها غرغر می‌کنند. که کمید. آن‌ها که پولشان را می‌گیرند. غرغرشان را دیگر نمی‌فهمم. یکیشان می‌گوید چرا ما را الآن کشاندید با این تعداد بعد عید ۱۵ تا تجمع می‌گذاشتید. میگوییم نیرو نبود و تعطیلات است می‌گوید:« اصلا چرا برای فیلم ۳۰۰ تجمع نگذاشتید؟ – کسی پایه نبود. – چرا من خودم می‌آیم، دیگران هم می‌آیند. – آن را هم گذاشتیم جزء ۱۵ تجمع بعد از عید».

٭٭٭

۱۵ نفری می‌آییم این طرف خیابان. سرباز می‌گوید این جا نایستید، از بالا گفتند، بهش می‌گوییم برو به بالا بگو خودش بیاید و بی توجه می‌ایستیم. طبق معمول حضور سربازان گمنام در بین مان مشهود است آن هم در قالب تجمع کننده. حیف تعدامان کم است و گر نه… «محاکمه‌ی جاسوسان خواسته‌ی دانشجویان»، «EXECUTE THE BRITISH SPIES»، «مرگ برانگلیس»، «جاسوس انگلیسی اعدام باید گردد»،«DOWN WITH BRITAIN»، «دانشجو بیدار است از انگلیس بیزار است»،….

تعداد خبرنگارها طبق معمول دوبرابر ماست.

٭٭٭

تازه یادم می‌افتد برنامه چه جور باشد. به بغل دستی‌هایم می‌گویم می‌توانید ترتیل یا قرائت بخوانید. قرآن را به دستش می‌دهم . یک صفحه ترتیل می‌خواند بعد دوباره شعارها ادامه می‌یابد. نامرد قرآن ما را هم بلند کرد. این وسط یکی از شریفی‌ها می‌گوید متنی را برای صحبت آماده کرده بدون این که بدانیم چه می‌خواهد بگوید می‌گوییم به عنوان نماینده دانشجویان بخواند. از رو می‌خواند…خدا را شکر… این وسط می‌روم متن بیانیه اصلاح نشده را می‌دهم دست یکی از بچه های علوم پزشکی که دقیقا آن طرف ایستاده. خواسته‌های صریح جنبش دانشجویی انقلاب اسلامی!(البته جنبش دانشجویی ۱۵ نفره­ی انقلاب اسلامی) :۱- تحویل آن‌ها به مراجع قانونی ۲- هرگونه مذاکره پس از آزادی آن‌ها بعد از محاکمه باشد. ۳- در مقابله با قطع روابط اقتصادی، قطع روابط دیپلماتیک صورت بپذیرد. بعد سخنرانی او از رو متن پر از غلط غلوط را می‌خواند. با تعدادی شعار تمام می‌شود. صدا وسیما هم آمده بود. با یکی از بچه‌ها هم مصاحبه کرد او هم صریحا گفت ما در اعتراض به آعلام ازادی ۱ نفر از ۱۵ نفر این جا آمده‌ایم و خواسته‌ها را گفت باورم نمی‌شود صدا وسیما بازتاب بدهد…

٭٭٭

نرسیده به خانه smsهای بازتاب خبری می‌رسد. «– ۱۵ نفر بودیم خب آدم اگه تاس بندازه ۶/۱ احتمال داره ۶ به یاد! می‌شه عکسامو برام میل بزنی؟ کار ضروری پیش آمده. بابام گیر داده برم موهام رو بزنم می‌خوام ببینم خوش تیپم یا نه؟ -یاهو بهت گیر داده…»

٭٭٭

سرناهاریم که در کمال ناباوری می‌بینم صدا وسیما دارد پخش می‌کند ۱۵ نفر آدم را! از ته خبرنگارها هم گرفته که مثلا زیادیم گر چه تابلو است. تجمع دانشجویان در اعتراض به تجاوز انگلیس به آب‌های ایران. ای بترکه شکم هرچی تحریف کننده! ولی آخرش می‌گوید دانشجویان هم‌چنین خواستار قطع رابطه‌ی سیاسی با انگلیس شدند. و همین ذره­ای از کل جهان ما را بس!

در تمام بخش‌های خبری ۱تا ۶ – حیف که ۷ و ۸ اخبار ندارند. – تجمع پرشور دانشجویان تهرانی را می‌دهد. جبهه ۱۵ نفره حق علیه باطل! ثابت شد اگرنخواهند چندهزارنفر بسیجی را سانسور می‌کنند، بخواهند ۱۵ نفر را در همه‌ی بخش‌های خبری همه‌ی شبکه‌ها پخش!

٭٭٭

Smsبعدی رشته‌ی افکارم را پاره می‌کند: «سلام اخوی، خبر تیراندازی نظامیان انگلیسی به سرکنسولی ایران تو بصره رو شنیدی؟! به نظرم بریم جلوی سفارت».

عید پارسال­مان را حضرات  با چراغ سبز به آمریکا برای مذاکره خراب کردند و عید امسال­مان را با بازی با انگلیس ای تو روح….

یکی هم از شهرستان با smsرهنمود می‌دهد: «دعوت سفیر انگلیس به دانشگاه، همایش نقش انگلیس در گسترش بحران هسته‌ای، فشار برای پس گرفتن قلهک و..»

«سفارت انگلیس سنگ باران می‌شود. اعتراض به تیراندازی به سرکنسول‌گری ایران در بصره. بعد از نماز جمعه امروز در تهران.send to all!»

«- میری سفارت؟ گرچه می‌داند نظر من چیست اما جوابش را می‌دهم. بغض و خشم و کینه‌ی انقلابی مان را برای زدن بر سر خود ابرقدرت‌ها نگه می‌داریم، نه سفارت شان».

٭٭٭

حزب الله نماز جمعه راهپیمایی می‌گذارند و من تا فلسطین با آن‌ها می‌روم کاش تا فلسطین با هم د‌یگر می‌رفتیم… می‌خواهم بروم خانه که یکی از روحانی‌های دانشگاه به زور من را می‌برد. در رو دربایستی با او می‌رویم در سفارت. هیچ کس نیامده یک خبرنگار را در فردوسی می‌بینیم. می‌گوید سنگ‌باران سفارت به علت توقیف اتومبیل حامل سنگ در حوالی میدان انقلاب و ممانعت نیروی انتظامی انجام نشد. اما رفیق ما ول کن نیست ما را تا در سفارت می‌برد. می‌گوید به نشانه‌ی اعتراض ۱۵ دقیقه این جا بایستیم. توجیهش می‌کنم که الآن این‌جا پر برادر (همان سرباز گمنام) است. برویم. بالاخره بعد از چند دقیقه می‌آید.

٭٭٭

SMS  بعدی می‌رسد: تجمع اعتراض آمیز دانشجویان مسلمان امروز ساعت ۴، سینما فلسطین، تماشای فیلم اخراجی‌ها.

٭٭٭

تمام پتانسیلمان را برای فعال‌کردن لابی برای پخش شکست هیمنه از صدا وسیما ادامه می‌دهیم. که ناگهان تجمع بعدی اعلام می‌شود خدا می‌داند پول این همه پیامک را کینمی دهد…

«به دنبال استقبال بی حد و حصر دانشجویان حزب‌اللهی (حدود ۶ نفر) از تجمع مقابل سفارت انگلیس تجمع تشکل‌های اسلامی دانشجویی ۱۲هم ساعت ۳تا۵ در اعتراض به تیراندازی نظامیان انگلیسی به سرکنسول ایران در بصره ، در مقابل سفارت انگلیس برگزار می‌شود. سکوت در برابر گستاخی اشتباه است.» باید جواب بدهم.

«-من کاملا مخالفم -شما کلا با چی موافقی؟ -اسلام، امام، انقلاب، ولایت فقیه! -آفرین خوبه ادامه بده: گفتار نیک، پندار نیک، رفتار نیک -ضد ولایت فقیه! این حرف آقا بعد ۱۸ تیر بود. رو این اصول توافق کنید. -توافق می‌کنیم».

«-می‌ری جلو سفارت، سنگ هم بیاریم؟ -من کاملا مخالفم قضیه‌ی سفارت هم ظاهرا سنگ‌باران شدیده. -چرا؟ – ۱- لوث شده و اثرش را از دست داده. ۲- بچه‌ها می‌رن کتکی می‌خورن، انرژی‌شان تخلیه می‌شود، خیال می‌کنند به تکلیف­شان عمل کرده‌اند و دیگر وجدان درد عمل به تکلیف ندارند. ۳- از حالت دانشجویی خارج شده و حکومتی شده ۴- وقتی سازمان! هماهنگ می‌کند، معلوم است فرمان حضرات برای وجه المصالحه کردن ماست ۵- ظاهرا امام علی در وصف شیعیان گفته یحملون بصائرهم علی اسیافهم(باور کنید این SMS‌بود نه میل!)»

«-می‌ری سفارت، اگه می‌ری به نظرم می‌شه   با اسپری رو دیوار نقاشی کرد. -بغض و خشم و کینه‌ی انقلابی مان را برای زدن بر سر خود ابر قدرت‌ها نگه می‌داریم نه سفارت­شان».

«فوری، محرمانه، مختص حزب‌الله! با توجه به درخواست اکید وزیرخارجه  جهت حمایت دانشجویان و نیز فرصت پاسخ ایران به شورای امنیت تجمع مقابل سفارت روباه پیر (انقلاب سوم)!!!!

از همه جالب‌تر یکی از مشاورین غیر جوان حضرات : – «مقابل توطئه‌خانه‌ی انگلیس به نیروهای حزب‌الله بپیوندید….»

٭٭٭

بعد تجمع عکس‌ها را می‌بینم حدود ۲۰۰ نفر رفته‌اند. دور سفارت با داربست  فنس کشیده‌اند.  یک سو گلادیاتورهای دانشجویی با شعار ۱۳ هم آبان ماه تکرار باید گردد. سوی دیگر هم گلادیاتورهای هم‌سن آن‌ها در لباس سرباز. ناگهان و خیلی اتفاقی یک کامیون سنگ آن‌جا می‌ایستد و سنگ‌باران آغاز می‌شود. و سفارت روباه پیر شدیدا سنگ‌باران می‌شود.

٭٭٭

شب یکی تماس می‌گیرد. در تجمع دو نفر را گرفته‌اند. که یک هم فرزند شهید است که با دوربین شخصی عکس برداری کرده. و دیگری سرباز نیروی مقاومت که حاضر بوده است. به جرم اقدام علیه امنیت ملی چند روز بعد پرونده‌آن‌ها راهی معاونت امنیت دادگاه انقلاب شده و قاضی موسوی برای‌شان قرار ۱۰ میلیونی و ۷ میلیونی صادر کرده است. و با برخورد شدید قاضی مواجه شده‌اند.

سفارت دانمارک یادم است که یکی از مسئولین سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ که امروز به خیل سیاسیون پیوسته‌ است که آن شب  حاضر بود، گفت: بعضی اوقات که این‌چنین می‌شود به ما می‌گویند چند نفر را بگیریم.که ….

٭٭٭

هنوز در حال و هوای خودم هستم ساعت ۱۲:۱۲ که دوباره زنگ sms موبایل به صدا در می‌آید:«- فوری العالم  در زیر نویس آورد. لاریجانی گفت: اولویت با دیپلماسی است و نیازی به محاکمه‌ی سربازان انگلیسی نیست. سکوت جایز نیست،  چه کار کنیم؟» به دیگران می‌زنم: جواب‌ها می‌آید:

«- اول مطمئن شو، باید یه برنامه بذاریم. غیر از تجمع. فکر کن من هم فکر می‌کنم..»

«- یا علی برادر! برای ما هم اولویت با اثبات تبعیت از اوامر خمینی است و اصلا مصلحت معنا نمی‌دهد».

«- در جریان تجاوز انگلیسی‌ها و اهانت دولت‌مردان انگلیس به ملت ایران، باید تونی بلر عذرخواهی کند، نه هیچ کس دیگر+محاکمه حتما»

٭٭٭

تا ۲۴ ساعت سر موضع گیری و کار مانده‌ایم. هیچ کس پای کار نیست. همه احساس می‌کنند تکلیف­شان را انجام داده‌اند. الآن لحظه‌ی حساس است. شریفی‌ها، تهرانی‌ها، امیرکبیری‌ها و…

که همه چیز شب سیزدهم عوض می‌شود. اخبار که کم‌کم فراموش کرده بود ما انگلیسی‌ای گرفته‌ایم و رسما بی‌خیال قضیه بود، ناگهان ۱۵ دقیقه در مورد انگلیسی‌ها و پشت پرده آن‌ها صحبت می‌کند.

اخبار پشت پرده خبر از تعویض موضع دارند. ظاهرا قرار است آزادی فعلا منتفی شود. نفس راحتی …. مگر می‌شود کشید

٭٭٭

«تونی بلر اعلام کرد: احتمال آزادی متجاوزان انگلیسی تا ۴۸ ساعت دیگر. هیهات مناالذله. محاکمه‌ی جاسوسان خواسته‌ی امت مسلمان ایران».

چند  sms‌با همین مضمون می‌آید.

شروع می‌کنم با بچه‌ها تماس گرفتن. هیچ کس پای کار نیست

٭٭٭

از اول عید را درگیر کارها بودم. فرصتی خالی پیدا کردم و البته رفقای طلبه هم جوری تماس گرفتند که دیگر نمی‌شد جواب­شان کرد. صبح چهارشنبه راهی قم می‌شوم.

که تماس‌ها شروع می‌شود. بچه‌ها می‌گویند قرار است در کنفرانس خبری احمدی‌نژاد خبر قطعی اعلام شود. می‌خواهند آقا را به تصمیم برسانند. این طور که می‌گویند احمدی‌نژاد هنوز پای محاکمه است.

شروع می‌کنم به تماس گرفتن. هیچ کس پای کار نیست.  تنها کاری که می‌شود کرد، بیانیه است. بیانیه U8 و ….

٭٭٭

موبایل را خاموش می‌کنیم و بحث تا ۶ بعد از ظهر ادامه می‌یابد. ناگهان موبایل را روشن می‌کنم. پشت هم SMS می‌رسد. پیام‌هایی که از ۴ تا ۶ پشت هم ارسال شده.

«نظامیان انگلیسی آزاد شدند.»، «متجاوزین نباید از ایران خارج شوند. تجمع حزب‌اللهی‌ها در فرودگاه مهرآباد امروز ساعت ۶» « رئیس جمهور اعلام کرد متجاوزین انگلیسی در برابر هیچ آزاد می‌شوند.»،  «بوی گند ذلت را احساس می‌کنیم. خمینی شاهد باش ما اعتراض کردیم.»، « آزادی دلاورمردان انگلیسی بر تمامی منتظارن محاکمه آن عزیزان مبارک باد.»، «مراسم بدرقه‌ی متجاوزان انگلیسی البته در راستای اهداف نظام اسلامی سریعا خود را به محل اعزام آن‌ها که فرودگاه مهرآباد است برسانید.»،«خیلی فوری و مهم از منبعی موثق: خبر رسید فرودگاه نرید اطلاعات می‌گیره. به هر کی گفتید بگید برگرده.»، «پیروزی غرورآفرین ملت ایران در مقابله با سیاست مکر و حیله‌ی رئیس جمهور مردمی دکتر احمدی‌نژاد بر شما مبارک باد.»، «مواضع باید به سمت حمایت از اقدام احمدی‌نژاد سوق پیدا کند. آزادی با امر آقا صورت گرفت و احمدی‌نژاد تا اخرین لحظات به محاکمه تاکید داشت. البته لاریجانی بیش‌ترین نقش را در تحمیل آزادی داشت که احتمالا واسطه‌ی هاشمی و اعوان و انصارش بود.»، «رئیس جمهور برای نظامیان انگلیسی آرزوی موفقیت کرد»، «آزادی ملوانان زبل پس از تهدید دیروز و التیماتوم ۴۸ ساعته وی بر غیرتمندان رئوف مبارک باد.»(بدون شرح!)

٭٭٭

چراغ‌های اتوبوس خاموش است و از فرصت تاریکی قم- تهران برای فرستادن SMS استفاده می‌کنم. نمی‌دانم شاید خدا من را از تهران بیرون برد که ….

«-بس که خمیازه گران گشت وضو باطل شد/ جاده هم از نفس خسته‌ی ما منزل شد. ازادی پیروزمندانه‌ی متجاوزین بر امت گاهی در صحنه مبارک!»

مناظره‌ی SMS ای از میدان ۷۲ تن قم تا خود تهران کلید می‌خورد….

«-دیگه رافت اسلامی (ترس بعضیا!)‌چه ربطی به امت داره؟! کاشکی برادر احمدی یه کم هم دلش به را گروگان‌های ایرانی در عراق و ترکیه می‌سوخت. – قضیه این‌جاست  که احمدی‌نژاد پایه بود، پشتوانه اجتماعی نبود. ۲ روز تماس ۲۰ نفر آدم برای تجمع جلوی شورای عالی امنیت ملی پیدا نشد. – اما به ما گفتن بیاییم جلوی سفارت اومدیم، اونو دیگه نشنیدیم! تجمع سفارت و نظر سنجی و صداوسیما و مطبوعات برای یه جو شجاعت کفایت می‌کرد. –  اشکال این جاست پازل اونا رو پر کردیم. من جلوی سفارت نرفتم. اصلا یعنی چه آن‌ها بگویند ما بکنیم. به هر کسی دیروز و امروز گفتیم. می‌گفت ما کار خودمون رو کردیم. حزب‌الله تا کی قرار است پیاده نظام حضرات باشد. –حالا ما نمی‌دونستیم این‌کار پیاده نظام حضرات بودنه بگذریم. سر ماجرای مدیر عامل پارس خودرو شدن بذر پاش نظرت چیه؟ – یه حدیث می‌گه هر کس جلو دار مسئولیتی از امور مسلمین بشود در حالی که کسی اصلح از خود در میان آن‌ها می‌بیند به خدا و رسول و مسلمانان خیانت کرده. واقعا نظری ندارم»

«ما وظیفه‌ی خودمان را انجام دادیم. سر خانوم متجاوز چفیه کردیم. به دست مرداشون سوهان و گز دادیم به را خونواده‌هاشون ببرن. تازه برای تونی کارت تبریک به مناسبت ولادت پیامبر فرستادیم. دیگه چی می‌خوای این همه کار فرهنگی؟!»

«ببخشید اشتیباه گرفتید ما امت در صحنه هستیم».

«- با سلام. کنایه نیش‌دار از مومن جایز نیست. (دیگه نگفتن از خصلت کیه!) سلمان از اباذر برتر است هرچند آرام‌تر است! –بدون عبور از پله‌ی ۹ ایمان نمی‌شود به پله ۱۰ رفت، آن‌هم وقتی در پله‌ی پله اول هم نباشیم. زمانی که ابوذر فریاد می‌زد سلمان سال‌ها قبل فوت کرده بود. سکوت سلمان هم یک تحریف تاریخی است در جریان بیعت گرفتن از امیرالمومنین و… »

جای شبهه های همیشگی خالی است. می‌خواهم نفس راحت بگشم که:

«- رهبری مردم ما را بیش از این قبول دارد، جلوتر از رهبری گام نزنیم! – اگر روزی برادر بوش و بلر به تهران آمد تا قربانی شدن رهبری جهت جلو نزدن از او صبر می‌کنیم. جهت اطلاع از نظرات رهبری درمورد رابطه‌ی جنبش دانشجویی به افطاری ۸۲ دیدار با امام صادق، دیدار با تحکیم شیراز ۸۱-۸۲ و سایر صحبت‌های ایشان سرمی‌زنیم. کاش روزی مرز عقب افتادن مشخص شود تا در مورد جلو افتادن راحت‌تر حرف زد».

«-سلام کمی آرام باش و به جای احساس، عقل را مالک قرار بده. لارمه­ی حزباللهی بودن، داشتن بصیرت، تقوا و درک شرایط و مصلحت‌هاست. ۳ صلوات – رجوع بفرمایید به افطاری رهبری با دانشجویان سال ۸۲، دیدار با تحکیم شیراز ۸۱-۸۲ فکر می‌کنیم احتیاجی به استدلال آن‌ها نباشد.- خرسندی آقای بلر را به شما و همه دوستان تبریک می‌گویم.BE COOL MY FRIEND»

«خدا کمی بصیرت عنایت کند»

«-آقا به نظر من یه نامه‌ی اعتراض آمیز نسبت به آزادی انگلیسی‌ها بنویسین. چرا این‌ها جا زدن؟ مگه بلر نگفته بودکه سربازان ما باید تا ۴۸ ساعت آینده آزاد به شن؟»

«انفجار دو بمب قوی اندام بلر را به لرزه انداخت: ۱- اعطای نشان افتخار به فرمانده گارد ساحلی سپاه ۲ منت آزادی ۱۵ تفنگدار انگلیسی».

«بیچارگی و استیصال بلر یادآور درماندگی جیمی کارتر در روزهای پس از ۱۳ آبان ۵۸ است.. دنیا بار دیگر قدرت فرزندان عاشورایی حضرت روح‌الله را در وجود احمدی‌نژاد احساس کرد…الله اکبر»

«در پی توجیه عمل احمدی‌نژاد صادر شد: وای! به روزی که آرمان‌خواهی جوانان ما جایش را به محافظه کاری و توجیه رفتار مسئولان بدهد آیت الله خودم!»

٭٭٭

بچه‌ها دیروز ۶ نفره رفته بودند فرودگاه روی باند!… بازهم ایول به ۶ نفر غیرتمند…

٭٭٭

صبح ۵ شنبه دارم می‌روم کلاس که یکی از بچه‌ها از یکی از دانشگاه‌ها تماس می‌گیرد. می‌گوید می‌خواهیم برویم در سفارت انگلیس، آش پشت پا بدهیم. می‌آی؟ جوابم منفی است. باید به کلاس برسم که دوباره تماس می‌گیرد. اطلاعات گفته اگر بیاین دست کم یک هفته مهمان مایید تعطیل کردیم…» sms بعدی جوابش را می‌دهد:

«ترسم آن روز که مردان سرانجام آیند… این جماعت همه با بغچه‌ی حمام آیند»

٭٭٭

– بعد از بدرقه‌ی متجاوزان اعلام شد: بلر:‌آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، انرژی هسته‌ای حق مسلم ایران است، هم‌چنین نام تیم چلسی به ملوان تغییر کرد. شهرام جزایری:‌بی صبرانه منتظر عید مبعث هستم و ای کاش من هم یک ملوان بودم.

-خبر فوری: یکی از نظامیان انگلیسی حاضر به بازگشت به کشورش نشد. او در این باره گفته: می‌خوام ببینم آخرین قسمت ترش و شیرین چی می‌شه!

یکی از مشاورین جوان ناگهان نوار SMSهای دیگران را پاره می‌کند: ادامه‌ی پیروزی: تعلیق فعالیت نظامیان انگلیس در شمال خلیج فارس

«انگلیس پایگاه مرزی اروندرورود را تحویل نیروهای عراقی داد(بلند بگو الله اکبر)»

٭٭٭

بی بی‌سی ناگاهان خبر از کنفرانس خبری ملوانان می‌دهد: ما در آب‌های عراق بودیم..با ما بد رفتاری شد… ما را مجبور کردند….

با خودم فکر می‌کنم پیروزی‌های خیالی هم‌چنان ادامه دارد!

٭٭٭

«یک آدم تاخیر فاز دار sms‌می زنه: -تجمعی در اعتراض به تصمیم دولت برگزار نمی‌شه؟ – سلام اگر در لحظه‌ی حساس اقدام لازم انجام نشه بعد ارزش نداره می‌شه قیام توابین ۳ و ۴ شنبه ۱۵ نفر هم حاضر نشدن بیان در ضمن تصمیم دولت نبود حتی تا صبح ۴ شنبه تا حدی که خبر به من رسید احمدی‌نژاد پایه‌ی محاکمه بود هیچ فشاری عمومی نبود حضرات پیروز شدن! کل نظام را به تصمیم رساندند.– عزیز قصه آزادی ۱ نفر با ۱۵ نفر فرق می‌کنه در کارهایی که انگلیس در طی حادثه کرد بر اهمیت موضوع اضافه کرد، به هر حال برای حمایت از حق هیچوقت دیر نیست و تکلیف ساقط نمی‌شه»

«-سلام ما نباید تصور کنیم فقط خودمان درست فکر می‌کنیم… – ۱ سلام ۲ اول هفته وحدت دوم میلاد پیامبر سوم سال نو مبارک ۳ من هم با شما موافقم که این مشکل در بسیاری موارد وجود دارد جدی هم هست. جالب است بدانید در این قضیه نظام تصمیم گیری کرد بر خلاف تصور عمومی احمدی‌نژاد هم از همان روزهای اول به دنبال محاکمه بود دیر یا زود این اتفاق می‌افتاد مسئله تکلیف ما بود که متاسفانه عمل نشد مشکل من با پخمگی خواصی است که ولو هر تصمیمی مسئولین می‌گرفتند باید بر موضع آرمانی طبق گفته‌ی آقا می‌ماندند کسی نبود گویا حزب الله هیچ وقتشانی جز پیاده نظامی حضرات ندارد.- نظرات ما نباید طوری مطرح شود که آن‌ها ما را نیمه خالی بین تصور کنند. به نظر می‌رسد روش بیان این مطالبه‌ِ غالبا حق اصلاح شود».

«بلر! جهت حمایت از ایران قیلم ۶۰۰ را می‌سازیم!»

٭٭٭

«تور رافت  اسلامی با مدیریت هاشمی و روحانی ، برگزرار می‌کند: ۲ هفته اقامت در بهترین هتل‌های ایران، دیدار خصوصی با احمدی‌نژاد، صبحانه با کره‌ی محلی  و عسل سبلان، ناهار آبگوشت بزباش، شام کباب بناب، حضور در تمام بخش‌های خبری دنیا، اهدای یک دست کت و شلوار هاکوپیان، بلیط پرواز مستقیم به لندن با british airways، به اضافه‌ی ده‌ها جایزه‌ی ارزنده‌ی دیگر… فقط کافی است یک بار به آب‌های ایران تجاوز کنید».

اعصابم به هم ریخته از این پیامک ها. دوباره موبایل به صدا در می‌آید:«دو هفته اقامت در بهترین هتل‌های ایران با چلوکباب مخصوص، پخش تصویر شما در تلویزیون‌های جهان با کت شلوار شیک، بلیط مجانی به لندن و ده‌ها هدایای ارزنده‌ی دیگر. فقط کافی است یک بار به آب‌های ایران تجاوز کنید!!»

٭٭٭

سعید قاسمی تو برنامه آقاسی در مورد این مسئله صحبت می کنه و می گه رس قضیه رو از لحاظ خبری کشیدند دیگه قراره چی کار بکنن حالا آخرش با عکسی تموم شد که رضایت دل من و تو بسیجی نبود!

٭٭٭

یک فیلم ساخته‌اند بدون تنظیم متشکل از مشتی راش خام فیلم که در دانشگاه پخش می‌کنیم!

٭٭٭

اکونومیست عکس تجمع ۱۵ نفره را زده در حالی که دستنوشته ای برای اعدام متجاوزین در دست نگارنده است! زیر عکس هم نوشته غیر منطقی‌ترین صدا ایران!

این مطلب در عدالتخواهی

این نوشته در تحربیات فعالیت ها ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 Responses to غیر منطقی‌ترین صدا در ایران! (وقایع نگاری از فراز و فرود دستگیری ۱۵ ملوان انگلیسی در فروردین ۱۳۸۶ (خاطره ای از یک کار نوروزی دانشجویی))

  1. علی نورائی می‌گوید:

    سلام
    به نسبت اگه بگیریم
    در قضیه تجاوزاول انگلیسی ها در زمان خاتمی خیلی اوضاعمان بهتر بود
    چهل تایی بودیم ریختیم مهرآباد و خروجی پاویون ها را بستیم و خیالی هم نبود از دستگیر شدن چون به هر حال زمان دولت دشمنان منافق و دگر اندیشمون بود!
    بعد هم همراه سهیل و با ماشین لندکروز توی خیابون های تهران تعقیب و گریز با ماشین ملوان ها از مهرآباد تا تا سفارت انگلیس در خیابان ها و در نهایت دستگیری بچه ها دم در سفارت و آزادی بی سر و صدای انگلیسی ها توسط دولت
    احساس می کنم که تجربه نشان داده هسته های مقاومت حزب الله در شرایط استضعاف و مبارزه پارتیزانی به مراتب بهتر از شرایط در دست داشتن قدرت عمل می کنند
    احساس است دیگر…..

  2. کلوخ می‌گوید:

    لذت بردم و حرص خوردم. همیشه تهش به این نتیجه میرسم این مملکت رو فقط یکی نگهش داشته و وسلام

  3. کمیل سه می‌گوید:

    سلام برادر
    همان روز بعد از دیدن آن شش هفت نفر ـ که پانزده نفر اعلامشان کردی ـ در خبر سیما نشستم یکی از آن متنهای افتضاح انقلابی ام را نوشتم که کدام احمقی این شش هفت نفر را جنبش دانشجویی میخواند و به کجا میرویم و روح جریان نوگرای دانشگاه شیکاگو شاد و از این قسم خزعبلات. نمیدانستم حضرت عالی منبع فیض بوده اید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *