حیات طیبه، دستاوردها، بایدها و نبایدها

thمهم ترین شعار انتخاباتی حیات طیبه، آزاد کردن ظرفیت های مردمی بود باید هم برای این مسئله اندیشید هم تجربه های خوب انقلاب و در راس همه جهاد سازندگی را به عنوان مهم ترین نیاز امروز انقلاب در دوره ایجاد بازخوانی کرد و هم الگوهایی از به کارگیری ظرفیت های مردمی برای نقش آفرینی در سیاست و فرهنگ . مسائل اجتماعی و از همه مهم تر عرصه اقتصاد و تحقق مردمی کردن اقتصاد با حضور سرمایه و مدیریت مردم و مبارزه با عناصری مثل دلالی و سوداگری پی گرفت. باید توجه کنیم مهم ترین نیاز امروز این است که ما هم برای توجیه مردم خودمان در داخل و هم برای دعوت دنیا به اسلام ناب محتاج  به ارائه نمونه آن چه می گوییم هستیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

الف) برخی دستاوردهای حیات طیبه

انتخابات در نظام اسلامی نه تنها نسبت به تعیین تکلیف دولتمردان آتی طریقیت داشته، بلکه خود موضوعیت دارد. اصلاح فرهنگ سیاسی مهم ترین فرآیندی است که باید در انتخابات محقق شود، ستاد مردمی حیات طیبه به صورت خودجوش از طرف بعضی جوانان طلبه و دانشجو و فعال اجتماعی بر همین مبنا سامان یافت، اهدافی را در این راستا پیگیری کرذ و دستاوردهایی بر این مبنا داشت:

  1. تحقّق اجتهاد سیاسی و عدم اکتفا به تقلید سیاسی و به تلاش واداشتن افراد برای  یافتن اصلح و عدم رأی دادن کورکورانه به صرف جمع  بندی احزاب، جبهه ها، شخصیت ها و نهادها و تمکین به شاخص هایی نظیر مقبولیت و نظرسنجی
  2. تلاش برای به صحنه آوردن فرد اصلح، ولو فرد مورد نظر خود به راحتی زیر بار تکلیف و پذیرش قدرت نرود، که فرآیندی جدید برای فعالیت های انتخاباتی اضافه کرد و فراتر از رایزنیهای پشت پرده، مردم را وارد این فرآیند کرد.
  3. طرح گفتمان ایجابی و رو به آینده انقلاب کبیر اسلامی نظیر مقاومت و پیشرفت، حیات طیبه، جمهوریت، آزاد کردن ظرفیت های مردمی، عدالت ساختاری، تحول و تغییر ساز و کارها، تفکر بسیجی، عقلانیت واقع بینانه، سازمان و مدیریت جهادی و…. رویکرد فرهنگی به سیاست و عدم گرفتار آمدن در حصار بحث های سلبی و صِرفِ نقد و تخریب دیگران و درگیر نشدن در نفی و اثبات های سیاسی، حضور سیاسی بدون دادن وعده و برنامه های بدون پشتوانه ی تشخیص واقعی از مسائل کشور.
  4. بازخوانی بعضی تجربیات خوب انقلابی و گفتمان سازی با رویکرد فرهنگی نظیر طرح حرکت های سیاسی شهید دیالمه، و حرکت های فرهنگی شهید سید اسماعیل موسوی و کرباسی، و      ویژگی ها و گفتمان نامزد اصلح در مورد نحوه اداره کشور و پیگیری آرمان های انقلاب و….
  5. حرکت به سمت تحقّق جبهه مستضعفین، هویت سیاسی حزب الله و تسری جمهوریت نظام از صرف رأی دادن به مردمی کردن فرآیند رأی گیری و احیای تجربیات شیرین درگیر کردن گروه های خودجوش مردمی در مساجد و شهر و فضای مجازی و…  بدون در انتظار احزاب، شخصیت ها، جبهه های سیاسی و نهادها ماندن.
  6. اتحاد و همکاری عملیاتی و جدا کردن صف حزب الله و نیروهای مردمی از نیروهای سیاسی، مسئله دار و راست سنتی که در صف بندی ناموزونی مقابل تجدیدنظر طلبان یکی شده بودند، با گفتمانی ایجابی و غیر سلبی و رو به فردا.
  7. معرفی و طرح بدنه ای متخصص و غیرجناحی حزب اللهی. کاندیدای حیات طیبه نماد طیف گسترده ای از نیروهای حزب الله به حساب می آمد که بدون حاشیه در حوزه های مختلف تخصصی مشغول کار بوده و درگیر دسته بندی های سیاسی هم نیستند. این مجموعه هویت و قابلیت طرح شدن پیدا کرد. همین چهره ها در مجموعه حامیان  هم نمود داشتند که به جای غالب بودن سیاسیون مرسوم،  حمایت امثال دکتر درخشان، دکتر رضائیان، قزوه، فیاض، ایزدی و…. را به همراه داشت.
  8. گفتمان محوری و عدم فرد محوری که تأکید روی فرد هم به جهت نزدیکی او به گفتمان بود.
  9. ارائه الگوی تبلیغات انتخاباتی پاکِ اخلاق محور بدون نقد و تخریب سایرین و خرج های میلیاردی، با محوریت قرار دادن طرح و بسط گفتمان انقلاب. ارائه ادبیات سیاسی جدید با رعایت آداب اسلامی که نوع ورودش باعث شد حتی حریف  چارچوبش را عوض کند.
  10. تسری جمهوریت و دفاع از آراء مردم با رفتار مخالف مدعیان مردم سالاری که در سال ۸۸ پیروزی کاندیدای رقیب را به کام ملت تلخ کردند، که با صدور بلافاصله پیام تبریک و اعلام آمادگی دادن برنامه های آماده شده به رییس جمهور منتخب نمود یافت.

ب) برخی دلایل عدم کسب کرسی ریاست جمهوری به وسیله نامزد اصلح

  1. فشار اقتصادی بر مردم حاصل از عدم تدبیر جدی و به موقع و ناکارآمدی های حاصل از عدم اصلاح ساختارها و ماشین خسته دولت که زمینه را برای فشار دشمن فراهم کرد. حاشیه های سیاسی نیز بر رها شدن خدمت به مردم افزود.
  2. تشتت در آرای مدعیان پایبندی به اصول: در تبلیغات و برنامه های تلویزیونی سیاست های نظام از جانب مدعیان پایبندی به اصول، در مواردی مثل انرژی هسته ای، سیاست خارجی، برخورد با اغتشاشات و…. نقد شد و عملاً فضای عمومی را به سمت پذیرش نفی این سیاست ها برد، و نسخه های اصلی معترض به این فضا به جای نسخه های بدلی مدعی پایبندی به اصول غالب شدند.
  3. تخریب اصل مقاومت و استکبارستیزی و عدالتخواهی به بهانه مقابله با اشکالات دولت: فضای شکل داده شده به وسیله بعضی فعالان سیاسی و نهادها و رسانه های خاص مبنی بر سیاه نمایی و اعلام خطر از دستاوردهای دولت نهم و دهم و تبدیل انحرافات آن ها به مهم ترین مشکل کشور و سیاه نمایی وضعف موجود که به وسیله تبلیغات جریان موسوم به اصولگرا پی گرفته می شد، فضایی را ساخت که مخالفان اصیل آن داعیه دار اصلی شدند. علاوه بر آن تبلیغاتی که از طرف بعضی ستادها و نهادها و رسانه های وابسته به آن ها صورت گرفت، سعید جلیلی را به عنوان نماینده همین حلقه خاص معرفی کرد. تخریب کم سابقه و سازمان یافته بر انتساب جلیلی به یک حلقه خاص در دولت به وسیله بعضی نهادها، رسانه و ستادهای رقیب نه تنها فضای متدینین را به شک انداخت که سعید جلیلی را نیز در موضع تعیین موضع بیش از اندازه به دولت که بدنه چند میلیونی رای در شهرستان ها و اقشار فرودست را دارد، نیز واداشت.
  4. فضای سیاست زده و درگیری ها:درگیری های سیاسی ناامید کننده برای مردم مثل حملات به دولت و دفاع های عجیب و غریب دولت از اطرافیان، دعوای دولت و مجلس، دعوای بین گروه های مدعی اصولگرایی، دعوای شهرداری و دولت و…. همه و همه موجب ناامیدی مردم از سیاست زدگی گروه های حاکم شد. بخشی از این سیاست زدگی با تداوم بیش از حد درگیری سیاسی بعد از فتنه ۸۸ و تقلیل فعالیت های جبهه انقلاب به منازعه سیاسی صرف بدون در نظر گرفتن مسائل فرهنگی و اجتماعی و…. مرتبط بود.
  5. پوک شدن شبکه ارتباطات جبهه انقلاب: قرارگاه ها و شبکه های اجتماعی، جبهه  ها و…. شکل گرفته بعد از فتنه ۸۸ در صورت گرایی و تشکیلات زدگی منحصر شدند و با فقدان نیاز سنجی و عملیات های واقعی با بدنه های عمومی مردم ارتباط  درست نداشتند. این عدم ارتباط در نخبگانی شدن تبلیغات، عدم رسیدن پیام به روستاها، مساجد، مدارس، جلسات مذهبی خانم ها و…. نمود یافت.
  6. خارج کردن جریان دانشجویی از انتخابات با زمان مشخص شده برای تبلیغات که عملاً دست جریان انقلاب را برای نقش آفرینی جدی در تبلیغات بست.
  7. تمرکز کاندیدای پیروز بر معیشت و نفی گذشته: کاندیدای پیروز، کلیدواژه های مختلفی داشت که محوری ترین آن ها مربوط به معیشت و مشکلات عینی مردم بود. این ادبیات به گونه ای همدلانه با مردم تنظیم شده بود، مثل آخرین جمله وی در مناظره سوم «مردم نگویند هر سال دریغ از پارسال» یا عبارات به دقت تنظیم شده مثل «چرخ سانتریفیوژ بگردد چرخ کارخانه نگردد» و…. در فقدان نگاه درست یا ابراز دغدغه نسبت به معیشت مردم از سایرین(حتی وقتی نسبت به این مسئله موضع می گرفتند به گونه ای سیاه نمایانه بود که اعتراض به اصول و ساست ها نه وضع فعلی را شامل می شد.)
  8. عدم نسبت یافتن مبانی انقلاب با مسائل زندگی مردم و اقناع مردم برای کارآمدی این گفتمان برای حل مسائل آنان و کنار رفتن ادبیات مقابله با فقر و فساد و تبعیض و مقابله با اشرافیت و جناح ها که برای مردم جذاب است، و جزو مبانی و شعارهای جدی نیز به شمار می آید.
  9. تاخیر و تذبذب گروه های مرجع جبهه انقلاب: با وجود اجماع بی سابقه نخبگان تخصصی جبهه انقلاب، گروه های مرجع فرهنگی و سیاسی جبهه انقلاب و اساتیدی که مرجع جمع های زیادی از جبهه انقلاب بودند،نیز مواضع بیّن مستحکم اتخاذ نکردند. بعضی از این نخبگان سکوت کردند، بعضی بسیار دیر و در دقیقه نود موضع گرفتند، بعضی هم با چرخش های بسیار فضا را مبهم و سردرگم کردند.
  10. عدم توازن رسانه ای: مهم ترین رسانه حیات طیبه سایت خبری بود، در کنار آن یک هفته نامه سه شماره خود را به حمایت اختصاص داد، در صورتی که در سمت مقابل ماهواره ها، نشریات، سایت ها و…  به صورت گسترده بر سیاه نمایی وضعیت کشور و اعلام خطر از کاندیداهای خاص می پرداختند که نباید از تأثیر آن ها گذر گرد. شبکه جنگ نرم دشمن در حوزه فرهنگی، برای بعضی تغییرات سیاسی در داخل کشور نیز برنامه ریزی می کند.
  11. ضعف سازماندهی در ستادی: با توجه به سرعت شکل گیری ستاد، حضور نیروهای مختلف با انگیزه های مختلف و انفعال بخشی از بدنه حزب اللهی و مردمی به تبع آن، انتظار کار از بالا به پایین در بخشی از بدنه، کارشکنی در روند ستاد از جانب عده ای و….. موجب عدم امکان سازماندهی و به کارگیری بسیاری از ظرفیت های مردمی و نخبگانی  شد.
  12. سرمایه گذاری سایر نیروهای جبهه انقلاب بر آرای سرگردان و خرج ظرفیت های رسمی و غیر رسمی جبهه انقلاب بر همین رای های بدون مبنای عقیدتی و اجتماعی که در نهایت در سبد رای دیگران ریخت، و تحلیل ها را به هم زد.

ج) برخی فرصت های انتخابات یازدهم

  1. رای اعتقادی منهای ناخالصی سیاسی: بیش از چهار میلیون رأی انقلابی و اعتقادی سعید جلیلی به اضافه تعداد زیادی از رأی های بعضی کاندیداهای دیگر، علاوه بر تعداد زیادی رأی خاموش  که به خاطر عدم عمده شدن مفاهیمی مثل مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و مقابله با اشرافیت و چپ و راست وارد نشدند، که قابلیت سازماندهی دارند.
  2. تبدیل موضع ضعف جبهه انقلاب در برابر مشکلات اقتصادی به وضع قوت مطالبه گر و یاری گر
  3. فرصت بازیابی شبکه ها، ارتباط با مردم  و رفع اشکالات و آفت ها
  4. انتخاب رییس جمهوری که ساختارشکن تندرو نیست  با ظرفیت رأی حدود ۳۶ %واجدین شرایط که به نسبت خاتمی که در دوره اول و دوم با حدود ۵۲% واجدین شرایط و احمدی نژاد که در دوره اول با ۴۸% و دوره پیش که حدود ۵۴% واجدین شرایط انتخاب شده بود، طبیعتاً به مطالبات عمومی توجه بیشتری خواهد داشت. استفاده از ادبیات دینی و انقلابی و تصویر امام و رهبری در آرای کاندیدای منتخب، شعارهای مبتنی بر توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی، روحانی بودن وی فرصت های زیادی را برای نقش آفرینی در دولت و نمایندگی مطالبات عمومی ایجاد کرده است.
  5. مطالبه عمومی بر خدمت و عدالت گستری: گفتمان احمدی نژاد و خدمت متراکم و با نشاط و پرکار چنان فضایی ایجاد کرده که هر رییس جمهورآتی باید پاسخگو و حرکت کننده در این مسیر باشددستاوردهایی مثل مسکن مهر، مقاومت هسته ای، سهمیه بندی بنزین، عمران روستاها، مرکز گریزی و… مواردی است که همه رییس جمهورهای آتی مورد مطالبه مردم برای تداوم آن قرار خواهند گرفت.
  6. قوت جبهه انقلاب با تجربیات پس از جنگ و سازماندهی های بالقوه و بالفعل به ویژه ظرفیت های ایجاد شده بعد فتنه و ضعف تجدیدنظر طلبان

د) چه نباید کرد؟

  1. انفعال: نباید منفعل شد، به لاک انفعال و شکست خوردگی وارد شد. از کار به کنار رفت، یا مثل هشت سال اصلاحات رویکرد پاسخ به شبهاتی اتخاذ کرد.
  2. درگیر مقصر یابی شدن: نباید مدام در شرایطی که بخش های مختلف جبهه انقلاب، به غلط احساس شکست می کند، به دنبال مقصر گشت و با گم کردن نقطه اصلی سرگرم درگیری های داخلی شد.
  3. تقابل تند و تبدیل به اپوزیسیون شدن: باید توجه کرد رییس جمهور منتخب، نه یک اصلاح طلب تندرو و مخالف ولایت فقیه است، نه مساوی با خود هاشمی و خاتمی است. تقابل شدید سیاسی با وی، یا حامیان او چیزی را نصیب جبهه انقلاب نخواهد کرد. انقلاب در شرایط ایجابی دهه عدالت و پیشرفت است و موضع سلبی گرفتن مثل شرایط خطر و ضعف دهه هفتاد، ما را از رسیدن به اهداف باز می دارد. نباید به گونه ای عمل کرد که رییس جمهور منتخب با ظرفیت های خوب و عدم تندروی اش از جبهه انقلاب کنار گذاشته شود.
  4. ارتجاع و پیوند با سیاسیون: نباید شکست انتخاباتی موجب تردید در حقانیت مسیر و افتادن در تحلیل نیروهای تهدیدمحور و سیاسی و ارتجاع پیوند با زاست سنتی در قالب های موهومی ذیل اصولگرایی شود.
  5. فرد محوری: کاستن همه چیز و وحدت و انسجام جبهه پیروز به فرد. قطعاً کاندیدای حیات طیبه و ویژگی های شخصی و پایبندی او به تفکر انقلابی، جهادی و بسیجی نقش موثری در آفریده شدن این حماسه داشت، اگر مصداق نبود ما قدرت حرکت از گفتمان به عینیت را پیدا نمی کردیم. اما همه چیز نیست. باید از ظرفیت او استفاده کرد، اما همان گونه که خود او در جلسه با ستاد بعد از اعلام نتایج گفت باید جبهه ای و بر اساس طرح و بسط گفتمان کار را جلو برد، شاید بعدها حتی چهره هایی بسیجی تر و انقلابی تر به حاملان این گفتمان اضافه شوند.
  6. عقب نشینی از جمهوریت و تن دادن به نگاه های مرتجعین مخالف نقش آفرینی و دخالت دادن جدی مردم در فرآیند اداره کشور.
  7. عملگریزی به بهانه کارنظری و عملزدگی به بهانه حل ضربتی مشکلات: قطعاً در شرایط احتیاج به تعمق در مسائل هستیم، اما نباید شکست عملی موجب پناه آوردن به توجیهات نظری و بحث های نظری بی ارتباط با وضع فعلی و گریز از عمل به بهانه تعمق شده و یا تجربه عمل زدگی دهه هفتاد در مواجهه با رویکردهای احتمالی در مورد مسائل سیاسی و فرهنگی تکرار شود.
  8. رویکرد امنیتی و تهدید محور: نباید با نگاه امنیتی و تهدید محور به دنبال برخوردهای تند و بستن فضا بود، باید مطالبات اجتماعی و برنامه های بیرونی در رفت و برگشتی عقلانی و با رویکرد توجیه افکار عمومی و مردم مدیریت شود. بخش عمده ای از رأی هایی که به کاندیدای اصلح داده نشد و در  سبد رأی پیروز انتخابات ریخت، با تکیه بر شعارهای انقلابی و نمادهای نظام مثل امام و رهبری، معیشت و اقتصاد، روحانیت، تعامل با جهان اسلام، تدبیر و امید  و…. بوده که جزو آرمان های انقلاب هستند. نباید همه این ظرفیت ها را به اقلیتی که به وسیله ماهواره ها، تاکید بر چهره های ورشکسته سیاسی، نفی دستاوردهای حکومت و…. وارد کار شده اند، کاست و مثل دوم خرداد حماسه مردم خواهان خط امام و عدالت اجتماعی و دین محوری را دو دستی به رای سفید دهندگان و تجدیدنظرطلبان سپرد.

ه) چه باید کرد؟

  1. بازخوانی قوت ها و دستاوردها  و مستند کردن تجربیات: عملکرد حیات طیبه و رقبای هم سو و دیگران در دوره انتخابات با رویکرد ایجابی بازخوانی شود، هر یک از فرصت ها و خطوط ایجابی احتیاج به باز کردن در قالب نشست های دانشجویی و مسجدی و      رسانه ای و ساخت فیلم مستند و…. دارد. باید تجربیات، روندها، ابتکارات و …. مکتوب یا مستند شده و در قالب وبلاگ ها، رسانه ها، مستند، کلیپ و…. ثبت شود. سایت حیات طیبه آماده جمع کردن چنین مواردی است، که ممکن است ابتکار کوچک چند نوجوان در مسجدی دور افتاده در استان مرزی یا نحوه تعامل یک ستاد با فلان جریان سیاسی، یا شیوه های سازماندهی در فضای مجازی و…. باشد.
  2. فرصت محوری و رویکرد یاریگری و مطالبه گری: باید با نگاه فرصت محور به دولت جدید در راستای ایجاد ظرفیت برای نظام و پی گیری تحقق فرآیند دولت و جامعه اسلامی حرکت کرد. هم باید به دولت جدید مشورت داد، چوب لای چرخش نگذاشت، کمکش کرد. هم باید مطالبات رهبری و  نیازهای مردم در مواردی مثل معیشت، فقر و فساد و تبعیض، اصلاح ساختارها، پرهیز از سیاست زدگی، تحقق حماسه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی و…. را به مطالبه نشست. مطالبه ای عقلانی و واقع بینانه، بدون تخاصم های سیاسی. پیگیری تخصصی مسائل نظام در محیط های دانشجو و طلبگی اولویتی است که باید به صورت جدی پیگیری شود. طبیعتاً شعارهای رییس جمهور در دوران انتخابات و وعده های داده شده، به علاوه نقاط قوت دولت گذشته و اصلاح نقاط ضعف های آن، یکی از محورهای مطالبات به شمار می آید.
  3. تطبیق تفکر انقلاب اسلامی و مقاومت با مسائل عینی زندگی مردم و تبیین کارآمدی آن برای حل مشکلات : به عنوان کار ناتمام در فرصت انتخابات. باید تلاش شود تا از عرصه فکری تا هنری و رسانه ای و از همه مهم تر فرهنگ عمومی برای این مورد استفاده شود.
  4. بازخوانی مبانی جمهوری اسلامی: در این فضا باید بینات انقلاب مثل جمهوریت، قانون اساسی، جایگاه مردم در اداره حکومت و… بازخوانی شود، و به صورت جدی به دنبال تداوم این نقش آفرینی در دولت جدید بود.
  5. بازخوانی تجربه نظام در حفظ جمهوریت با تاکید بر فتنه ۸۸ و رفتار جریان پیروز و مغلوب و مقایسه آن با انتخابات ۹۲٫ اقداماتی مثل جشن حافظان جمهوریت دینی که دو روز پس از نتیجه انتخابات از سوی ستاد حیات طیبه شکل گرفت باید در ده ها قالب      مختلف هنری و…. بازتولید شود.
  6. تبیین عقلانیت واقع بینانه در برابر عقلانیت محافظه کارانه و اعتدال دینی در برابر اعتدال نیمسازی بین حق و باطل و التزام عملی به آن: فرصت طرح عقلانیت و اعتدال در فضای سیاسی کشور، باید به فرصتی برای تبیین عقلانیت واقع بینانه بر مبنای همه نقاط قوت و ضعف نظام و فرصت ها و تهدیدهای آن ها و نگاه فعال و غیر منفعلانه باید مطرح شود، الگوی جدیدی از عقلانیت و اعتدال توانایی تغییر فضای سیاسی کشور به سمت مقاومت و پی گیری آرمان ها را دارد. سخنان رهبر معظم اقنلاب در باره عقلانیت واقع بینانه و فرصت ها و قوت و ضعف های نظام الگوی خوبی برای حرکت در این مسیر است. مهم تر از تربیین نظری، باید رفتارهای عملی جبهه انقلاب نیز به گونه ای باشد که عده ای نتوانند با برچسب افراط گری و تفریط، آرمان خواهی را به مسلخ تن دادن به وضع موجود بکشند.
  7. بازخوانی و ورود به فرآیند تحقق تمدن اسلامی از نقطه فعلی: تکمیل پروژه دولت اسلامی با اصلاح روش و منش مسئولین، رفتن به سمت جامعه اسلامی با تغییر ساختارها و ساز و کارهای اداره کشور از یک سو و جامعه سازی از سوی دیگر. باید توجه کرد لازمه نقش آفرینی در دهه چهارم نظام سازی و عدم توقف در طراحی و یا رویکرد سلبی است. ابعادی که رهبر انقلاب برای جامعه سازی مثل اصلاح سبک زندگی، مهندسی فرهنگی، اخلاق و تربیت، عزت ملی و…. گفته اند احتیاج به تبیین و مهم تر از آن مدل سازی و اجرا دارد.
  8. بازخوانی تجربه جبهه انقلاب در سال های پس از جنگ  و نوع عملکرد رهبری در مواجهه با دولت ها و جریان های اجتماعی: مومن نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شود.
  9. پیگیری پروژه های ناتمام جبهه انقلاب مثل عدالتخواهی، آزاداندیشی (کرسی ها)، بیداری اسلامی، اصلاح ساز و کارهای اداره دولت و….
  10. تولد رسانه های جدید و بازسازی رسانه های قبلی با ادبیات سیاسی اخلاقی و عقلانیت واقع بینانه مبتنی بر فرصت محوری: رسانه های محلی و منطقه ای بر این مبنا اهمیت جدی دارند که باید رشد یافته و تقویت شوند.
  11. بازگشت به ارتباط با مردم با محوریت مسجد، مدرسه، خانواده و تلاش برای تولید و توزیع محصولات و حضور چهره به چهره در این محیط ها و اصلاح ادبیات مبتنی بر محوریت نیازهای واقعی مخاطب نه ارسال صرف پیام. باید قالب های مختلف هنری و رسانه ای و فرهنگ عمومی را به کار بگیریم. الگوهایی مثل تداوم جشنواره مردمی فیلم عمار در مساجد و مدارس و …. بسیار ضروری است.
  12. تکمیل چرخه جبهه فرهنگی انقلاب با جدی گرفتن توزیع و مصرف محصولات فرهنگی. ظرفیت چهار میلیون و آرای اعتقادی دیگر کاندیداها با توجه به وجود سازماندهی های فعلی باید برای توزیع محصولات مبنایی و غیر زرد جبهه انقلاب به کار گرفته شود.
  13. شکل دادن کانون های فکر و اقدام در قالب جریان های جدید مردمی و مسجدی، نخبگانی و کانون ها و موسسه ها مبتنی بر عملیات ها و کارویژه های مشخص و به صورت خودجوش و از پایین نه از بالا به پایین و با بودجه نفتی. ایجاد ساز و کارهای قانونی آن ها در فرصت پایان دولت فعلی یکی از کارهایی است که نباید فراموش شود. البته مهم تر از صورت و فرم، محتوای این موارد است، اما نباید از ایجاد پاطوق های حقیقی و مجازی با عملیات و کارویژه مشخص غافل شد. گروه میلی، نشست هفتگی و…. هم کارهایی است که کمترین هزینه ها را هم ندارد. خیلی اوقات جمع شدن در یک جا موجب تواصی و اضافه شدن اراده ها به یکدیگر است.
  14. عملیات های مشترک فرهنگی و سیاسی: طبیعی است نمی توان روی همه رای ها به عنوان نیروهای تمام وقت یا پای کار حساب کرد. در میانه عملیات و کاراست که تشکیلات معنا می یابد. ما احتیاج به عملیات های مشترک فرهنگی و سیاسی و اجتماعی داریم که بخش های زیادی از این بدنه بدون نیاز به سازماندهی های گسترده و از بالا به پایین انجام دهند. جشنواره فیلم عمار، توزیع محصولات جبهه فرهنگی انقلاب، رفتن به سمت حرکت های بشردوستانه و خیریه های انقلابی مبتنی بر توانمندسازی مستضعفین ضمن کار فرهنگی (بر خلاف خیریه های حجتیه ای)، تربیت سیاسی در مساجد و مدارس با استفاده از تعطیلات و… جزو مواردی است که باید جدی گرفته شود.
  15. تبیین و ایجاد ساز و کارهای آزاد شدن ظرفیت های مردمی: مهم ترین شعار انتخاباتی حیات طیبه، آزاد کردن ظرفیت های مردمی بود باید هم برای این مسئله اندیشید هم تجربه های خوب انقلاب و در راس همه جهاد سازندگی را به عنوان مهم ترین نیاز امروز انقلاب در دوره ایجاد بازخوانی کرد و هم الگوهایی از به کارگیری ظرفیت های مردمی برای نقش آفرینی در سیاست و فرهنگ . مسائل اجتماعی و از همه مهم تر عرصه اقتصاد و تحقق مردمی کردن اقتصاد با حضور سرمایه و مدیریت مردم و مبارزه با عناصری مثل دلالی و سوداگری پی گرفت. باید توجه کنیم مهم ترین نیاز امروز این است که ما هم برای توجیه مردم خودمان در داخل و هم برای دعوت دنیا به اسلام ناب محتاج  به ارائه نمونه آن چه می گوییم هستیم. البته اولین گام در هر منطقه لیست کردن ظرفیت هاست که از فهرست بندی کردن ظرفیت هایی که در ستاد پای کار امده اند یا شناسایی شده اند می تواند آغاز شود.

همین مطلب در تریبون

این نوشته در تحربیات فعالیت ها, یادداشت ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

30 پاسخ به حیات طیبه، دستاوردها، بایدها و نبایدها

  1. محمد می‌گوید:

    من بزرگترین مشکل سیستم حیات طیبه را فقط توجه به مجموعه هایی است که به نوعی با جبهه فرهنگی انقلاب مرتبط است میدانم
    اینکه این سیستم در ۲ شهر مشهد و تهران نسبتا قوی است خب خوب است ولی سایر استانها را چه میکنید؟؟؟؟
    تا زمانیکه این مجموعه نتواند به یک تریبون مردمی قابل استناد تر فرضا اجرای برنامه های مرتبط با حوزه مقاومت مثلا در رادیو و تلویزیون نباشد کار پیش نخواهد رفت
    و من پیشنهادم ایجاد یک شبکه خصوصی برای مجموعه است
    مانند رادیو مقاومت
    وجود نگاه ۱بام و ۲ هوا در مجموعه:چرا شما باید با جبهه پایداری که چندان در مجلس خوب کارنکرده را در درون گفتمان جای دهید ولی از ائتلاف با راست سنتی سرباز زنید
    و اکنون بیایید در متن خود از تعامل با جریان اعتدال در جهت رسیدن به اهداف بلندمدت حرف بزنید
    اگر نگاه شما ماندن آرمانتان به هر شکل بود خب منطقی تر یود ائتلاف میکردید زیرا پیگیری مطالبات از اصولگراها منطقی تر بود، من این عدم ائتلاف را ناشی از نگاه تندی که داخل مجموعه است میدانم(البته آقای شهبازی با توجه به افراد مرکزی ستادتان در تهران نیز این حرف را میزنم که در قضیه سفارت هم تندروی کردند) که آری وامدار جریان اصولگرا نباید شد ولی با هاشمی میتوان تعامل کرد!!!!!!

    ۳-ببنید من به طرز عمل شما علاقه زیادی دارم ولی برای من جای سوال است براستی خرج کردن از آرمانهای انقلاب برای کسی که جز چندجزوه و چند مسئولیت در …(خود میدانید)ندارد و عملکرد سازی (مانند آنچه سخنگوی ستاد دانشجویی مقاومت درباره تورم ساخت) یا استناد بیش از حد مجموعه برای اینکه بگوید آقای جلیلی کارکرده است یا نامه تاییدیه ۱۲۰نفر از اساتید اقتصاد که البته قریب ۶۰ نفر امام صادقی اند (که معمولا افراد نخوانده امضائ میکنند) یا قضیه دیدار خارج عرف با آقای جلیلی با ویلیام برنز (به عنوان اولین دیدار مستقیم با یک مقام آمریکایی از زمان رهبری آقا که خود میدانید آقا در ۱فروردین در مشهد درباره مذاکره در حاشیه ۵+۱چه فرمودند)یا وجود مشکلات عدیده در عرصه امنیت ملی (مانند مسئله سوریه یا یک سوم شدن ارزش پول ملی) یا تمرکز بر روی بحث هسته ای مانند آنچه در فیلم دیدیم و اینگونه نشان دادن این مطلب که فقط و فقط ایشان و بس مرد مقاوم اند در حالیکه وظایف دبیر مشخص است حتی در مسئله پول و سوریه ،آیا شما این رفتارهای ستاد را شما اشکال اخلاقی نمیدانید؟؟؟؟ (شرمنده برای من شبهه بود)

  2. طلعت آدینه می‌گوید:

    سلام و عرض ادب.حال شما؟
    در صورت صلاحدید به تبادل لینک با ما به ما خبر بدین
    تا خوشحال بشیم.
    یاهو

  3. جبهه پایداری و بن بست های دولت آقای جلیلی می‌گوید:

    هدف از طرح مباحث زیر، ذکر اشکالات بنیادینی است که تفکر پایداری دارد و پیامدهایی که این تفکر برای آینده کشور خواهد داشت. در حقیقت، دولتی که در دست جبهه پایداری باشد و با پایداری همراهی کند، در اداره مسائل کشور به انسداد خواهد رسید.

    مولفه های فکری جبهه پایداری:

    ۱- سیاسی و جناحی بودن به جای فکری و گفتمانی بودن:

    اولین مساله در رابطه با جبهه پایداری این است که این جبهه بیش از آنکه ناظر به گفتمان و بسط نگاه و اندیشه انقلاب اسلامی باشد، ناظر به کسب قدرت سیاسی است. به تعبیر دیگر، جبهه پایداری اساسا رویکردی فکری و گفتمانی ندارد و کاملا یک جبهه سیاسی و جناحی است. این مساله را عملکرد این جبهه در انتخابات مجلس سال گذشته و همینطور در انتخابات امسال نشان می دهد. از مصادیقش هم می توان به نامه معروف سهم خواهی مرتضی آقا تهرانی در انتخابات مجلس سال گذشته و چرخش یکباره و کاملا ناظر به قدرت از باقری لنکرانی که اصلح در زمین و آسمان بود به سعید جلیلی، با وجود همه اختلافات، اشاره کرد.

    ۲- توهم خود انقلابی انگاری:

    نکته دیگر این است که پایداری اساسا گفتمانی ندارد. سر و ته جبهه پایداری چیزی بیش از نفی به اصطلاح ساکت فتنه و ساکت انحراف نیست. گفتمان جبهه پایداری در حقیقت چیزی بیش از توهم «خود انقلابی انگاری» نیست. این جماعت مترصدند تا با هر بهانه ای که شده، کسانی را که مانند آنان فکر نمی کنند را از دایره انقلاب بیرون برانند. حال این بهانه می تواند سکوت در فتنه و انحراف باشد یا ضدولایت فقیه بودن؛ تکنوکرات بودن یا اصلاح طلب بودن.

    ۳- دیدن اثبات خویش در نفی دیگران:

    در ادامه بند قبل، پایداری به این خاطر که چیزی برای اثبات خود ندارد، اثبات خویش را در نفی دیگران جستجو می کند. بنابراین، مهم ترین و بهترین راهبرد برای این جماعت دوگانه سازی هاست. دوگانه سازی هایی که سمت حقش پایداری است و سمت باطلش دیگرانی به جز پایداری. دوگانه سازی هایی چون ولایت مدار- ضدولایت، تکنوکرات- انقلابی یا سازش- مقاومت دقیقا چنین کارکردی دارند. حیات پایداری به این دوگانه ها وابسته است. این مساله مهمی است؛ این مساله به این معناست که نباید با خیال خوش تصور کرد با اتمام انتخابات این دوگانه سازیها و خودی غیرخودی کردن ها پایان خواهد یافت. حیات دولتی که در دست پایداری باشد به این خط کشی هاست و چه بسا اگر قدرت دولتی به دست اینان برسد، بر شدت این امر افزوده شود. اگر هم دولت به دستشان نرسد که به طریق اولی چنین خواهند کرد.

    اولین نتیجه این مساله آن است که دولتی که پایداری آن را متعلق به خود بداند، مدیریت پر تنشی خواهد داشت.

    ۴- حاشیه گرایی و اصلی کردن مسائل فرعی:

    مهم ترین نمود حاشیه گرایی پایداری در مقابله با جریان انحرافی خود را نشان داد که یکی از محورهای اصلی تشکیل پایداری بود. این جماعت از خیل مسائل، نیازها و چالش های کشور تنها و تنها موضوع جریان انحرافی را علم کردند و باقی قضایا را به فراموشی سپردند. در واقع، بسیاری از مسائل که می توانست در دولت موضوع نقد باشد و اتفاقا موجب اصلاح جهت گیری ها شود، به فراموشی سپرده شد و تنها به جریان انحرافی توجه شد. این در حالی بود که با وجود ادعای ولایت مداری این جماعت، رهبر انقلاب حتی یک بار هم از عنوان «انحراف» یا «جریان انحرافی» استفاده نکردند و بارها و بارها بر فرعی بودن چنین مساله ای تاکید کردند و به مسائل اصلی توجه دادند. این حاشیه گرایی برای پایداری یک رویه است.

    ۵- نوع نگاه به ولایت فقیه:

    با توجه به آنچه در بند قبل گفتیم، ولایت مداری این جماعت اساسا ادعا و شعاری پوچ بیش نیست. اگر هم نگاهی باشد، نگاه جبهه پایداری به ولایت و ولایت پذیری، نگاهی کاملا اخباری است. اخباری بودن نگاه به این معناست که اولا پذیرش عقلانی و تعقل تعطیل می شود و ثانیا بیش از آنکه به عمق کلام نفوذ شود، به ظاهر اکتفا می گردد. در نتیجه این امر، زدن برچسب ضد ولایت فقیه به افراد و گروهها آسان می شود. به عنوان نمونه در نگاه این جماعت حتی نقد «نظریات خاص رهبری» ضدیت با ولایت فقیه تلقی می شود؛ این در صورتی است که خود رهبری فرموده اند مخالفت با نظریات خاص رهبری ضدیت با ولایت فقیه نیست. این نوع نگاه به ولایت فقیه، موجب خلق جبهه بندی های ساده لوحانه ای می شود که عمارهایش کسانی چون رسایی و کوچک زاده و روان بخش اند و امثال افروغ و جعفریان و هر کس دیگری که ذره ای نگاه منتقدانه داشته باشد، در جبهه باطل صف بندی می شوند. اظهاراتی چون «تقدم ولایت بر عدالت» نیز دقیقا به همین نگاه اخباری به ولایت فقیه بر می گردد.

    ۶- نوع نگاه به مردم:

    نسبت به نقش مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران دو نوع نگاه می توان داشت.

    در نگاه اول، مشروعیت(شرعی بودن) نظام جمهوری اسلامی دو پایه دارد: اولین پایه، حقانیت است. یعنی اتصال به خدا و وجه الهی انقلاب اسلامی. پایه دوم مقبولیت است؛ یعنی پشتوانه مردمی نظام. در حقیقت در این نگاه مقبولیت مردم- در کنار وجه الهی نظام- جزئی از مشروعیت(شرعی بودن) نظام جمهوری اسلامی است.

    در نگاه دوم، مشروعیت(شرعی بودن) نظام جمهوری اسلامی در اصل متکی به وجه الهی یعنی حقانیت آن است و مقبولیت مردمی اگر چه امری لازم، اما ثانوی است.

    نتیجه نگاه اول ایمان و اعتقاد به نقش مردم نه به عنوان امری ثانوی، که به عنوان شرط اولیه است. در واقع در نگاه اول اهمیت دادن به نقش مردم بذات نمی تواند بخاطر اهداف استراتژیک باشد و حقیقی است. در حالیکه نگاه دوم ظرفیت این را دارد که به مردم و نقش آفرینی آنها در نظام جمهوری اسلامی نگاهی ابزاری داشته باشد.

    ۷- «گروهی از مردم سالاری» به جای «مردم سالاری»:

    وقتی نگاه به مردم این گونه شد، مردم به جای آنکه فرصت باشند، تهدید هستند و لذا نقش مردم را به تمامه نمی توان پذیرفت. بلکه تنها به آن دسته از مردمی باید میدان داد که شنوا و پذیرای حرفهای ما باشند و به تعبیری سر به راه باشند. هر کس که نگاهی انتقادی داشته باشد، مصلحت سنجی های کاذب را کنار گذاشته باشد، به رویکردها و مولفه های فکری جبهه پایداری نگاهی انتقادی داشته باشد، مطالبه اش آزادی و حقوق شهروندی باشد، رویکردش امر به معروف و نهی از منکر مسئولان باشد، جزء مردم محسوب نمی شود!

    اینان مردم را نه به معنای همه­ی مردم، که به معنای آن دسته از مردمی که «توی راه­پیمایی­ها و نماز جمعه­ها شرکت می­کنند» و «در حوزه­ها و دانش­گاه­ها و کانون­های مساجد و پای­گاه­های بسیج مشغول فعالیت هستند» می دانند؛ تازه آنهم سر به راه ها و حرف گوش کن هایش! در این نگاه تنها «خانم­های چادری و محجبه» و «برادرهای ریشو» مردم هستند و «آدم های معمولی کف کوچه و بازار» جزء مردم محسوب نمی­شوند. مردم آن­هایی­اند که «نُه دی به میدان انقلاب آمده بودند» و «کسانی که ۲۵ خرداد در حمایت از موسوی راه­پیمایی کرده بودند» مردم نیستند.

    در واقع در کُنه ذهن این دوستان با وجود اینکه شعار مردمی بودن و مشارکت مردم از زبانشان نمی افتد، چنین تعریفی از مردم وجود دارد. سوال این است که این امر «مردم» سالاری است یا «گروهی از مردم» سالاری؟

    اگر خدای ناکرده دولت به دست چنین نگاهی بیفتد، نتیجه اش گسترش شکاف های چند لایه اجتماعی است. اینان چاقویی به دست گرفته و جامعه را پاره پاره می کنند.

    ۸- نوع نگاه به علما و روحانیت:

    نگاهی که جبهه پایداری به علما و روحانیت دارد، «تقلید سیاسی» است. در واقع کیفیت حضور روحانیت در عرصه های سیاسی و اجتماعی از این منظر به گونه ای است که راه را بر اراده فعال جامعه و مردم می بندد و نقش قیمومیت را برای علما و روحانیت قائل می شود. این نوع نگاه، با مسئولیت اجتماعی و دینی مردم در تناقض است و اساسا راه را بر تفکر و تعقل و تحقیق می بندد. نمونه این نگاه را در نامه ۲۲۰۰ دانشجو و طلبه به آیت الله مصباح مبنی بر معرفی نامزد اصلح دیدیم. این نگاه با نگاه امام و رهبری به علما و همینطور به نقش مردم، در تضاد است.

    سعید جلیلی و جبهه پایداری

    ۱. تا به اینجا، به این نتیجه رسیدیم که پایداری ظرفیت آن را دارد که فضای کشور را فضایی پرتنش کند. این ظرفیت اگر پایداری به قدرت دولتی دست یابد شدیدتر خواهد شد.

    ۲. سعید جلیلی اگرچه در آغاز امر با جبهه پایداری همراهی نکرد و این عدم همراهی در کنار رد صلاحیت کاندیدای پایداری موجب به حاشیه رفتن پایداری شد، این عدم همراهی را ادامه نداد و چند روزی بیشتر طول نکشید که پایداری حمایت رسمی خود را از جلیلی اعلام کرد.

    ۳. این اعلام حمایت و استقبال سعید جلیلی و یارانش از آن گذشته از خوش بینی نسبت به پایداری، به این برمی گردد که جلیلی گمان می کند برای داشتن رای بدنه پایداری باید با سران آن همراهی کند. این در واقع اشتباه استراتژیک سعید جلیلی است.

    ۴. اگر این حضور پایداری در همچنان ادامه یابد و پایداری در دولت جلیلی سهمی داشته باشد، دولت جلیلی مدیریت پر تنشی را تجربه خواهد کرد، سرمایه های انسانی اش را صرف دوگانه ها و دعواهای سرمایه سوز خواهد کرد و در عملکردهایش به انسداد خواهد رسید. جدای از تاثیر منفی ای که چنین دولتی بر فضای کشور و عقاید مردم خواهد داشت. در واقع دولت جلیلی بدون پایداری اگر تلاش کند می تواند دولت مناسبی باشد، اما حضور پایداری معادله را عکس می کند.

    ۶. بنابراین، جلیلی و یارانش باید از سویی نشان دهند با مولفه های فکری پایداری همراهی ندارند و از طرف دیگر بایستی خوش بینی نسبت به آن را کنار گذاشته و به هر نحو ممکن پایداری را از قدرت دولتی به دور نگاه دارند. در غیر این صورت نمی توان به دولت جلیلی امیدوار بود.

  4. به همه اونایی که خیلی به کلمه بت پرستی علاقه دارند. می‌گوید:

    این همه سال اصلاح طلبها خاتمی رو پرستیدند بد نبود؟
    بیانیه انصراف عارف از انتخابات:
    “از آنجا که از ابتدای ورودم به عرصه انتخابات بارها بر موضع تمکین از اجماع با محوریت جناب آقای خاتمی تاکید نموده‌ام و همچنین بر اساس منشور اخلاق انتخاباتی منتشر شده توسط اینجانب، خود را متعهد به رعایت اخلاق و انجام تعهداتم می‌دانم. لذا با عنایت به نظر صریح جناب آقای خاتمی و تجارب انتخابات دو دوره گذشته ریاست جمهوری، انصراف خود را از ادامه رقابت‌های انتخاباتی اعلام می‌دارم.”

    حالا ما میگیم خبرگان آقای خامنه ای رو تایید کرده و ایشان مسئول اجرای فقه اسلامی است و ما موظفیم طبق فقه اسلامی زندگی کنیم.شما به این بت پرستی میگی..آنوقت خاتمی که کارهای خلاف علنی داشته و این همه آدم بزرگ و مومن ازش متاسف هستند .هیچ وقت اطاعت از این فرد رو بت پرستی نمیدونید!
    دوم این کار امثال شماست که انقدر احساسات پاک به امام و انقلاب را با حرفا و مطالب کثیفی که در سایتهاتون میگذارید آغشته میکنید تا اون احساسات رو به کثافت بکشانید.مثل مطالب کثیف نوری زاد
    —————————————————————————————————————————-
    همه میگویند شهید مطهری یکی از چند تئوریسین انقلاب اسلامی بود:
    http://ir.khabarfarsi.com/n/5085306
    http://www.taghribnews.com/vdcjiiev.uqe8azsffu.txt
    http://www.snn.ir/NSite/FullStory/News/?id=183201&Serv=9&SGr=91
    و آقای خامنه ای گفتند علامه مصباح جای خالی شهید مطهری را پر کرد.(در ضمن شهید مطهری نه رهبری جامعه را بر عهده داشت نه مرجع تقلیدشان بود)
    دوم اگر دوستان شما انقدر تخریب و لجن پراکنی نکنند ما هم مجبور نمیشویم برای حفظ ابروی یک مومن خیلی از او تعریف کنیم که بعد بگید بت پرستیه..هر اتفاق بدی میفته از بی دینی عده ای است.

    • تسخیری می‌گوید:

      من با این که پتانسیل لات بودن را دارم ولی سعی میکنم که خودم را کنترل کنم. ولی از آن جایی که مطابق سنت بزرگانتان ، دست به فحاشی گسترده می زنید و با این حال خود را سوپر انقلابی و پیرو رهبری می دانید.

      اما بعد…

      سطح تفکر بسیار بسیار مبتذل شما آنقدر قوه ایجابی ندارد که سعی در نفی حرف های من و اثبات خودتان داشته باشید. به محض شنیدن اتهام (که البته به نظر من از اتهام گذشته و به اثبات رسیده ) بت پرستی ، سریع دست به فرافکنی زده و زمین بازی را به زمین بازی اصلاح طلبان می برید…

      این روش همیشه شما انسان های کوته فکر است. مخالف شما مخالف امام زمان و مخالف رهبری و مخالف خداست. مخالفان شما ، از دیدگاه شما، الزاما در یک جبهه فعالیت می کنند و به همین دلیل ، بنده حقیر به عنوان یک احمدی نژادی ، باید همان فحش هایی را از شما بشنوم که به اصلاح طلبان می دهید…

      شما مطلق شده اید و خودتان و قماشتان را علی الاطلاق می پرستید. با این واکنش های دارید اثبات می کنید که از مرحله پرستش فرد خاص عبور کرده و به مرحله خود پرستی و خودبنیادی مطلق رسیده اید..

      اما چند نکته صرفا برای روشن شدن حماقت های شما:

      من با بت پرستی مخالفم. چه این بت سید محمد خاتمی باشد چه سید علی خامنه ای چه رسول اکرم صلوات الله علیه.

      تفاوت این سه شخصیت در نسبت تبعیت تنها در این است که حضرت رسول در قول و عمل، لازم الاتباع، سید علی خامنه ای در عمل لازم الاتباع (نه در نظر) و سید محمد خاتمی هیچ کاره است.

      با این حال این که رهبر یک حزب چیزی را به عنوان حرف آخر بزند و بقیه حزب بپذیرند را گرچه نمی پسندم ولی اسمش بت پرستی نیست. یک سری سلسله مراتب حزبی این الزام را می آورد کما اینکه یک سری سلسله مراتب دیگری ، الزام تبعیت از ولی فقیه را آورده است.

      در ضمن این استدلال مبتذلتان را هم برای خودتان هم نگویید چون احتمالا نفس مجردتان خنده اش می گیرد و قوه عاقله تان برایتان تاسف خواهد خورد.

      اولا چه کسی گفته شهید مطهری ( رضوان الله تعالی علیه ) عقبه تئوریک انقلاب بوده اند؟ عمده بحث های ایشان بلکه نود و نه درصد آن مربوط به قبل از انقلاب است و اساسا ربط چندانی به پدیده انقلاب اسلامی ندارد. ایشان در عنفوان انقلاب شهید شدند و اصلا مبانی انقلاب اسلامی را جز در چند کتاب محدود ، شرح نداده اند. ضمن اینکه تشبیه ها را آنقدر مطلق گرفته اید که تصور می کنید اگر کسی به شهید مطهری تشبیه شد باید حتما تمام فضائل معلم شهید را دارا باشد.

      علی ای حال شهید مطهری به هیچ وجه لازم الاتباع نبود و هیچ کدام از مردم و مسئولان وظیفه خود نمی دیدند که از ایشان تبعیت کنند. ما اینکه سید علی خامنه ای و سید محمد حسین بهشتی هم با ایشان اختلاف نظر داشتند و قاعدتا هنوز هم دارند.

      آیت الله مصباح که نقاط مثبت شهید مطهری را هم بعضا دارا نیست و شاید نقاط ضعفی را داشته باشد که شهید مطهری فاقد آن ها باشد، به حمل اولی نباید پرستیده شود…

      نمی دانم به وضع تفکر حزب الله بخندم یا گریه کنم؟

      • دانشجو می‌گوید:

        شماها آدمهای عادی و درستی نیستید که بشود باهاتون بحث کرد و نقطه نظرات مشخص بشود و اگر نکته ای قابل همگرایی بود همگرایی بشود یا در غیر اینصورت هرکس با حفظ احترام راه خودش را برود. که اگر اینطور بودید در دانشگاهها به جای اینکه به ما از پشت خنجر بزنید درخواست میکردید که صحبت کنیم. اصلا شما بیخود کردید وقتی از جنس ما نبودید با ما دم گرفتید و اظهار دوستی کردید. اگر این فریب را نمیدادید ما هم فاصله مون را از شما حفظ میکردیم و الان یک سلام و علیک مودبانه داشتیم و هرکس راه خودش را میرفت. اما حالا ما حتی حقوقمون در یک مشهد رفتن و جمکران رفتن هم ضایع شده!
        اما بدونید
        در انتهای سال ورود اینجانب به دانشگاه انتخابات ۸۸ برگذار شد که چون ما حمایت از امام خمینی (ره) انجام دادیم اصلاح طلبها در دانشگاه سمت ما سکه پرتاپ میکردند یعنی سکه هایی که شماها از ستادهای احمدی نژاد گرفتید تحقیرش به سمت ما که اهل این چیزها نیستیم روانه شد!
        برای خود من که به احمدی نژاد رای دادم اون سال حفظ نظام و جلوگیری از فروپاشی از همه چیز مهمتر بود و ما که حزب اللهی هستیم دوره قبل نه ۸۰ و نه ۷۶ به خاتمی رای ندادیم اما آنزمانها تا آخرین لحظه از دولت جمهوری اسلامی دفاع کردیم و به اندازه کافی فحش شنیده ایم. یعنی در انتخاب فرد , درست است که اگر فرد مکتبی تر انتخاب بشود خیلی خوشحال میشویم اما انتخاب فرد دیگر را هم هضم میکنیم.
        پس هم اصلاح طلبها و هم احمدی نژادیها به اندازه کافی مدیون حزب اللهی ها هستند و اصلا اگر ما نبودیم شماها همدیگر را در اوقاتی که پیش میامد می دریدید.
        نقد هایی هم که شده همه بخاطر کج رویهایی بود که احزاب داشتند (امر به معروف و نهی از منکر واجب است.) و میگوییم که امیدواریم در اینده افرادی بهتر از اینها بیایند. در ضمن اگر کسی خلافی کرده باید در دادگاه جوابش را بدهد. و توجه کنید که اگر شما در یک جبهه هم فعالیت نکنید در نهایت دارید در یک جبهه فعالیت میکنید! چون “فماذا بعد الحق الا الظلال”
        (ادعا هم نداریم که ما هیچ خلافی نمیکنیم که به تذکر دیگران احتیاج نداشته باشد اما خلافهای حزب الهی عموما ناآگاهانه است و عمد انجام نمیدهند اما متاسفانه مثلا به یک جریانی بگوییم که اظهار نظر درباره دین وقتی درس دین نخوانده ای خلاف است باز هم انجام میدهد. -اصلا تفاوت حزب اللهی و غیر آن در این نقطه است که خلاف دین عمدی انجام نمیدهد یعنی حزب خدا هستند)
        از آنجایی هم که فقط خودتان را قبول دارید و میپرستید این همه آدم را که میگویند شهید مطهری از تئوریسینهای انقلاب بود (که من لینک دادم) نمیبینید و اصلا این موضوع بدیهی است.

        سطح تفکر من هم همین است. با همین سطح تفکر بعد از ۱۲ سال که مدرسه دولتی درس خوانده ام (بجز پیش دانشگاهی) بدون کوچکترین سهمیه (مثل شهدا و ایثارگران-جنس مذکر بودن-ناحیه ۲ و ۳ بودن-خانواده هیئت علمی بودن و ..) دانشگاه شریف قبول شدم و در دانشگاه بدون ذره ای پارتی باز و تفلب و رفیق بازی نمره های خوب کسب کردم و به اندازه کافی هم مطالعه خارج درسی دارم.

        یکبار کتاب دغدغه های فرهنگی رو بخونید متوجه مسائلی بیشتر از نفس مجرد و قوه عاقله میشوید.

      • سعید سعادت می‌گوید:

        پزشک بیمار شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ لازم نیست بخندید و یا گریه کنید. خودتان را اصلاح کنید.

  5. تسخیری می‌گوید:

    سلام آقای شهبازی

    فکر می کنم عمده مشکل شما و دوستانتان دو چیز است:

    ۱- فضای انتزاعی ، یونان زده و به شدت متوهم
    فضایی که به شدت از عینیات خارج است و با مفاهیم انقلاب عشقبازی می کند. خیلی معذرت می خواهم که این مثال را می زنم. ولی حکایت آن مثالی است که در درس تنظیم خانواده می زدند. استاد می گفت خودارضایی ضررش به مراتب از رابطه نامشروع بیشتر است. چون خودارضایی در فضایی توهمی و ذهنی به شدت خیال انسان را خرد و نابود می کند. وزندگی واقعی را از انسان می دزدد.

    شما با این توهم که حقیقت در جیب ماست، فقط ما هستیم که در صراط مستقیم حرکت می کنیم، ما جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی هستیم ، ما خیلی می فهمیم ، امام را درک نکرد مگر امام زمان و ایضا ما ، و…. هزاران جمله پر از منیت که ناشی از عجب ساختاری و نهادینه در دوستان حزب اللهی ماست. بارها این جمله را از طیف شما (لازم نیست نزدیکی تان به طیف بعد الذکر را تکذیب فرمایید) شنیدم که :

    «ما در راه مستقیم هستیم و انشا الله در صراط مستقیم می مانیم.»
    «تنها جبهه اصیل انقلاب ما هستیم.»
    «رای دهندگان به ما و اعضای ما ، اعضای مخلصی هستند و خالص ترین رای ها مال ماست»
    «مردم هنوز سطحی هستند و عمق تفکر انقلاب که ایضا فقط ما فهمیدیمش را نفهمیدند.»
    و….

    ۲- بت پرستی مفرط

    تا چند وقت پیش سعی می کردم احترام یک فقیه عارف و فیلسوف بزرگ را نگه دارم. ولی وقتی فهمیدم که ایشان دوست ندارد احترام خودش را نگه دارد و آن حکمتی که از حکما انتظار می رفت را در ایشان ندیدم دوست دارم اینبار صریح تر صحبت کنم.
    این که شما اینقدر حضرت مصباح (غفرالله ذنوبه و ذنوبنا) را می پرستید در کجای قاموس اسلام، و به تبع آن(نه در عرض آن) انقلاب، این بت پرستی را مشاهده کردید؟
    شاید دو تا خلط ریشه این بت پرستی مفرط شما باشد.
    الف : آیت الله مصباح را عقبه تئوریک انقلاب گرفته اید
    ب- انقلاب را عین اسلام گرفته اید.
    نتیجه : شما آیت الله مصباح را تئوری پردازی می دانید که حرفش عین اسلام است.

    سه اشکال هم به این قسمت وارد است:
    اول اینکه چه کسی چنین لقبی به چنین انسانی داده است؟ آیا تئوری پرداز که لاجرم باید اندکی متفکر باشد، اینقدر راحت در مورد مسائل اظهار نظر و به تبع ان قضاوت می کند؟ آیا متفکر اینچنین زیر بلیط شخصیتی سیاسی و ضعیف می رود؟(دکتر لنکرانی) و آیا متفکر بر اساس مسموعات خودش دیگران را منحرف می خواند؟

    دوم اینکه کدام احمقی گفته است انقلاب اسلامی عین اسلام است؟ مگر بنیانگذار انقلاب کبیر اسلامی ، رسول اکرم بودند؟ این خالص سازی های ذهنی ناشی از چیست؟ آیا به خاطر این نیست که ما از فرط تنبلی و به خاطر عدم فکر به این قضیه که اشکالات مبنایی انقلاب و به تبع آن رهبرانش، رئیس جمهورانش و ایضا طیف راست سیاسی(در ادبیات سیاسی) که به شما حزب اللهی ها اطلاق می شود( نه به امثال عسکر اولادی ها) چیست؟

    سوم اینکه اصلا تئوری پردازی و دادن لقب تئوری پرداز انقلاب مسئله ای است که سبقه ای تاریخی ندارد. هیچ وقت مردم در طول تاریخ به یک آخوند که نه رهبری جامعه را بر عهده دارد نه مرجع تقلیدشان است، اینقدر اعتماد متوهمانه نداشتند (والبته الان هم تا حد زیادی مردم ما به جناب مصباح اعتماد ندارند) ولی این بی سابقه است که کسی چون خیلی ریش دارد، خیلی متعبد است، خیلی مبارز است، خیلی بد مخالفانش را حذف می کند، خیلی … تبدیل به انسانی علی الطلاق شود.
    نه این که در این تذبذب ساختاری و حتی نیروی انسانی، نه خدا(اسلام) را داشته باشد نه خرما(مدرنیته) را…

    حرف در سینه زیاد است ولی فعلا منتظر جواب شما می مانم تا بعد …

    ومن الله توفیق

  6. موزیک ویدیو می‌گوید:

    خداییش حرف نداشت،دست گلت درد نکنه

  7. عماد رضوانی می‌گوید:

    رهبر معظم انقلاب در جلسه با کارگزاران نظام در سال ۷۰ می فرمایند:«طبق روایات، پیامبر فرموده بود: «لا تبرحوا هذا المکان فانا لا نزال غالبین ما ثبتّم فى مکانکم»(۳). تا وقتى ایستاده‌اید، شما پیروزید. وقتى که مشکل پیدا شد و میل به مال دنیا و غفلت از وظیفه و چشم‌وهمچشمى در تکالب بر حطام دنیوى، بر احساس وظیفه و وجدان درونى و دینى فایق آمد، قضیه بعکس شد: «حتّى اذا فشلتم»(۴)؛ اول سست شدید، «و تنازعتم فى الامر»(۵)؛ به درگیرى میان خودتان پرداختید، «و عصیتم»(۶)؛ پُستتان را ترک کردید و آن‌جایى که به شما گفته بودند باشید و نگهبانى بدهید، محل را رها کردید؛ در نتیجه قضیه بعکس شد. «ذلک بانّ اللَّه لم یک مغیّرا نعمه انعمها على قوم حتّى یغیّروا ما بانفسهم»(۷). این، یک قانون است؛ مثل قانون جاذبه، مثل قوانین دیگر طبیعى و تاریخى.»

  8. پابرهنه.ر.م می‌گوید:

    باسلام
    انشالله در اولین فرصت کامل تر خوانده میشوید.
    http://ghazveh.blogfa.com/post-394.aspx
    پست جنایب استاد هم خیلی نغز بود!

    ومن الله توفیق

  9. سلام-2 می‌گوید:

    در نظر قبلی چند نکته را نوشتم و حال چند سوال را نیز مطرح می کنم که امیدوارم جواب دهید:
    ۱- آیا گفتمان انقلاب نبایستی کارآمدی خود را در تمامی عرصه های سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی نشان دهد؟ آیا آنچه در تبلیغات انتخاباتی مطرح شد توسط ستاد حیات طیبه واجد ویژگی کارآمدی بود؟
    ۲- تحریم ها و گرانی ها فشار زیادی را بر مردم وارد کرده است. مسلما مردم همه به خاطر دارند که بعد از هر دور مذاکرات تحریم ها تشدید شد. آیا ستاد حیات طیبه توانست در تبلیغات انتخاباتی این موضوع را تبیین کند در برابر این فشارها، راهبرد مقاومت چه معنایی دارد؟ ایا اینکه آنها مدام فشار بیاورند و ما هم صرفا مقاومت کنیم برای مردم قابل پذیرش است؟
    ۳- ستاد حیات طیبه تفاوت و نقدهای خود را بر دولت احمدی نژاد در طول تبلیغات به روشنی مطرح نکرد و به نوعی مسئله را برای مردم مبهم گذاشت. چرا؟ ایا تفاوتی وجود ندارد و یا اینکه به خاطر مسائل اخلاقی گفته نشده؟ آیا مردم حق ندارند تفاوت کاندید مد نظر گفتمان انقلاب را با دولت احمدی نژاد بدانند؟
    ۴- در نظر قبلی دو نکته را گفتم: اینکه شخصیت دکتر جلیلی بسته و درون گرا ست. حال سوالم این است که اگر ایشان رای می آوردن با چنین شخصیتی چگونه می توانستند از همه ظرفیت های کشور استفاده کنند؟ برای مثال ایشان در طول دوره مدیریتی خود در دبیرخانه چه ظرفیت هایی را فعال کرده اند؟

    • صادق می‌گوید:

      در رابطه با پرسش اول باید گفت که طبق عقائدی که ما داریم که خدایی هست و فرستادگانی دارد و آخرین فرستاده او محمد مصطفی (ص) است و …، اسلام ناب کارآمدی در تمام زمینه ها را دارد و گفتمان انقلاب اسلامی که تفسیری دیگر از گفتمان اسلام نام است بطور قطع کارآمدی در تمام زمینه ها را خواهد داشت و دوست عزیز بنده باید بدانند که گفتمان انقلاب اسلامی را آقای دکتر جلیلی اختراع نکردند که خواسته باشند کارآمدیش را نشان دهند، بلکه آقای دکتر تنها در تبلیغاتشان مجال روی کار آمدن چنین گفتمانی به کمک ظرفیت تمامی نخبگان و مردم را نوید دادند.
      در رابطه با پرسش دوم شما باید گفت مقاومت شعار بود، اما الفاظ برای معانی معقول بکار می روند، مقاومت به این معنا نیست که ما بنشینیم سر جایمان مقاومت کنیم، مقاومت در حوزه اقتصاد را برای شما دوست عزیز خلاصه بیان کنم، یعنی ما اقتصادی را رقم بزنیم که بر اساس اصل بنیادین مقاومت باشد، یعنی با مقاومت در برابر استکبار آسیب نبیند.
      در رابطه با پرسش سوم هم باید بگویم که اگر دوست عزیز بنده بیانات آقا را توجه می کردند که رئیس جمهور بعدی باید نقاط ضعف رئیس جمهور فعلی را نداشته باشد و نقاط ضعفی را که آقا طی این سالها برای دولت فعلی بر شمردند مطالعه می کردند، می توانستند تفاوت آقای جلیلی با آقای احمدی نژاد را در گفته های خود دکتر جلیلی بیابند و الان هم اگر اهل مطالعه و تحقیق هستند دیر نشده است.
      در ارتباط با پرسش چهارم شما هم عرض کنم که اگر آقای جلیلی درون گرا بودند نمی توانستند در مدت کوتاه تبلیغات، شماری از نخبگان را بسوی خود جلب کنند که دیگران طی مدت مدیدی نتوانستند این کار را بکنند، البته این سخن من برای شما ادعائی بیش نیست که با مطالعه و تحقیق می توانید این ادعا را تصدیق کنید.

  10. عماد رضوانی می‌گوید:

    علی(ع):کسی که هنگام یاری رهبرش در خواب باشد با لگد دشمنش از خواب بیدار میشود
    الان که خوب فکر می کنم تازه متوجه صحبت های حضرت آقا می شوم که چرا در این چند سال اخیر مساله اقتصادی را پر رنگ کردند.
    برادران همه ما در پازل هاشمی سیاست باز( به سبک معاویه )بازی کردیم. هاشمی و تیمش از ۱سال و نیم پیش با چراغ خاموش و موتور روشن کار خودش را شروع کرد.اولین ضربه ای که زدند در بحث سکه بود و بعد از در بحث دلار و ارز شروع به کار کردند و در این ۱ سال و نیم قیمت های کره تخم مرغ و گوشت و … را بالا و پایین بردند.
    زمانی که در دقیقه نود هاشمی نامزد انتخابات شد قیمت دلار و سکه پایین اومد و در نتیجه ملت تصور کردند که با حضور هاشمی اتفاقات خوبی در اقتصاد می افتد. زمانی که شورای نگهبان رد صلاحیت کرد سکوت کرد و در نتیجه بین ملت باز عزیزتر شد و ما فکر کردیم که همه چیز به نفع ما شد در صورتی که هاشمی مهره پنهان دیگری در چنته دارد و او کسی نیست جز حسن روحانی..
    اولین کسی که از نقشه دشمن هوشیار شد حضرت آقا بودند ولی متاسفانه هم دولت و هم مجلس و هم حزب الله در خواب خرگوشی بود.

    برادرا !باید قبول کنید که دشمن دارد شب و روز کار میکند و لی ما حزب اللهی ها فقط بلد هستیم حرف بزنیم و از کار خبری نیست هنوز که هنوزه بعد از ۳۰ سال مراکز قدرت و ثروت دست حزب الله نیست چند تا از این کسانی که به جلیلی رای دادند مسئول یک مرکز فرهنگی و یا اقتصادی یا سیاسی هستند؟؟؟ یادم میاد که بعد از فتنه ۸۸ یک بار بچه های بسیج آل اسحاق را به مرکز دعوت کردند تا درباره مسائل اقتصادی صحبت کند زمانی که جلسه تمام شد بچه ها دروش کردند وباهاش صحبت می کردند. تو این صحبت ها یک نکته خیلی مهمی را گفت و لی متاسفانه هیچ کدوم از ما متوجه نشدیم. می گفت که روز بعد از انتخابات در اتاق بازرگانی جلسه داشتم نزدیک ۲۰ نفر در جلسه بودن که نزدیک ۱۵ نفرشون کربات سبز رده بودند.

    بنده خدا می گفت که بچه ها شما ها باید بیان این مراکز رو بگیرید…

    این خسارت فقط با کار و کارجبران می شود.

    • محمدصادق شهبازی می‌گوید:

      البته یکی از مشکلات ما افتادن در دام همین برادران و گره خوردن با این هاست!
      مهم مدل مواجه شدن با اقتصاد است نه صرف گرفتن یک نهاد اقتصادی تشدید کننده نابرابری و حافظ منافع یک درصد بخش خصوصی

    • تسخیری می‌گوید:

      عزیزم همین اراده معطوف به قدرت است که گروهک منحوس پایداری رو به وجود آورده

      هر وقت خواستی بری بنیاد مستضعفان و اتاق بازرگانی و کمیته امداد و موئتلفه و آستان قدس را بدی دست حزب اللهی ها، بدان که در همان مسیر پر از قدرت طلبی پایداری قدم می زاری

      دلیل روشن است: بنیاد مستضعفان، آستاد قدس رضوی، بنیاد مسکن، و…. نباید باشند، باید تمام سعی فرهنگی، سیاسی و فکری ما این باشد که این ها طی ده بیست سی سال حذف شوند نه اینکه بریم آن جا را تسخیر کنیم. چون تجربه پایداری ها نشان داد گرفتن مجلس اولا برایشان ممکن نیست دوما همان چند نفر معدود هم درگیر بازی های حزبی شدند و گلی به سر مجلس نزدند….

      عین نجس را نمی توان با آب پاک کرد ( تازه اگر شما حزب اللهی ها آب باشید که من شک دارم) بلکه خیس کردن عین نجس فقط به نجس کاری های بیشتر می انجامد …

      • صادق می‌گوید:

        برادر عزیز اگر هم خیرخواهید با این شیوه ای که در پیش گرفته اید کاری از کار پیش نمی رود، این را بدانید که انسان ها بنده اخلاق نیک هستند.
        به نظر می آید شما حزب الله را فقط جبهه پایداری می دانید و بس، و بدین وسیله می خواهید روی حزب الله و انقلاب و هر آنچه از مفاهیم ارزشی هست پا بگذارید، که البته جبهه پایداری هم مانند دیگر احزاب اگر چه قابل نقد باشد لیکن به نظر نمی آید عین نجس باشد، و البته متاسفانه این دید در همه ما شکل گرفته است و دست خودمان نیست که سریع کسی را با خاک یکسان می کنیم و البته ممکن است اتفاقا از کسانی باشیم که خودمان قبلا آن کس را تا آسمان هفتم بالا بردیم، برادرم دوری از افراط و تفریط راه مستقیم است.
        سعی کردم خیر خواهانه برای دوست عزیزم مطلبی بنویسم و مطالب بیشتری دارم که از آنجائی که احتمال می دهم دوستم برداشت گوشه و کنایه از نوشته بنده داشته باشد از ذکر آنها خودداری می کنم.

  11. بازتاب: تایم‌لاین « جام زهر

  12. سعید سعادت می‌گوید:

    سلام
    فعال کردن ظرفیت‌ دین، کاری بود که امام ما با کمک این مردم کردند، و کار همه انبیای الهی نیز همین بود.
    مطلبی در همین رابطه گذاشته‌ام.

  13. سلام می‌گوید:

    بسمه تعالی
    در فرآیند انتخاباتی چند اشتباه راهبردی و چند اشتباه تاکتیکی وجود داشت که اگر اصلاح نشود کار به سرانجام نخواهد رسید:
    ۱- شعار اصلی دکتر جلیلی فعال سازی و آزاد کردن ظرفیت ها بود. در نقطه مقابل این شعار شخصیت بسته و درون گرای خود دکتر جلیلی است. با چنین شخصیتی امکان تحقق چنان شعاری وجود ندارد.
    ۲- حضور افرادی تندور در اطراف ایشان برخلاف بیانات صریح مقام معظم رهبری است چنین افرادی سبب دفع حداکثری و جذب حداقلی خواهند شد و برای گفتمان انقلاب شم مهلکی می باشند. برخی از اعضاء جبهه پایداری، برخی فعالان جنبش عدالتخواه، برخی فارغ التحصیلان تندرو دانشگاه اما صادق(ع) و برادر ایشان وحید آقای جلیلی از این دسته تندروها هستند.
    ۳- باید از گفتمان انقلاب دفاع منطقی کرد. صرف اینکه بگوییم راهبرد ما مقاومت است از نظر مردم کاری عبث و ابلهانه است. بایستی با منطق و استدلال راهبردهای مورد نظرمان را تبیین کنیم.
    ۴- خود مصادره گفتمان انقلاب هم به نفع یک شخص یا جریان کاری نادرست است.
    ۵- ایجاد دوقطبی هسته ای توسط دکتر جلیلی و دکتر باقری نیز یک تقابل مضر برای مصالح نظام و کشور بود. این خطای راهبردی به هیچ وجه قابل اغماض نمی باشد. خرج
    در مجموع دکتر جلیلی دارای ضعف هایی است که بعید است در آینده برطرف شود. از جمله شخصیت بسته، درون گرا، غیرفعال، مشورت گریز سبب شده تا ایشان در یادگیری مسائل جدید و رشد بیشتر دچار کندی و سستی شود. به همین جهت توصیه اکید بنده این است با وجود تمام احترامی برای ایشان قائل هستم اما گفتمان انقلاب بایستی در آینده بر روی فرد و افراد توانمندتری سرمایه گذاری کند.

  14. فقیر می‌گوید:

    سلام برادر
    احسنت…کامل و مختصر

  15. حسین پورمعیری می‌گوید:

    سلام باتوجه به اینکه ما بارها فریاد زدیم و خواستیم که کمک کنیم اما تشکیلات ستادی غیرسازماندهی شده حیات طیبه اهمیت و توجهی به این ماجرا نکرد. اما با این همه بنده و مجموعه دانشگاه آزاد با توجه به ظرفیتی که موجود هست جلسات بازسازی خودرو از فردای انتخابات اغاز کردیم و اعلام میکنم هستیم اگر خواستین جمع بشویم که یدالله مع الجماعه قطعا بهترو بیشتر به نتیجه خواهیم رسید اما اگر نه أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ عملکرده و ان تنصرالله ینصرکم انشاءلله…

  16. منم سلام می‌گوید:

    سلام
    دکتر جلیلی با تکرار مدام “ظرفیت ها” با ذهن و فکر ما کاری کرد که انگار دیگه همه چیز رو به این دید می بینیم. یکی همین رأی آوردن دکتر روحانی 🙂 و ظرفیت هابی که ایجاد کرد
    فعالیت زیر لوای مجموعه حیات طیبه تجربه های خیلی خوبی برای همه ما بود ، از شخصی که در ستاد اصلی مشغول خدمت بود تا آن کسی که به توزیع محتواها در روستای کوچک خودشان مشغول بود.
    حالا فرصتی پیش آمده تا در یک فضای رقابتی که احتمالاً بسیار پرشورتر از سال های اخیر خواهد بود ، به تبلیغ آرمان های انقلابی بپردازیم .
    و توفیق ما جز از جانب خدا نخواهد بود
    یا علی

  17. سید+ع(رفسنجان) می‌گوید:

    سلام
    انشاءالله با استفاده از شبکه ایجاد شده در کار ستادی ، فضایی برا شناسایی و استفاده بهتره نیروهای حزب اللهی ایجاد بشه تا علاوه بر توزیع محصولات ، تغذیه فکری و مهمتر حفظ ارتباط امت حزب الله پاکار و در دست داشتن تعداد پاکارها برا برنامه های خاص و مورد نیاز ایجاد بشه تا انشاءالله حرکتی منسجم با خلوص انقلابی ایجاد بشه

  18. قائمی می‌گوید:

    به نظرم یکی از کارهایی که به نحو تلویحی در سخنان دکتر جلیلی وجود داشت و بهتر است در بخش چه باید کرد؟ تشریح شود، ارائۀ الگوی کاملاً دینی است. منظور تبیین الگوهای خاصی نظیر آنچیزی است که دکتر جلیلی تحت عنوان الگوی مسجد، مدرسه و خانواده طرح کرد و یا اینکه در اسلام، واحد تحلیل جامعه، خانواده است. به نظر می رسد طرح چنین مباحثی به طور مکرر ضروری است و برای فرهنگ سازی دراز مدت، ضرورت مضاعف دارد. به نظر می رسد مهمترین کار پیشِ روی حیات طیبه، تبیین و تاکید می شود بر تبیین جزء به جزء این حیات در زمان فعلی و با نظر به اقتضائات زمان فعلی و تبیین نسبت آن با فرهنگ مسلط غرب و الگوهای وارداتی است. در کنار این کار سترگ، تبیین مضرات الگوهای غیر حیات طیبه نیز ضرورت دارد. از جمله می توان به مضرات فروپاشی خانواده، ماهواره، جایگزینی ngo های تابع الگوی غربی با مساجد و نظایر آن اشارات مکرر کرد. انحصار فعالیت حیات طیبه به فعالیت سیاسی، غفلت از کارهای دراز مدت فرهنگی و اجتماعی است. به نظر می رسد پتانسیل فعال شده در ستادهای تبلیغاتی، برای تبیین مضرات ماهواره، آگاهی های سیاسی-اجتماعی نسبت به غرب و مسائلی که در عراق، افغانستان و سوریه در حال وقوع است و نظایر آنها برای عامۀ مردم و حتی جلسات انس با قرآن و حفظ آن قابل بهره برداری باشد. اصولا حیات طیبه فارغ از تمسک به قرآن، محقق نخواهد شد و حتی حفظ آن بسیار ارزشمند است. باور کنیم تنها راه احیاء فرهنگ اصیل انقلابی، اجراء جزء به جزء آن و ناامید نشدن و نا امید نکردن دیگران از آن است. هر جزئی از آن محقق شود، ولو به قدر دست کشیدن یک خانواده از دیدن ماهواره، دعوت یک نفر به جلسات قران و مساجد و از همه مهمتر استمرار، استمرار و استمرار آن و چشم پوشی از همه اشتباهات گذشته در نتیجۀ نهایی بسیار بسیار موثر است.

    • محمدصادق شهبازی می‌گوید:

      خب برادر خودت استارت اولیش رو بزن

    • یاور رهبر می‌گوید:

      بسم الله
      سلام
      یادداشت بسیار خوب و پر مغزی بود.البته طولانی بود(هر چند که سعی کردید چکیده بنویسید)
      لیکن،بحث بر سر عمل کردن و آزاد کردن همه ی ظرفیت ها در این عرصه ی حیات طیبه می باشد.
      مخاطب محترم قائمی اشاره کردند به اینکه صرفا کار،سیاسی نباشد.این خیلی مهم هست و قطعا عزیزان حیات طیبه این هدف را دارند که در همه ی زمینه ها فعالیت بکنند.
      به نظر حقیر،خانواده خیلی موثر و مهم هست.ما باید در زمینه ی خانواده خیلی کار کنیم.
      از لحاظ سبک و شیوه ی زندگی خانواده ایرانی بایستی خیلی کار کنیم.
      همین برگزاری فیلم عمار چیز خوبیست
      البته ما باید اول شورای انقلاب فرهنگی و رسانه ملی رو به تکاپو در مسیر گفتمان انقلاب اسلامی وادار کنیم.
      شورای انقلاب فرهنگی و صدا و سیمای ما چقدر برای گفتمان سازی انقلاب کار کردند؟؟؟؟؟

  19. یکی می‌گوید:

    سلام اما صفتونو از پایداری ها جدا نکردید .

  20. حسن می‌گوید:

    یه تشکر از ادم هایی که بدون هیچ منتی وارد صحنه شدند و سر گذاشتند هم چیزی ازتان کم نمی کند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *