یانیه تحلیلی جمعی از ادوار جنبش عدالتخواه درباره انتخابات: انتخابات ۹۲ بیانگر ناکارآمدی مفهوم اصول‌گرایی بود

ENTEKHABAT00124 خرداد ۹۲ از حیث این فرصت به مراتب متفاوت‌­تر از ۲ خرداد ۷۶ است. اکنون با تجربه ۸ ساله گذشته، جمع کثیری از نخبگان انقلابی‌ تولید شده‌اند که هم تجربه جدی مدیریتی در دولت را دارند و هم در عرصه نظری قابلیت آن را یافته‌اند تا متناسب با رویکردهای اسلامی و انقلابی حرف ایجابی جدیدی را مطرح کنند. علاوه بر این گفتمان انقلاب اسلامی امروز از ظرفیت چند میلیونی اجتماعی در سراسر کشور برخوردار است.

بسم الله الرحمن الرحیم

به گزارش تریبون مستضعفین، جمعی از اعضای ادوار شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی درباره یازدهم دوره انتخابات ریاست جمهوری بیانیه‌ای صادر کردند. در این بیانیه ضمن تحلیلی بر انتخابات گذشته و آسیب شناسی آن به فرصت‌های پیش روی جریان حزب الله هم پرداخته شده است.

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در مکتب سیاسی امام، مردم‌سالاری از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شوری بینهم» برخاسته است؛ از «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. ما این را از کسی وام نگرفته‌ایم. عده‌ای می‌خواهند وانمود کنند که نقش مردم در اداره حکومت‌ها را باید غربی‌ها بیایند به ما یاد بدهند! غربی‌ها خودشان هنوز در خم یک کوچه گرفتارند!» (رهبر معظم انقلاب، ۱۴/ ۰۳/ ۸۳)

دوره یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران یکی از پرتجربه‌ترین انتخابات در طول سی و پنج سال گذشته بوده است که تحلیل آن می‌تواند به رفتار فعالان جبهه انقلاب اسلامی کمک نماید. بر این اساس جمعی از اعضای ادوار شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی به عنوان یکی از مهمترین جریانات موثر در شکل‌گیری گفتمان عدالت خواهی، بر خود لازم دانستند تا در تکمیل و تحکیم آرمان­‌های انقلاب اسلامی و تلاش‌های ده ساله این اتحادیه دیدگاه­‌های خود را در این زمینه بیان نمایند.

  1. انتخابات در جمهوری اسلامی یکی از اصلی­ترین پایه­‌های حکومت و عرصه مشارکت مردم در تعیین سرنوشت کشور است.‏ بویژه اینکه مردم در اندیشه امام خمینی (ره) و رهبر فرزانه انقلاب از اصلی­ترین پشتوانه­‌های نظام اسلامی محسوب می­شوند و از این منظر جمهوریت در نظام اسلامى، ریشه‏ى اسلامى‌دارد و متفاوت از نگاه غرب به مقوله دموکراسی و انتخابات است. در نظام اسلامی بواسطه نقش کلیدی مردم، انتخابات هم از حیث مشارکت مردم حائز اهمیت است و هم از جهت نقش آن در رشد بینش سیاسی و فرهنگی مردم.  فراموش نکرده ایم عده­ای که جمهوریت در نظام اسلامی را با نگرشی غربی تحلیل کرده بودند؛ در سالهای گذشته تلاش کردند تا این اصل  مهم را خدشه دار کرده و آن را از ملت عزیز ایران بگیرند. از تلاش برای عدم برگزاری انتخابات مجلس هفتم گرفته تا خدشه دار کردن دستاوردهای ناشی از مشارکت  غرورآفرین  ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری دهم و ایجاد فتنه سال ۸۸ . این انتخابات مجددا بر همه آحاد ملت ایران و جهانیان اثبات کرد که جمهوری اسلامی مطلقا اهل خیانت در آراء مردم نیست و حتی از یک رای هم نمی گذرد؛ چرا که به جمهوریت نگاهی تشریفاتی برای راضی کردن مردم و یا نمایش دموکراسی برای بستن دهان یاوه گویان جهانی ندارد. ما همچون امام (ره) و رهبر فرزانه مان،مردم را اصلی­ترین سرمایه کشور دانسته و تداوم و تقویت انقلاب اسلامی را در گرو حضور پررنگ مردم در تعیین سرنوشت خود می­دانیم و از این جهت حضور گسترده مردم در انتخابات را دستاورد اصلی حماسه بیست و چهارم خرداد دانسته و معتقدیم حفظ و تقویت این سرمایه باید در اولویت همه دلسوزان انقلاب اسلامی قرار گیرد.
  2. عده‌­ای اینک بوق­‌های تبلیغاتی را فعال کرده و تلاش می­کنند تا نتیجه انتخابات را نفی گفتمان انقلاب اسلامی و بازگشت به گذشته تحلیل نمایند. برخی تفرق در آراء اصولگرایان را اصلی­ترین علل شکست عنوان می کنند. برخی دیگر دچار توهم شده­اند که گویی خودشان و قبیله­شان توانمندی غلبه بر رقیب سیاسی را دارند و کم­‌کاری­‌های خود در نتیجه فعلی و نقش و جذابیت گفتمان انقلاب اسلامی در ده سال گذشته را نادیده می­‌گیرند و ده­‌ها تحلیل و نظر دیگر. به نظر ما غفلت از نکات زیر می­‌تواند تحلیل همه دلسوزان انقلاب اسلامی را به انحراف بکشاند.
  • مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی‌­های خود بر کاذب بودن تفکیک اصولگرایی و اصلاح طلبی و راست و چپ و چنین دسته­‌بندی­‌هایی تاکید کردند. ایشان اصلاح طلبی و اصولگرایی را امری لازم در همه دوره­‌ها می­دانند. به نظر می رسد یکی از مهمترین مولفه­‌ها در تحلیل نتیجه انتخابات، ناکارآمدی مفهومی خیالی به نام اصولگرایی در عرصه سیاسی است. آنچه باعث شد تا جریان عدالتخواهی گفتمان غالب کشور شود و از جانب ملت ایران لیاقت خدمت در عرصه اجرایی کشور را یابد، اتکای آن به اسلام ناب و اندیشه انقلابی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و خدمت به مردم بوده است و آنچه بیش از هر چیز این گفتمان را منحرف کرد یکپارچه کردن این اندیشه با قبیله سیاسی راست سنتی و ایجاد قبیله­ای جدید به نام اصولگرایی بود. سال ۸۲ و در بدو آغاز گفتمان عدالتخواهی همان قدر که مرزبندی با اصلاح طلبان برایمان اصولی و مهم بود، بر مرز بندی با جریان موسوم به راست سنتی  هم تاکید داشتیم؛اما ناخالصی­های درونی در مجلس هفتم، این جریان را به راست سنتی پیوند داد و کم کم شفاف سازی مرزهای اصولی به حاشیه رفت. اصولگرایی در اندیشه مقام معظم رهبری مولفه­های شفافی دارد که مدعیان آن در انتخابات یازدهم آن را به حاشیه رانده و از آن فاصله گرفتند. عدالتخواهى و عدالت‌گسترى، استکبار ستیزی، فسادستیزى، اعتزاز به اسلام، ساده‌زیستى و مردم‌گرایى، تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور، اجتناب از اسراف و ریخت‌وپاش، سعه‌ى صدر و تحمل مخالف، اجتناب از هواهاى نفس و امثال آن.

اینک باید به طور شفاف بار دیگر این حقیقت را بیان و پررنگ کرد که میان راست و چپ در نگاه گزینشی و تفسیر به رای گفتمان انقلاب اسلامی چندان تفاوتی نیست و دعواهای ظاهری بیشتر از اینکه جنس مبنایی داشته باشد، بر سر کسب قدرت است. در انتخابات به شفافی مشاهده کردیم که تسامح راست سنتی در سیاست خارجی بیشتر از گروه موسوم به اصلاح طلب است و شعار تنش‌­زدایی که قبلا اسطوره سیاسی جریان اصلاح طلب بود این بار از زبان راست سنتی مطرح شد. مشاهده کردیم که برخی نامزدهای به ظاهر اصولگرا چگونه از ولنگاری فرهنگی دفاع کرده و کمک به تشکلهای روشنفکرنمای فرهنگی را به عنوان افتخار و وسیله ی جذب آراء بیان کردند. مشاهده کردیم که چگونه لیبرال­ترین تیم های اقتصادی و اصحاب ثروت مسئول تدوین برنامه ای اقتصادی اهالی راست شدند و… با چنین شکاف فکری متعجب هستیم که چرا عده­ای وقت حزب الله را گرفتند که ائتلاف باید رخ دهد. به راستی با این شکافهای فکری ائتلاف چه معنایی دارد؟ چنین ائتلافی بیش از آنکه معنای هم افزایی داشته باشد، شبهه سهم خواهی را به ذهن متبادر می­سازد.

سخن این است که اگر اصولگرایی آنقدر باز و وسیع است که چنین افرادی هم در آن جا می شوند؛ باید بسیاری از اصلاح طلبان که قانون اساسی معتقد و رهبری نظام را قبول دارند و قرائتی از دین دارند که شایسته حکومتداری است؛ را هم به این جرگه وارد کرد (بر این باوریم که این کار ضرورت دارد) و اگر چنین نیست فاصله هر کس از اصولگرایی باید به میزان فاصله­اش از اصول خالص انقلاب باشد و یقینا افرادی با تفکرات غیراصولگرایانه حق ندارند نماد اصول شوند. حضور سلایق و تفکرات مختلف مشروط بر پایبندی بر اصول در دایره اصولگرایی نه تنها اشکال ندارد بلکه لازم و ضروری است؛ لیکن محوریت و نماد اصولگرایی باید کسانی باشند که بیشتر پایبندی نظری و عملی به اصول را داشته باشند.

  • از این نکته هم نباید غفلت کرد که اصل انحراف در کشور ما در سی سال گذشته همین دسته‌بندی کاذب راست و چپ بر سر اختلافات شخصی بوده است؛ لیکن بخشی از جریان حزب‌اللهی چنان مقهور بازی سیاسی جریانات سیاسی شدند که مساله جریان انحرافی اولویت اصلی و دغدغه ذهنی‌شان شد تا آنجا که از کارآمدی بیشتر گفتمان عدالت و هم­چنین تقسیم‌بندی غلط راست و چپ غفلت کردند. هیچ کس منکر توجه به انحرافات و اشکالات نیست. مساله اصلی در اولویت بندی و ضریب دادن به مسائل است. براستی توجه به جریان انحرافی اولویت اصلی بود یا انتقاد سازنده با هدف کارآمد کردن گفتمان عدالتخواهی. گزاف نیست اگر بگوییم امروز راست سنتی نگرانی کمی از نتیجه انتخابات دارند، اما جریان حزب‌اللهی بواسطه ضریب دادن بیش از حد به جریان انحرافی دستگیره اتصال ارزش‌ها به قوه مجریه را از دست داده است و نگرانی­‌اش به مراتب بیشتر است.
  • از مهمترین مسائلی که باید از آن درس بگیریم، کوتاهی در ملموس کردن گفتمان مقاومت برای بدنه مردمی است. نتیجه انتخابات نشان داد که ما به اندازه‌­ای که بر گفتمان مقاومت در سطح خارجی تاکید کردیم بر سیاست ترویج مقاومت در داخل تاکید نداشتیم. ما در سطح کلان به مردم این پیام را دادیم که مسیر پیشرفت کشور از مقاومت می­‌گذرد؛ اما دغدغه مردم که همان حل مشکلات اقتصادی بود را رفع نکردیم. ما به مردم توضیح ندادیم که در دوره مقاومت چگونه تورم کنترل خواهد شد؟ چگونگی تولید را رونق خواهیم داد؟ با گرانی مسکن چه می‌کنیم؟ چگونه هزینه‌های سلامت را کم می‌کنیم و… . اعتقاد ما این است که اگر توانسته بودیم این مسائل را برای مردم شفاف کنیم امروز یقینا مردم اعتماد دوباره‌ای به این گفتمان می‌کردند و به او فرصت خدمت می‌دادند. نباید از این مهم غفلت می‌کردیم که ناکارآمدی دو ساله اخیر، حضور گفتمان انقلاب اسلامی در انتخابات را دشوار می‌کرد و باید برای آن تلاش مضاعفی کرد. ما باید بر این مهم تاکید می­‌کردیم که ناکارآمدی با فاصله گرفتن از اصول آغاز می‌شود و دولت دهم زمانی به ورطه ناکارآمدی در اداره کشور افتاد که اصولش را به حاشیه برد و از آن منحرف شد.

به نظر ما انتخابات بیست و چهار خرداد همچون گذشته اثبات کرد که جمهوریت یک اصل انکارناپذیر بوده و این اصل مهم با مشارکت گسترده مردم تقویت و صیانت شد و از سوی دیگر فرصت‌های متعددی را در اختیار گفتمان انقلاب اسلامی قرار داده است که باید برای استفاده از آنها اهتمام ورزید:

  • باز تولید و احیای جریان ناب انقلاب اسلامی. گفتمان اسلام ناب یک گفتمان منسجم و برآمده از انقلاب اسلامی است. این گفتمان در عرصه­‌های مختلف نگرش­‌های متمایز از سایر اندیشه­‌های مطرح در کشور دارد. در سیاست خارجی مقاومت در مقابل استکبار جهانی، در سیاست داخلی جمهوریت، در اقتصاد به اقتصاد مردمی و مقاومتی، در انتخابات اخلاق محوری و در فرهنگ محوریت مسجد و معلم و مادر اجزای اصلی این گفتمان هستند. چهار سال آینده فرصت بی­‌نظیری برای این تفکر است تا بتوان با تکمیل، تعمیق و اجتماعی‌سازی اندیشه اسلام ناب زمینه حاکمیت این گفتمان بر اداره کشور را فراهم کرد.

۲۴ خرداد ۹۲ از حیث این فرصت به مراتب متفاوت‌­تر از ۲ خرداد ۷۶ است. اکنون با تجربه ۸ ساله گذشته، جمع کثیری از نخبگان انقلابی‌ تولید شده‌اند که هم تجربه جدی مدیریتی در دولت را دارند و هم در عرصه نظری قابلیت آن را یافته‌اند تا متناسب با رویکردهای اسلامی و انقلابی حرف ایجابی جدیدی را مطرح کنند. علاوه بر این گفتمان انقلاب اسلامی امروز از ظرفیت چند میلیونی اجتماعی در سراسر کشور برخوردار است. در مدت ۴ سال آینده باید به غنی‌سازی این نظرات و تبیین و ترویج آن در بدنه علمی و دانشگاهی کشور همت گمارد.

البته جریان اصیل انقلاب اسلامی و نسل جوان دلسوز باید پرونده یکسان‌سازی جریان عدالتخواهی و راست سنتی را ببندد و متوجه باشد که راست و چپ سر و ته یک کرباسند و تا زمانی که بخواهد عدالتخواهی را قربانی قبیله راست کند باید قید اقبال اجتماعی در انتخابات را هم بزند. باید قید ائتلاف با راست سنتی را زد و باید از یکسان پنداری میان حزب‌اللهی و راستی به شدت پرهیز نمود و تنها با این قاعده است که می‌توان به حاکمیت دوباره گفتمان ناب انقلاب اسلامی بر کشور امیدوار بود.

  • بزرگ‌نمایی نقاط قوت دولت نهم و دهم و مطالبه از دولت یازدهم:

در عین انتقاد از نقاط ضعف دولت نهم و دهم (بویژه دو سال اخیر) بر کسی پوشیده نیست که این دولت از نقاط برجسته‌­ای برخوردار بوده و حجم فعالیت­‌ها و نوآوری‌های این دولت در عرصه­‌های مختلف با دولت‌های گذشته قابل مقایسه نیست. این تجربه به همراه گفتمان اسلام ناب ملاک‌های خوبی در اختیار جریان حزب‌اللهی قرار می‌دهد تا بتواند عملکرد دولت یازدهم را نقد و پیشرفت انقلاب اسلامی را به طور جدی از آن مطالبه کند. به عبارت دیگر با این پشتوانه عینی دیگر بهانه‌ای برای ضعیف یا کند کار کردن باقی نخواهد ماند، چرا که در این ۸ سال به ما اثبات شده است که اگر بخواهیم، می‌توانیم.

  • ثبت تجربیات و آسیب‌شناسی تجربه دولت نهم و دهم

تجربه‌ی دولت نهم و دهم تجربه بی­نظیر برای  گفتمان انقلاب اسلامی است. در سال­‌های پیش رو باید برای آسیب‌شناسی این ۸ سال وقت بگذاریم. نبودن در بخش اجرایی حاکمیت به معنای عدم مشارکت در فرآیند دولت‌سازی نیست. یکی از گام‌های دولت اسلامی، بازخورد گرفتن از عملکرد گذشته آن است و اکنون که در بسیاری از عرصه‌ها زمینه آشنایی جریان ارزشی با ساختارها، سازوکارها و فرآیندهای اجرایی فراهم شده است، می­‌توان در سال‌های آتی برای اصلاحات ریشه­‌ای معطوف به تحقق عدالت و پیشرفت طراحی و برنامه­‌ریزی کرد.

جمعی از اعضای ادوار شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی

  1. سعید خورشیدی (عضو شورای مرکزی دوره اول و چهارم شورای مرکزی)
  2. سید مصطفی موسوی (عضو شورای مرکزی دوره اول)
  3. امیر تفرشی (عضو شورای مرکزی دوره اول)
  4. محمد جواد میری (عضو شورای مرکزی دوره دوم)
  5. علی سروش (عضو شورای مرکزی دوره دوم)
  6. محسن گودرزی (عضو شورای مرکزی دوره دوم)
  7. زهرا اخوان (عضو شورای مرکزی دوره سوم)
  8. جمال یزدانی (عضو شورای مرکزی دوره سوم)
  9. محمدصادق شهبازی (عضو شورای مرکزی دوره سوم و پنجم و ششم)
  10. مرتضی فیروزآبادی (عضو شورای مرکزی دوره سوم، چهارم و پنجم)
  11. فرشید ایلاتی (عضو شورای مرکزی دوره چهارم)
  12. فاطمه سلطانی (عضو شورای مرکزی دوره چهارم)
  13. محمد صالح مفتاح (عضو شورای مرکزی دوره پنجم)
  14. محمد طاهری‌نژاد (عضو شورای مرکزی دوره پنجم)
  15. حسین کمیلی (عضو شورای مرکزی دوره پنجم)
  16. سید حسن موسوی فرد (عضو شورای مرکزی دوره ششم و هفتم)
  17. فاطمه دلاوری (عضو شورای مرکزی دوره ششم)
  18. مسعود براتی (عضو شورای مرکزی دوره ششم و هفتم)
  19. حاچ کرمی (عضو شورای مرکزی دوره هفتم)
  20. خانم سعادتمندی (عضو شورای مرکزی دوره هفتم)
  21. علی الهیاری (عضو شورای  مرکزی دوره هفتم)
  22. خانم فاضل (عضو شورای مرکزی دوره هفتم)
  23. مسعود ملکی (عضو شورای مرکزی دوره هشتم)
  24. نجمه مصدق (عضو شورای مرکزی دوره هشتم
  25. فهیمه صمدی (عضو شورای مرکزی دوره هشتم)
  26. وحید اشتری (عضو شورای مرکزی دوره نهم )
  27. رضا نورسته (عضو شورای مرکزی دوره نهم)
  28. محمد دادمان (عضو شورای مرکزی دوره ششم)

همین مطلب در تریبون مستضعفین

این نوشته در در رسانه ها ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 پاسخ به یانیه تحلیلی جمعی از ادوار جنبش عدالتخواه درباره انتخابات: انتخابات ۹۲ بیانگر ناکارآمدی مفهوم اصول‌گرایی بود

  1. مروارید می‌گوید:

    من نمیدونم چی به چیه اما حقش نبود رئیس جمهور بشه ی عده رفتن ذهن جوونا رو اینجوری کردن که اگه آزادی میخواین این روحانی ادامه دهنده راه همومن خاتمیه جوون ازهمه جا بی خبر هم فقط به فکر علایق وسلایقش وغرایضش بدون اطلاع از هسته ای وغیره اومد الکی الکی به این آقا رای داد……….
    اشکال نداره خوب شد اصلا رییس جمهور شد همه بشناسنششششششششش

  2. بازتاب: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی » اعتدال! کدام اعتدال؟ واقع‌بینانه و عادلانه یا محافظه‌کارانه و ارتجاعی؟

  3. بازتاب: تریبون مستضعفین » کدام اعتدال؟ واقع‌بینانه و عادلانه یا محافظه‌کارانه و ارتجاعی؟

  4. بازتاب: اعتدال! کدام اعتدال؟ واقع‌بینانه و عادلانه یا محافظه‌کارانه و ارتجاعی؟ | قیام لله

  5. بازتاب: تریبون مستضعفین » کدام اعتدال؟ واقع‌بینانه و عادلانه یا محافظه‌کارانه و ارتجاعی?

  6. احمد می‌گوید:

    اول سلام علیکم…امیدوارم از نقدهای گزنده من دلخور نشوید و این تیغ تیز نقد را پذیرا باشید و پاسخ دهید. چرا که مطالب زیر حرف دل خیلی هاست.
    دوم چند سوال عرض می کنم
    – اول اینکه شما و دوستان چرا چنین تحلیل هایی را قبل از انتخابات منتشر نمی کردید؟
    – دوم اینکه در تبلیغات ستاد حیات طیبه مطرح شده بود که یکی از اهداف حضور دکتر جلیلی در انتخابات تبیین استراتژی مقاومت به ویژه در بحث هسته ای در برابر استراتژی سازش آقای روحانی است و اینگونه جلوه داده می شد که پیروزی دکتر جلیلی در این انتخابات پیروزی گفتمان مقاومت بر گفتمان سازش و تسلیم است. حال سوال این است الآن که آقای روحانی با ۱۸ میلیون رای بر دکتر جلیلی با ۴ میلیون رای پیروز شده مطابق تبلیغات ستاد حیات طیبه به این معناست که مردم گفتمان سازش را بر مقاومت ترجیح داده اند؟
    – سوم فکر نمی کنید در زدن بر چسب سازش و تسلیم بر رییس جمهور منتخب تندروی کرده اید؟
    – چهارم اینکه بر اساس سوال دوم و سوم، حضور دکتر جلیلی در انتخابات، شکل گیری گفتمان مقاومت در برابر گفتمان سازش و تسلیم و سپس شکست سنگین نماینده گفتمان مقاومت در برابر نماینده گفتمان سازش و تسلیم آیا موجب تحمیل هزینه گزافی برای کشور، نظام و بدنه امت حزب الله نشده است؟ چه کسی مسئولیت این شکست را قبول می کند؟ چه کسی پاسخگوی این بی تدبیری و شکل گیری تقابل بحث هسته ای در انتخابات است؟
    – پنجم در طول فعالیت انتخاباتی ستاد، به دلیل ضعف مدیریت، فقر برنامه ریزی و … عملا بسیاری از ظرفیت های بدنه امت حزب الله از دست رفت. سوال این است چرا ستاد دکتر جلیلی محلی برای حضور، مانور و خودنمایی فامیل های ایشان(مثلا پسرخاله ها و اخوی گرام) شده بود؟ چرا برخوردهای تند و بی ادبانه این فامیل ها( مثلا برخورد بد یکی از پسرخاله ها در جلسه دانشگاه امام صادق) از سوی دکتر جلیلی مورد بازخواست و مواخذه قرار نگرفت؟ مگر قرار نبود در الگوی حیات طیبه رفیق بازی و فامیل بازی جایی نداشته باشد؟
    – ششم با توجه به ضعف مدیریت و فقر برنامه ریزی آن هم در یک کار اجرایی آغازین دولت( ستاد انتخاباتی) و از دست رفتن بسیاری از فرصت ها، و ناراحتی و دلخوری بسیاری از نیروها بابت برخوردهای اطرافیان و فامیل های دکتر جلیلی، حال چگونه ایشان می خواستند ظرفیت های کشور را در سطح ریاست جمهوری فعال کنند؟
    – خوشحال می شوم پاسخ این سوالات را بدهید.

  7. دانشجو می‌گوید:

    این را برای جهان نیوز نوشتم که حقیقت تلخ مانع چاپ شد(http://jahannews.com/vdchxkni623nwkd.tft2.html):

    علت شکست اصولگرایان:

    ۱- حاشیه سازی و پرداختن به مسائل فرعی با وجود نهی اکید رهبر معظم انقلاب و نپرداختن به کارهای اصلی و معیشت مردم و انجام کار.
    ۲- اجماع نکردن روی یک شخصیت مکتبی و اصولگرای واقعی و ائتلاف با شخصیتهایی مثل قالیباف که عملکردشان در سال فتنه خون به دل مردم حزب اللهی کرده بود.(آقای قالیباف در سال فتنه هاشمی رفستجانی را در ماشین مینشاند و برای افتتاح مترو میبرد!)
    ۳- کارهای خلاف شرعی که سایتهای اصولگرا از جمله جهان نیوز و مشرق نیوز و .. انجام دادند و بعد از انتخابات ۸۸ که جوانها زیاد مطالب آنها را میخواندند . برای اینکه حس اسلامی و اصولگرایی مردم را خفه کنند مطالب کثیف و جنسی تولید کردند که باید روز قیامت پاسخگو باشند.
    ۴- بعد از انتخابات ۸۸ و درحالیکه دانشجویان مومن و اصولگرا تهمتها و ناسزاهای بسیار از بعضی دانشجوهای غربی در دانشگاهها خورده بودند بسیج دانشجویی دانشگاهها را دودستی تقدیم فرزندان اصلاح طلبها و راحتطلبها و آدمهای عوضی کردند.در نتیجه سبب دلسردی و منفعل کردن آدمهای مومن شدند.
    ۵- و گناهان عدیده و کبیره دیگری که اگر آسمان بر سرشان فرود بیاید و بلایای عظیم بر انان وارد شود جای تعجب ندارد.

  8. مشارق می‌گوید:

    تحلیلی بر انتخابات ۹۲ از منظر یکی از عوام در وبلاگ مشارق

    masharegh.persianblog.ir

  9. صابر می‌گوید:

    سلام به صادق شهبازی و عیدت مبارک
    من به دکتر جلیلی رای دادم اما از مخالفان جدی رویکرد امثال شما هستم تندروی امثال شما که با سوء استفاده از نام و عنوان گفتمان انقلاب صورت می گیرد سبب شده تا جز خود کس دیگری را در دایره گفتمان انقلاب وارد ندانید. رویکرد تندورروانه، شعاری و بدون وجود برنامه و راهکارهای روشن سبب شد تا شکست مفتضحانه فعلی برای نیروهای دغدغه دار نسبت به نظام و انقلاب پدید آید و قطعا افرادی مثل شما نقش اصلی در این زمینه داشته اید. انتخاب شخص بزرگواری مانند دکتر جلیلی برای نامزدی ریاست جمهوری در حالیکه ایشان با وجود همه جنبه های مثبتی که دارند فاقد برنامه روشن، سابقه مدیریتی شفاف، و تیم همراه توانمند بودند سبب شد تا در مجموعه تبلیغات به سمت شعارزدگی بروید و با تکیه بر ویژگی های فرعی و حاشیه ای دکتر جلیلی مانند ساده زیستی، جانباز بودن و … کسب رای کنید.
    حال بعد از انتخابات بیانیه هم می دهید تا اشتباهات فاحش خود را به اصطلاح جمع و جور کنید و طلب کار هم شده اید. اگر من به دکتر جلیلی رای دادم از سر اجبار فضاسازی شما و امثال شما بود که گفتمان انقلاب را مصادره به مطلوب کردید و ترسم آن بود که رای پایین دکتر جلیلی عواقب بدی برای کشور داشته باشد. که البته آنچه نمی بایست شد، شد. توصیه اکید می کنم اگر هنوز تقوا دارید با منتقدان خود جلسه داخلی بگذارید و نقدهای مشفقانه و البته تند آنان را پذیرا باشید به جای آنکه مدام با بر و بچ و رفقای خود بپرید و همدیگر را تایید کنید.
    توهمات شما آنقدر از فضای واقعی جامعه دور است که تا روزهای آخر فکر می کردید که در دور اول برنده انتخابات می شوید! و یا با قالیباف به دور دوم می روید! باز تاکید می کنم که من به خاطر مصالح کشور به دکتر جلیلی رای دادم و طرفدار قالیباف هم نیستم و انتقاداتی هم به وی دارم اما اگر عقلانیتی وجود داشت بایستی ائتلاف را در روزهای آخر صورت می داد و در مقابل موج ایجاد شده روحانی موجی ایجاد می کرد. از خود گذشتگی دکتر جلیلی و کنار رفتن وی به نفع اصولگرایی – و نه قالیباف- سبب می شد تا هم دو قطبی هسته ای ایجاد شده بشکند و هم موج جریان مقابل بخوابد. ولی متاسفانه بادمجان دور قابچین هایی مثل شمایی نگذاشتند. از ماست که بر ماست. ترکش های دولت کارگزاران در راه است. خوش باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *