وحدت، تکلیف، نتیجه؛ جاده انحرافی برای جریان انقلابی

jalili-ghalibaf-500x300گذشت از این تفاضل‌ها به حجتی قطعی نیاز دارد، که به راحتی حاصل نمی‌شود. بسیاری اصولگرایان همواره با اتکا به خطر رای آوردن رقیب، به صورت محافظه‌کارانه –مثل کسانی که با تحلیل غیرواقع‌بینانه از وضع موجود کشور را به سازش دعوت می‌کنند- تنها راه تن دادن به گزینه‌های حداقلی را بیان کرده و همواره راه را بر انتخاب اصلح می‌بندند. به تجربه ثابت شده است که اصلی‌ترین جریانات پیشنهاد دهنده چنین تفکری دورترین افراد از اندیشه اصولگرایی و نزدیک‌ترین افراد به اندیشه رقیب هستند. لذا یکی از موارد تصمیم‌گیری در این امر اتکا به عقلانیت واقع‌بینانه و پرهیز از عقلانیت محافظه‌کارانه است که چنین رویکردهایی ایجاد می‌کند.

اشاره: این مطلب حاصل همفکری چند نفر از فعالین انتخابات ریاست جمهوری است، که در نهایت به شکل متن زیر تدوین شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در روزهای اخیر و با پیروزی دکتر قالیباف در شهرداری تهران عده مجدد بحث وحدت در انتخابات ریاست جمهوری و حواشی آن را زنده کرده‌اند. این عده قبلا نیز سخنان رهبری درباره تکلیف و نتیجه را ابزاری برای تسویه حساب سیاسی و تداوم استدلال‌های ضعیف در زمان انتخابات قرار دادند. نویسنده به عنوان یکی از رای دهندگان به دکتر جلیلی و یکی از فعالانی که به سهم خودش برای رای آوردن ایشان تلاش‌های ناچیزی را کرده است بر خود واجب دانست تا موضوع شفاف‌تری نسبت به تکلیف و نتیجه از زاویه طرفداران دکتر جلیلی اتخاذ نماید.

البته به عنوان مقدمه ذکر این نکته ضروری است که مصداق شهرداری ماهیتا با مصداق ریاست جمهوری متفاوت است و اساسا قیاس این دو موضوع کاری غلط محسوب می‌شود. طبیعی است که اصل وحدت امری عقلانی است و بیشتر از اصل موضوع محور وحدت، روش ایجاد آن و امثال این موارد مورد اختلاف است و در چنین موضوعاتی ایجاد وحدت بین ده تا پانزده و ایجاد جریان اجتماعی درانتخاباتی همچون ریاست جمهوری زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد و لذا قیاس این دو موضوع و استفاده از اتفاق اخیر برای تقبیح مجدد جریان انقلابی در انتخابات هیچ کمکی به اصولگرایی نخواهد کرد.

با این مقدمه همانطور که گفته شد بر خلاف تصورات رایج مشکل جریان حزب در انتخابات مبنایی و از جنسی که دوستان دانشجو از رهبری سئوال کردند (موضوع تکلیف و نتیجه) نبود. ریشه مشکل در نحوه تشخیص مصداق این نگرش مبنایی است.

یقینا ما در انتخابات برای حصول نتیجه تلاش کردیم. هیچ عقل سلیم و سالمی نمی‌پذیرد که انسان در انتخابات مهمی همچون انتخابات ریاست جمهوری (و در هر عرصه دیگری)  تلاش نماید ولی نتیجه‌ای برای آن متصور نباشد. ما حتما دنبال نتیجه و بلکه نتایجی بودیم و حصول آن نتایج را تکلیف می‌دانستیم. لیکن در این مساله در مواردی با رقبای محترم اختلاف داشتیم که مجموعا عبارت از این موارد است:

  1. کاندیدایمان را هم اصلح می‌دانستیم و هم فکر می‌کردیم که ظرفیت و قابلیت رای آوردن در انتخابات را دارد. لذا تکلیف می‌دانستیم که برای رای آوردنش تلاش کنیم. این یک توهم است که که در طرفداران اصلی آقای جلیلی کسانی بودند که تلاش‌شان در جهت رای آوردن ایشان نبوده است و صرفا برای حضور یک نفر اصلح در انتخابات تلاش کردند. ممکن است عده‌ای این برداشت را داشته باشند که آقای جلیلی ظرفیت رای آوردن ندارد. ما نه چنین برداشتی داشتیم و نه با شنیدن استدلال‌های طرف مقابل قانع شدیم. ذهنیت ما این بود که تنها کسی که در جبهه انقلاب در شرایط کنونی ظرفیت اجماع دارد، آقای جلیلی است، کما این که علی‌رغم زمان کم اجماع قابل قبولی در سطح نخبگان بر روی ایشان انجام شد.
  2. مطلقا گمان ما این نبوده و نیست که با کنار رفتن دکتر جلیلی نتیجه انتخابات تغییر می­‌کند. نویسنده جناب دکتر قالیباف را فاقد ظرفیت تقابل با آقای روحانی می‌داند و معتقد بود و هست که با انصراف دکتر جلیلی حداکثر انتخابات به دور دوم می‌رفت و در دور دوم نتیجه‌ای بدتر (یعنی شکستی با قاطعیت بیشتر) حاصل می‌شد. ادله اینکه چرا دکتر قالیباف و امثال ایشان نتوانست و نخواهد توانست انتخابات را ببرد مفصل است. به طور خلاصه عدم مشخص بودن مرزهای گفتمانی، تلاش برای وصله پینه کردن گفتمان‌ها، اشتراک بالای مزیت‌ها با جریان رقیب موجب می‌شد که مردم به سرعت به سمت جریان اصلی این مولفه‌ها چرخش کنند که چنین هم شد.
  3. ما به طور سنتی به تقسیم‌بندی اصولگرا و اصلاح‌طلب و نسخه‌های قدیمی آن نظیر راست و چپ و یا محافظه‌کار و دوم خردادی و… معتقد نبوده‌ایم. همانطور که مقام معظم رهبری در این دیدار فرمودند ارزش‌های انقلاب اسلامی یک منظومه است و طبیعتا ملاک قضاوت درباره اصولگرا بودن و یا نبودن این منظومه ارزشی است؛ هم در عرصه نظری (میزان اعتقاد داشتن) و هم در عرصه عملی (پایبندی در عملکرد گذشته).  در انتخابات اخیر معدل آقای دکتر جلیلی از این حیث با دیگران قابل مقایسه نبود. البته نویسنده به برخورد صفر و یکی با افراد از حیث اصولگرا بودن و یا نبودن معتقد نیست. باورمان این نیست که باید به راحتی افراد را از ذیل عنوان اصولگرا خارج کرد و… . بلکه معتقدیم محور را باید اصولگراترین افراد قرار داد و همه افراد ذیل چتر اصولگرایی فعالیت نمایند. «انتخاب افرادی که در نظر و عمل با اصولگرایی فاصله دارند» و «تلاش برای محور و سمبل قرار دادن آنها» و «مجبور کردن جریان ارزشی به حمایت از آنها» نه از نظر منطقی درست است و نه در عرصه عملی به نتیجه منجر خواهد شد. تلاش‌های متعدد برای تئوریزه کردن این پروسه غلط هم ثمر نخواهد داشت. بنابراین ما نتیجه را در این نمی‌دیدم که صرفا کسی با عنوان اصولگرا رای بیاورد. بلکه ماهیت اصولگرایی او هم بسیار بسیار مهم بود.
  4. یک نکته کلیدی دیگر در انتخابات گذشته نحوه تعریف نتیجه بوده است. نویسنده بارها از افراد متعدد شنیده است که حضور آقای جلیلی منجر به رای آوردن آقای روحانی شد. این عده در تبیین موضوع ذکر می‌کردند که عده‌ای که نمی‌خواستند در انتخابات شرکت کنند از ترس رای آوردن آقای جلیلی در انتخابات شرکت کردند به آقای روحانی رای دادند و این حیث آقای جلیلی را مقصر و مرتکب گناهی نابخشودنی می‌دانند. باید این سئوال را پرسید که نسبت نتیجه مد نظر اصولگرایان با نتیجه مد نظر رهبری از انتخابات چگونه است؟ در طول هم قرار دارند و یا در عرض هم؟ رهبری از انتخابات حضور همه سلایق را می‌خواستند. ایشان مشارکت حداکثری را می‌خواستند و حتی در روزهای آخر با صراحت کسانی که نظام اسلامی را قبول ندارند را هم دعوت به حضور در انتخابات کردند. آیا جریان اصولگرایی نتیجه مد نظر خودش را در ذیل این انتظارات تعریف می‌کند. اگر چنین است نه تنها هیچ خرده‌ای بر حضور آقای جلیلی نیست که باید ایشان را هم تشویق کرد. چرا که بر فرض صحت فرض مذکور مشارکت را در انتخابات بالا بردند؛ منجر به تنوع سلایق و نظرات شدند و شور و هیجان انتخاباتی کشور را بالا بردند. اصولگرایان اگر اصولی باشند، نباید رفتاری که صد در صد در مسیر انتظارات رهبری از کلان انتخابات است را در نقطه مقابل کسب نتیجه توسط اصولگرایان تعریف کنند. این نوع انتقاد از دعوت‌کنندگان و حامیان دکتر جلیلی و این شکل تحلیلی از نتیجه انتخابات بیان دیگری از نظر برخی باصلاح استوانه‌های نظام است که مشارکت حداقلی ولی نتیجه مطلوب برای خود را بر مشارکت حداکثری ترجیح می‌دهند و مقام معظم رهبری بارها با صراحت خط بطلان بر این ایده کشیده­‌اند.
  5. این تصور که در عرصه‌ای همچون انتخابات همه افراد باید صرفا یک نتیجه مد نظر داشته باشند و آن هم پیروزی است، تصور باطلی است. همه مطلعند که بسیاری از افراد کاندیدا می‌شوند و اهدافی غیر از پیروزی را دنبال می‌کنند. این که همه باید با همان قرائتی که عده‌ای به نام اصولگرایان تعیین می‌کنند؛ نتیجه حضور در انتخابات را تعریف کنند تصور غلطی است. حضور آقای جلیلی در انتخابات برای حصول نتایج متعددی انجام شده بود. عالی‌ترین و مطلوب‌ترینش پیروزی بود. لیکن از همان ابتدا هم متصور بود که حتی اگر پیروزی حاصل نشود نتایج متعدد دیگری به دست خواهد آمد که ضرورت دارد و تکلیف هست که برای تحقق نتایج باید تلاش کرد. یکی از مهمترین این نتایج وجود بلندگویی کاملا انقلابی در انتخابات است که نقطه آرمانی نظام را همیشه پررنگ کند. بر خلاف عده‌ای که تصور می‌کنند بلندگوی انقلابی یا نباید بیاید و یا اگر آمد باید حتما برنده شود، باید توجه داشت حضور همیشگی بلندگوی انقلابی و تلاش حداکثری‌اش برای پیروزی واجد آثار بسیار مثبتی نظیر کم‌رنگ نشدن ارزش‌ها در جامعه و هویت یافتن عناصر معتقد به آن است چه  به کسب رای حداکثری منتهی بشود و یا نه. تلاش برای تغییر فرهنگ سیاسی کشور خود تکلیف اهمی است که کسب قدرت فرع بر آن است این ترجمه همان بیان رهبری است که تکلیف در حضور و تلاش برای حصول نتیجه است و اگر پس از تلاش نتیجه حاصل نشد، حرجی نیست . یک نتیجه دیگر ایجاد انسجام و شبکه تعاملی بین عناصر انقلابی بود و ده­‌ها نتیجه دیگر که در انتخابات حاصل شد. کما این که در این انتخابات هیچ کاندیدای دیگری چنین کارکردی نداشت و عملکرد جریانات موسوم به اصولگرا در انتخابات و تخریب پایبندی به ارزش‌ها در مواردی مثل انرژی هسته‌ای، کوی دانشگاه، عدالت‌محوری و… خود زمینه تشکیک در روند گذشته نظام و رفتن به سراغ گزینه‌های اصیل مخالف این اصول را فراهم کرد.
  6. رهبر انقلاب بارها بر تصمیم‌گیری بر ضرورت انتخاب گزینه اصلح ولو با تفاضل اندک تأکید کرده‌اند به صورت نمونه: «همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهى است. قبلًا هم گفتیم که تفاضل‏ و لو کم باشد، در این قضیه بسیار است. باید بگردید، بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنى بتوانید از راهى بروید که اگر خداى متعال پرسید شما به چه دلیل به این فرد رأى دادید، بتوانید بگویید به این دلیل[۱]». «باید گشت و اصلح را پیدا کرد. باید گشت و امین‏‌ترین را انتخاب کرد. باید جستجو کرد و در بین این چند نفر، به طور نسبى قادرترینِ بر اداره کشور را پیدا کرد. مهمّ است. چون این امر مهمّ است، تفاضل‏ هرچه هم کم باشد، اهمیت پیدا مى‏‌کند. در کارهاى کلان، این طور است. فرق دو مَبلغى که باهم اندکى تفاضل‏ دارند، اگر جنسى که مى‏‌خواهیم با این مبلغ تهیه کنیم، یک کیلو و دو کیلو جنس است، خیلى اهمیت ندارد؛ اما وقتى آنچه که مى‏خواهیم جابه‏‌جا کنیم، فرضاً هزاران تُن از این جنس است، آن هنگام تفاضل‏ در قیمت وقتى هم کم باشد، حجم زیادى مى‏‌یابد و اهمیت پیدا مى‏‌کند. همه کارهاى کلان، این طورى است[۲].»  گذشت از این تفاضل‌ها به حجتی قطعی نیاز دارد، که به راحتی حاصل نمی‌شود. بسیاری اصولگرایان همواره با اتکا به خطر رای آوردن رقیب، به صورت محافظه‌کارانه –مثل کسانی که با تحلیل غیرواقع‌بینانه از وضع موجود کشور را به سازش دعوت می‌کنند- تنها راه تن دادن به گزینه‌های حداقلی را بیان کرده و همواره راه را بر انتخاب اصلح می‌بندند. به تجربه ثابت شده است که اصلی‌ترین جریانات پیشنهاد دهنده چنین تفکری دورترین افراد از اندیشه اصولگرایی و نزدیک‌ترین افراد به اندیشه رقیب هستند. لذا یکی از موارد تصمیم‌گیری در این امر اتکا به عقلانیت واقع‌بینانه و پرهیز از عقلانیت محافظه‌کارانه است که چنین رویکردهایی ایجاد می‌کند.
  7. یک نکته مهم در درس‌آموزی از انتخابات که بحث تکلیف و نتیجه این نکته است که در برنامه­‌ریزی برای حصول نتیجه نباید بر اخبار و تصورات ناشی از وجود مقبولیت بیش از حد تکیه کرد و آن را ملاک ائتلاف قرار داد. همانطور که دیدیم مقبولیت‌های مقطعی، ناشی از تبلیغات متکی بر مولفه­‌های غیر گفتمانی به همان آسانی که بدست می­‌آیند به همان آسانی هم از دست می‌روند. تجربه دولت نهم و دهم نشان داد که مهمترین دارایی جریان موسوم به اصولگرایی، اصولش است و اگر مقبولیتی قرار است ناشی شود، باید ناشی از اصول باشد و نه چیز دیگری. سایر مقبولیت‌ها پایدار نخواهد ماند و با موجی از دست خواهد رفت. البته باید برای ایجاد این مقبولیت و نشان دادن کارآمدی اصول در اداره موفق جامعه در زمینه‌های مادی و معنوی تلاش کرد و در تبیین و اقناع قولی و عملی آن اقدامات جدی حاصل کرد.
  8. در ادامه بحث قبل و در انتهای مطلب ضرورت دارد تا نسبت‌مان را با نظرسنجی‌ها معلوم کنیم. نباید نسبت به نتایج نظرسنجی بی‌تفاوت بود. نتیجه برخی نظرسنجی‌ها در موقع انجام درست و به نوعی نشان دهند برآیند آراء در زمان انجام است. لیکن نتیجه نظرسنجی یک عامل جدی تصمیم‌گیری درباره حمایت از کسی و یا عدم حمایت از دیگری (چه از سوی افراد و چه از سوی گروه‌ها) نیست چرا که معنایش پایداری نتایج نیست. تبلیغات، تلاش رسانه‌ای و… همه را برای این گذاشتند که انسان نتیجه نظرسنجی را تغییر دهند نه اینکه از اصلح کوتاه بیاید و به گمان پیروزی به حداقل‌ها قانع شود. انتخابات دو دور اخیر هم نشان داد که مسائلی همچون مناظره­‌ها به شدت بر رای مردم اثر می‌گذارد. علاوه بر این تحولات در آراء مردم در بیست و چهار ساعت انتهایی بسیار بالا است که عملا سنجیدن و به تصمیم رساندن آن برای دشوار است. لذا نویسنده دو کارکرد بیشتر برای نظرسنجی قائل نیست.  اول دادن تحلیل کلان به مسئولان ارشد نظام و دوم سنجیدن اثر رفتار انتخاباتی کاندیداها. یعنی مهمترین مصرف‌کننده نظرسنجی ستاد کاندیدا است تا بداند که نتیجه فعالیت‌های تبلیغاتی‌اش چه می‌شود. بگذریم از این که مواضع سیاسی داشتن و یک طرف دعوا بودن به صورت رسمی یا غیررسمی بعضی از صاحبان نظرسنجی‌ها خود فضای بی‌اعتمادی به آن‌ها را ایجاد می‌کند. بنابراین نه در انتخابات گذشته و نه در انتخابات‌های آتی هنوز دلیل محکمی یافت نمی‌شود که مبتنی بر آن به رای­‌دهندگان و یا گروه­‌های موثر اجتماعی توصیه به تصمیم‌گیری مبتنی بر نظرسنجی انجام شود. براین مبنا مطمئن‌ترین کار رأی دادن به کاندیدای اصلح و عدم درگیر کردن خود در ده­‌ها محاسبه است (نظیر اینکه اگر به یکی رای بدهیم صحنه چه خواهد شد و اگر به دیگری بدهیم طور دیگری خواهد و….) برای مهندسی نتایج انتخابات است. این جمله مطلقا بدین معنا نیست که تکلیف‌گرایی با نتیجه‌گرایی تعارض دارد.

لذا به طور خلاصه نویسنده معتقد است که جریان اصولگرایی جز اهتمام به محوریت اصول و ارزش‌های انقلاب و تلاش برای مقبول نمودن اصلح مسیر دیگری را ندارد و همه تلاش‌هایی که می‌خواهد صالح به ظاهر مقبول را جایگزین اصلح نماید نوعی جاده انحرافی است که اصولگرایی را از مقصد دو می‌کند. اگر این حجم از تلاش برای تئوریزه کردن صالح مقبول جای خود را به مقبول نمودن اصلح می‌داد امروز شرایط سیاسی کشور فضای متفاوتی را تجربه می‌کرد.

البته با این همه نقد عملکرد دکتر جلیلی و ضعف‌های ستاد انتخاباتی و اطرافیان ایشان در انتخابات ضروری است و باید در جای خود تحلیل و بررسی شود.


[۱]  بیانات در دیدار خانواده‏‌هاى معظّم اسرا و مفقودان جنگ تحمیلى‏ ۳۱ /۰۲/ ۱۳۷۶

[۲]  بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با روحانیان و مبلّغان اعزامى در آستانه ماه محرّم‏‌الحرام‏ ۱۳/ ۰۲/ ۱۳۷۶

همین مطلب در تریبون مستضعفین، رجانیوز

این نوشته در یادداشت ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

17 پاسخ به وحدت، تکلیف، نتیجه؛ جاده انحرافی برای جریان انقلابی

  1. مقداد رحیمی می‌گوید:

    سلام.تحلیل جامع و خوبی بود اما یک نکته را مثل سایر دوستان فراموش کرده بودید.صحبت آقا این بود که برای رسیدن به نتیجه باید برنامه ریزی کرد، اتاق جنگ تشکیل داد،روش های مشروع رو به کار گرفت و…
    دو مدل می شه ماجرا رو تحلیل کرد.یکی در فضای خود انتخابات که شما زحمت کشیدید و تحلیلتون در این فضا بود.
    مدل دوم ، انتخابات و پیشینه آن است که به زعم بنده، منظور رهبری این مدل تحلیل بود.
    یعنی بر فرض که جناب دکتر جلیلی اصح باشند، ما قبل از انتخابات و در زمانی که فرصت داشتیم، چه کار کردیم که گفتمان انقلاب اسلامی و گزینه اصلح، در جامعه جا بیفتد؟
    کاری نکردیم
    برای پیروزی در یک انتخابات باید از چند سال قبل از آن برنامه ریزی کرد و تیم تشکیل داد و برنامه ها رو مشخص کرد و رسانه ها رو فعال کرد و اطلاعات رو جمع آوری کرد و جلسات متعدد برگزار کرد و بودجه جذب کرد و نیروها رو آموزش داد و …
    ما انصافا کدام یکی از این ها رو ، از قبل از انتخابات انجام داده بودیم؟
    این را بگذارید کنار ورود دیر هنگام آقای جلیلی به انتخابات و فرصت کم (دو هفته) برای معرفی گفتمان او به مردم.
    پس صحبت رهبری اینست که آقاجون.نتیجه مهمه اما کار طولانی مدت می خواد
    صحبت شما در باره اینکه حضور جناب جلیلی در انتخابات، اهداف دیگری غیر از رای آوری داشت قبول اما، سوال مهم اینه که ایشون از پشتوانه چند میلیونی رای خودشون حالا دارند چه استفاده ای می کنند؟
    هیچی
    آیا برای انتخابات آینده، مثلا حزب می زنند؟ یا بنیاد می زنند؟ یا روزنامه می زنند؟ یا نیرو سازی می کنند؟ یا نخبه ها رو شناسایی می کنند؟ یا مسائل انقلاب اسلامی رو تئوری پردازی می کنند؟چی کار می کنند؟
    انتظار ما ها از ایشون، این بود که از همین اعلام نتایج انتخابات، برای چهار سال دیگه و رسیدن به گزینه مطلوب تلاش کنند اما چیزی از تلاش ایشون در جامعه دیده نمی شه.خوب یعنی چهار سال دیگه هم اگه به اصلح رای بدهیم(که این کار رو می کنیم) اما پیروز انتخابات نیستیم.
    و من الله التوفیق

  2. منصف می‌گوید:

    گویا از فحش خوردن بدت نمیاد-تمام نظرات که توهین به تویه پس بدان چقدر محبوبید حالا که از فحش بدت نمیاد چند تا هم من نثارت کنم بی ریشه طالبان عوضی مرتجع کافیه…….

  3. زهرا می‌گوید:

    جناب آقای شهبازی،بخدا مردم روحانی و دولت اعتدال رو می‌پسندن. دندون رو جگر بذارید همونجوری که مردم این چهار سال اخیر گذاشتن و نریختن رو سرتون تا … ! گند زدید بخدا.بسه دیگه.دوره شما به سر اومده.حوصله شنیدن مرگ بر این مرگ بر اون رو نداااااااااااااااااااااریم! بخدا!

  4. باغبان می‌گوید:

    تحلیل تون رو کاملا می پذیرم.
    من خودم بیشتر از یک ماه شبانه روز روی این مساله فکر کردم. و حاصل فکرم تا حدود زیادی مشابه همینی بود که شما نوشتید.
    خیلی ممنونم

  5. مهدی می‌گوید:

    واقعیتش عکستو موقع عر عر کردن جلو روحانی دیدم که میخواستی بگی منم هستم!!!
    این سایت تو، این حرفای تو، فقط میخواد بگه که: منم هستم، منم میخوام از رانت خواری به یه جایی برسم، منم میخوام بدون زحمت و بدون پرداخت هزینش آدم حساب بشم…
    داداش نمیتونی، من عکستو دیدم، قیافه شناسی کردم، نمیتونی، بهت نمیاد آدمش نیستی.

  6. سید احمد می‌گوید:

    طرفداران اصلی آقای جلیلی کسانی بودند که بنا به جو نادرست و شایعاتی که به نقل از رهبری عالیقدر مد ظله العالی ایجاد شده بود از رای آوردن ایشان (جلیلی)و نتایج و تبعات مثبت ان برای خودشان مطمئن بود….
    اقتصاد مقاومتی ….!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • باغبان می‌گوید:

      آخه خیلی جالبه.
      عده ای می گویند که شما فقط برای رفع تکلیف در انتخابات از آقای جلیلی حمایت کردید و نتیجه رو رها کردید.
      و عده ای دیگر می گویند که شما از رای آوری ایشون مطمئن بودید! (یعنی فقط برای نتیجه ازشون حمایت کردید)

      اما هر دو گروه اشتباه می کنند.

  7. علی فدوی می‌گوید:

    برو جمش کن داداش، تو با اون دهن کجت میخوای مملکت رو اداره کنی؟ مردم که شعور دارند. همیشه دستت بالاست و دهن کجت هم بازه و به همه چی اعتراض داری. مملکت رهبر داره ، رئیس جمهور داره، مجلس داره و مردم هم همه را انتخاب کردند یا مستقیم یا غیر مستقیم؟ تو چه کاره سری (خری)؟

  8. نیما می‌گوید:

    بله بله ، درست می فرمایین «اتکا به عقلانیت واقع‌بینانه و پرهیز از عقلانیت محافظه‌کارانه» یعنی با عقلانیت لنگه کفشو به سر رئیس جمهوری محبوب و مورد وثوق رهبری پرت کردن، فحش دادن ، شیشه ماشین شکستن و خدا می دونه چه کارهای دیگه ای که برای آینده تدارک دیدین. اینم نوشته هاته که باید خودتو بهش سنجاق کنی بری این ور و اون ور توضیح بدی چی نوشتی…… برو عمو . برو . هشت سال خاک تو چشم مردم پاشیدین . بذارین مردم یه نفس راحت بکشن . حسادت و خصلتای بوگند گرفته تونو تونو وردارین برین یه جای دیگه.

  9. م ص شهبازی لمپن درجه 1 می‌گوید:

    http://farsnews.com/plarg.php?nn=566411&st=1020102
    یعنی خاک بر سرت. اون اربابت که باعث شد بفهمیم کل رای شما رادیکالها چقدره که دائم شعار ملت ایران ملت ایران سر ندهید، طی ۶ سال مذاکره به معنای واقعی کلمه هیچ غلطی جز زر زدن نکرد و الان توی مفتخور باید بری تو خیابون عررر بزنی با اون دهن گشادت و مواظب باشی یکوقت نوندونیت که همین حرفهای صدمن یک غاز آجر نشود! یا این که جای پایت را پیش اون ارباب رادیکال مفتخور تر از خودت با این عرررررر زدنت سفت تر کنی.

  10. راستگو می‌گوید:

    خفه شو
    خفه شو
    خفه شو
    شما نه مسلمانانید نه انسان

  11. كفترباز می‌گوید:

    سلام آقای شهبازی
    حاجی ای ول
    از جای دیگه مطلب رو خوندم/خیلی وبلاگت ناجوره نمیشه درست خوند
    ۲ تا از جمله های کلیدی این ۲ تا بود!:
    ۱-باید برای ایجاد این مقبولیت و نشان دادن کارآمدی اصول در اداره موفق جامعه در زمینه‌های مادی و معنوی تلاش کرد و در تبیین و اقناع قولی و عملی آن اقدامات جدی حاصل کرد.
    ۲-اگر این حجم از تلاش برای تئوریزه کردن صالح مقبول جای خود را به مقبول نمودن اصلح می داد امروز شرایط سیاسی کشور فضای متفاوتی را تجربه می کرد.
    …………
    ولی حاجی به نظرم تو این ورود به انتخابات ی خورده باید فکر کرد.جلیلی دیر وارد شد.و بحث هایی که در این زمینه وجود داره/و البته یکی از موارد در این چند انتخابات اخیر همین بحثای اقتصادی و غیره هست.به نظرم ی عده نمیزارن آنچه باید به موقع به مردم برسه و….باید برا این قضیه کاری کرد!!

  12. سلام می‌گوید:

    خودتون دور هم نشستین به جای اینکه بشینید آسیب شناسی کنید توجیه می کنید با این استدلالهای تکراری. حزب الله را داغان کرده اید و تازه نوشته اید که فلان و بهمان. اصلا مگر روحانی عددی بود که بخواهد رقیب شود. روحانی را شماها فضا ساختین برایش. شعار مقاومت حزب اللهی شده همان شعب ابی طالب بود. شماها گفتمان روحانی و هاشمی را زنده کردین. قیاس کنین با حرف های آقا درباره پیشرفت. سرباز آقا تحلیل درست پیدا میکنه نه توجیه. اونوقت سر پیچ با آقا نمی پیچید

  13. خیبرآنلاین می‌گوید:

    سلام
    این یادداشت در پایگاه خبری- تحلیلی “خیبرآنلاین” منتشر شد.
    یافاتح خیبر مدد

  14. علی می‌گوید:

    چی می گی صادق خان
    باور کن شما باعث شدی روحانی ریس جمهور شه
    شما گفتی جلیلی تو مناظره ها پاسخ همه شبهات رو میده و لی ما سر کار رفتیم

    • باغبان می‌گوید:

      اگر بخواید با همین نگاه (کوته بینانه) و با همین ریشه یابی های ناقص، علل شکست تونو بررسی کنید، مطمئن باشید این شکست حالا حالا ها ادامه داره.
      پیشنهاد می کنم برای تشخص درست در خصوص اینکه چرا این نتیجه رقم خورد، تمام سالهای گذشته رو با دقت بیشتری مرور کنید. و یکمی هم به حرفهای مردم گوش بکنید و دغدغه هاشون. اونوقت بهتری می تونید علل این نتیجه ای که رقم خورد رو بدست بیارید.
      ما کوتاهی کردیم.بله درسته.
      اما اگر بخوایم به جبران کوتاهی هامون، بیایم و کارهای مثبتی که انجام دادیم رو منفی قلمداد کنیم، این روند همچنان ادامه خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *