مبانی و تاریخچه شکل‌گیری جنبش عدالتخواه دانشجویی

دانلودجنبش چون ایراد فعالیت‌های دانشجویی را عدم جامعیت در پی‌گیری آرمان‌ها می‌دید، در کنار عدالت‌خواهی و استکبارستیزی، مطالبه در مورد آزادی، و نقش‌آفرینی در جهان اسلام نیز در برنامه‌های جنبش بود. اقداماتی نظیر تشکیل صندوق دانشجوییکمک به نابودی اسراییل، پیگیری تحریم کالاهای صهیونیستی، کاروان اعزام به فلسطین و لبنان در جنگ ۳۳روزه، تحصن فرودگاه مهرآباد برای اعزام به غزه، شرکت در همایش‌های مهم بین‌المللی مثل کنفرانس مردمی آب و هوای بولیوی جزو مهم‌ترین اقدامات در این زمره بوده است که در به تشکیل سازمان‌های مردم‌نهادی نظیر امت واحده و عدالت طلبان بدون مرز انجامید.

بسم الله الرحمن الرحیم

منتشر شده در نشریه ۵۷ قرارگاه شهید باقری سازمان بسیج دانشجویی

سال‌های پس از پذیرش قطعنامه با تجدیدنظرطلبی و نوعی بازگشت از آرمان‌های انقلاب اسلامیهمراه بود. تجلی این مسئله در تهاجم فرهنگی، جا به جایی ارزش‌ها، عقب‌نشینی در سیاست خارجی، طرح مدل توسعه غربی، بی‌توجه به عدالت اجتماعی، بسته شدن باب نقد حاکمیت و و…. مشاهده شد، که واکنش‌های مختلفی در جریان حزب الله داشت.

 در فضای انزوا و سکوت و یا محدود شدن به موارد غیر ریشه ای در اکثریت، سرگرم شدن به درگیری با مردم در ظواهری مثل حجاب، یا رویکرد انفعالی در برابر جریان تجدیدنظرطلب و تهاجم فرهنگی، پیاده نظامی برای جناح راست،  عدم درک درست از اقتضائات لازم شرایط مبارزه بعد از پایان جنگ، رابطه غلط با حاکمیت و جناح‌ها، رویکرد نوستالوژیک به جنگ، سیاست زده شدن، رشد تفکرات سیاست و مسئولیت گریزانه و عافیت‌طلبانه و پرداختن به موارد بی‌اولویت و سرگرمی به مبارزه با معلول‌ها به جای علت‌ها، عدم حرکت هم‌پای گفتمان امام و رهبری، نگاه کاریکاتوری و گزینشی به آرمان‌های انقلاب و دین و….  نیز به صورت جدی مشاهده می‌شد.

علاوه بر این فضای بوروکراتیک و بعضی تنگ‌نظری‌ها، و القائات تلقی‌های غلط از رابطه امت و امامت و گرفتار بعضی کارهای روزمره شدن، نمی‌توانست تمام ظرفیت های حزب‌الله را در بعضی تشکلهای اصلی به صحنه بیاورند. امام نیز در پیام تشکیل بسیج دانشجو و طلبه و رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان مطالبات متعددی از فضای دانشجویی و طلاب کرده بودند که بر روی زمین مانده بود.

 در این فضا به تدریج برخی هسته‌های فکری و فرهنگی دانشجویان و طلاب با محوریت بعضی اساتید انقلابی تلاش کردند تا با فراتر رفتن از این کلیشه‌ها و نگاه‌های غلط به مفاهیمی مثل انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، فعالیت سیاسی و…. گفتمان عمومی دانشگاه و کشور را تغییر دهند. حاصل این امر چند راهبرد کلان بود: طرح دوباره گفتمان ناب انقلاب و امام که بازخوانی صحیفه امام (س) و مبانی رهبری و تلاش برای حرکت از این مبانی در جهت تطبیق مصادیق روز انقلاب که با تشکیل محافل مطالعاتی، اجتماعات،  تولید محصولات فرهنگی حول طرح جامع اسلام ناب و تقابل اسلام ناب و اسلام آمریکایی نمود یافت. تکمیل پازل جبهه فرهنگی انقلاب و تکمیل زنجیره توزیع و تولید و مصرف آثار این جبهه در شرایطی که انقلاب در حال از دست دادن ضریب عناصر فکری و فرهنگی خود بود و چهره های سیاست‌زده، تهدیدمحور، دشمن‌شناسانِ دوست‌فراموش و… که جامعیت نیروی های فکری و فرهنگی را در مطرح کردن گفتمان انقلاب ندارند، ضریب می‌گرفتند. نفی فضای سه قطبی چپ- راست-میانه که این روزها اصولگرا-اصلاح‌طلب-اعتدالی نام گرفته و جایگزین کردن دوگانه اسلام ناب-اسلام آمریکایی و مستکبر-مستضعف در فضای عمومی کشور، نقد وضعیت موجود بر اساس آرمان‌های انقلاب و جمهوری اسلامی و گرفتن علم نقد از ضد انقلاب، اقدام فعال حزب الله در مواجهه فکری، فرهنگی و سیاسی. عدالت اجتماعی هم به مثابه‌ی حلقه‌ی گم شده‌ی آن دوران که محوری‌ترین تأکید وقت رهبری بود، محور احیای اسلام ناب واقع شد و توجه به وظایف اصلی جنبش دانشجویی مانند مبارزه توأمان با تحجر و غرب‌زدگی، فقر و فساد و تبعیض، اشرافیت و استکبار و اختناق نیز مورد توجه قرار ‌گرفت.

بعد از پیام رهبر انقلاب در سال ۸۱، این حلقه‌ها که همدیگر را از طریق محصولات و جلسات یافته بودند تلاش به انسجام و ارتباط با یکدیگر گرفتند. بعضی نشریات دانشجویی مثل هفت قفل امام صادق(ع)، خیزش علم و صنعت، مستضعفین شریف و بعدها تهران و برخی نشریات بیرون دانشگاهی مانند سوره و ابرار در دوره‌ی وحید جلیلی، صبح و صبح دوکوهه نصیری و بعد مسعود دهنمکی، مؤسسات فرهنگی مانند میثاق، مجمع مطالبه‌ی مردمی و انجمن طلاب و دانشجویان مشهد مقدس به جمع شدن این حلقه‌ها کمک کردند. بعضی اساتید به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نظیر وحید جلیلی،حسن و حیدر رحیم‌پور، کوشکی، سید عباس نبوی، سعید قاسمی، سلیمی‌نمین و… در گفتمان‌سازی برای این حلقه‌ها موثر واقع می‌شدند.

بعد از سال ۸۱ و پیام رهبری به جنبش دانشجویی برای پیگیری عدالت، ارتباط تشکیلاتی جدی شد. بنا این بود که تشکل جدید تاسیس نمی‌کنند و صرفاً یک دفتر هماهنگی برای جهت‌دهی به فعالیت‌های انقلابی و ایجاد یک مزرعه ی نمونه برای اصلاح محل‌های اصلی تجمع نیروهای حزب‌اللهی در دانشگاه، تأسیس می‌کنند.

 در کنار کارهای مبنایی مثل توزیع محصولات جبهه‌ی فرهنگی انقلاب و حلقه‌های مطالعاتی و سخنرانی و… نقد جدی به عملکرد مجالس ششم و هفتم، نقد صدا و سیما و نهادهای فرهنگی، نقد کمیته‌ی امداد امام خمینی، قوه ی قضائیه و… در دستور کار قرار گرفت. تجمع مقابل قوه ی قضائیه و دیدار با رییس قوه، و موضوع کارتن خوابی نیز از نقاط اوج جنبش عدالتخواه بود. بعد از فوت ۴۳ نفر از کارتن خواب‌های تهران در سرمای سال ۸۳ اعضای جنبش مقابل پنج نهاد رسمی کارتن خوابی کردند. پنج نهاد اکثر گروه‌های سیاسی  کشور را نمایندگی می‌کردند. اعتراض به دانشجوی پولی با ۵ روزه زیرباران مقابل مجلس شورای اسلامی، انتقاد به کل فضای سیاسی کشور و تلاش اصلاحی مثل تلاش برای وارد کردن چهره‌های انقلابی مستقل و متخصص در نتخابات‌هایی نظیر مجلس هفتم و هشتم یا ریاست جمهوری، و اولویت‌گزاری بر گفتمان‌سازی عینی با انجام کارهای نمادین برای مواردی مثل ساده‌زیستی مثل بازدید از خانه ی شهید رجایی و درخواست دیدار از منازل کاندیداها، همچنین طرح مطالبات تخصصی طرح سؤالات را در فضای سیاست خارجی، نظام آموزشی، کشاورزی و… برای عقلانی و علمی کردن فضای انتخابات بخشی از این برنامه‌ها بود. جنبش خود را در هیچ انتخاباتی فدای هیچ کاندیدایی نکرد، اگر هم موضع‌گیری کرد بلافاصله از رفتارهای پساانتخاباتی نیز مثل معیارهای انتخاب کابینه به انتقاد پرداخت، نیز  از پیشنهادات ایجابی نیز خودداری نکرد، مثلاً سه هفته بعد از سوم تیر همایش دولت نهم، راهکارها و چالش‌ها را برای کمک به دولت برگزار کرد.

حلقه‌ی انسانی دور یوسی اف و نطنز در سال ۱۳۸۴و۹۰، تجمع بزرگ مقابل قوه‌ی قضائیه در اعتراض به قانون تشهیر، اعتراض به مذاکره با آمریکا از دیگر اقداماتی بود که در این دوره به صورت جدی دنبال شد.

جنبش چون ایراد فعالیت‌های دانشجویی را عدم جامعیت در پی‌گیری آرمان‌ها می‌دید، در کنار عدالت‌خواهی و استکبارستیزی، مطالبه در مورد آزادی، و نقش‌آفرینی در جهان اسلام نیز در برنامه‌های جنبش بود. اقداماتی نظیر تشکیل صندوق دانشجوییکمک به نابودی اسراییل، پیگیری تحریم کالاهای صهیونیستی، کاروان اعزام به فلسطین و لبنان در جنگ ۳۳روزه، تحصن فرودگاه مهرآباد برای اعزام به غزه، شرکت در همایش‌های مهم بین‌المللی مثل کنفرانس مردمی آب و هوای بولیوی جزو مهم‌ترین اقدامات در این زمره بوده است که در به تشکیل سازمان‌های مردم‌نهادی نظیر امت واحده و عدالت طلبان بدون مرز انجامید.

جنبش عدالتخواه هیچ‌وقت سکوی پرتابی برای اعضای خود نبوده است. خروجی‌های جنبش به جای سرریز مستقیم به نهادهای مسئول، اکثراً در موسسه‌های فرهنگی، مجامع سیاست‌گذاری، کانون‌های تفکر و محیط‌های علمی نمود یافتند، اگر هم کسی وارد بدنه حاکمیت شد نه به صرف سابقه تشکیلاتی که با گذر از چنین مجراهایی به آن جایگاه رسید.

این نوشته در یادداشت ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به مبانی و تاریخچه شکل‌گیری جنبش عدالتخواه دانشجویی

  1. سجاد می‌گوید:

    هی…
    امسال ک دوستان جنبشی برای گردهمایی ما رو بی خبر گذاشتن…

  2. هاشم می‌گوید:

    فعالیت موسسه هم در باب برگزاری دوره های آموزشی معارف انقلاب اسلامی و برگزاری سیرهای مطالعاتی و علمی ست.

  3. هاشم می‌گوید:

    سلام آقای شهبازی
    واستون آرزوی موفقیت دارم.
    ممنون از راهنماییهاتون در باب نویسندگی!
    یه سوال دیگه داشتم در باب تاسیس یک موسسه علمی فرهنگی:
    خواستم بپرسم که چگونه میشه تاسیس کرد؟
    روال اداری به چه صورت هست؟
    و آیا می توان از موسسات معروف کشوری در باب کار فرهنگی چه در تهران و چه در مشهد و شیراز مجوز فعالیت گرفت و شروع به کار فرهنگی کرد؟
    خب قطعا اگر بخوام فعالیتی انجام بدم،اگر به گوش مسئولی رسید خب یا شروع به سنگ اندازی می کنن یا بهانه ی مجوز رو میگیرن.
    بیشتر تمرکز بنده روی مجوز فعالیت هست.حالا چه با تاسیس موسسه چه با دریافت مجوز فعالیت از موسسات مشهور و معروف کشوری!
    لطفا راهنمایی بفرمایید.

  4. رضا می‌گوید:

    سلام
    خداقوت
    .
    .
    .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *