الزامات نشست‌های اندیشه‌های راهبردی

مشکل کرسی های نظریه پردازی و ازاد اندیشی و توقف نهضت نرم افزاری نیز همین مسئله است که در فضاست و به جای بحث سر مسائل اصولی عینی و عملی نظام درگیر بحث های انتزاعی است. چرخه ی علمی جز از دل وصل کردن این ارزش ها و اقتضائات به بحث های نظری فراهم نمی آید

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره: این مطلب بعد از اولین نشست اندیشه های راهبردی به نگارش در آمد. و اصل بحث های مطرح شده در جلسه اتحادیه های دانشجویی به تاریخ ۸ دی ۱۳۸۹ در دبیرخانه نشست با دبیر نشست اندیشه های راهبردی  است که به صورت یک یادداشت ارائه می گردد.

وقتی همه فشلند!

برگزاری نشست اندیشه های راهبردی به وسیله رهبر معظم انقلاب یک پیام مهم داشت و آن فشل بودن و ناکارآمدی مخاطبین قبلی رهبری در انی حوزه است. رهبری در طول سال های گذشته دولت، مجمع تشخیص مصلحت، وزارت علوم و بهداشت، شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، حوزه علمیه، اساتید و دانشجویان و طلاب و فضلا و علما و… را در موضوعات مرتبط با الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت از تولید علم و نهضت نرم افزاری  و حرکت به سمت ایجاد الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت تا…. مورد خطاب قرار دادند. اما عدم انجام مسئله موجب شد در نهایت خود رهبری وارد میدان شوند. نظیر آن چه در زلزله ی بم اتفاق افتاد و بی عرضگی نهادهای مسئول و عدم دادن اهمّیِت لازم باعث شد تا رهبری شخصا در منطقه حاضر شوند و بر روند کمک رسانی نظارت کنند. مشابه همین مسئله در مورد مبارزه با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم صورت پذیرفت که رهبری بعضا تا توجیه مسئولین رده های میانی و هنرمندان و… مجبور شدند بهشخصه وارد شوند.

حجت بر همه تمام شد!

این ورود اساسا صورت مسئله را تغییر می دهد. دیگر ناکارآمدی نهادها و به صحنه نیامدن ظرفیت های نخبگان مسئله نیست، ترکش اخر برای شکستن این سد بزرگ، تغییر فضای علوم انسانی، ترمیم وضعیت سیاست کزاری و تنظیم راهبردها بر اساس اصول دینی و مسائل بومی و…. شلیک شده است. هر کس هر ظرفیتی دارد باید وارد عمل کند.

جلسه نمادین نبود

اتفاقی که افتاد از جنس اکثر جلس ههای رهبری که نمادین و جهت ابراز لطف و نشان دادن اهمّیّت نخبگان یا شعرا و… است و بعضا مثل دیدارهای دانشجویی مجموعه ای از حرف های تکراری و سخنان خود آقا به رهبری پس داده می شود نبود، جلسه عملیاتی بود و باید بر این مبنا مقالات ارائه شده در این نشست باید عصاره ی تحقیقات و نشست ها و دیدگا ههای متعدد و کارگروه های تخصصی مختلف باشد و همه ی لایه های نخبگان و متخصصین درگیر شوند. صد البته باید نظر معیار بر اساس لحاظ کردن ملاحظات دینی و بومی تنظیم شود. شاید نیاز به برگزاری ده ها focus group و استفاده از روش هایی مثل روش دلفی برای جمع کردن همه ی نظرات و بحث و گسترده و برگزاری کرسی های متعدد در مورد نظرات جدید یا محل های نزاع باشد. نه این که صرفا چنتد مقاله از چند استاد در آن جا ارائه شود.

مشکل از اشرافیت معرفتی است

مشکل کرسی های نظریه پردازی و ازاد اندیشی و توقف نهضت نرم افزاری نیز همین مسئله است که در فضاست و به جای بحث سر مسائل اصولی عینی و عملی نظام درگیر بحث های انتزاعی است. چرخه ی علمی جز از دل وصل کردن این ارزش ها و اقتضائات به بحث های نظری فراهم نمی آید. حال که این اهمّیّت مضاعف با حضور رهبری فراهم شده باید همه ی لایه ها به کار گرفته شوند و همه ی ظرفیت ها را به میدان آورد. این مسئله باید خود را در آدم ها و نخبگان مورد استفاده و موضوعات مورد بحث نشان دهند.

مثلث مسائل دینی، اقتضائات بومی و تجربیات دیگران

چند مسئله این جا با هم مورد توجه است، اصول، جهان بینی  و ارزش ها و هنجارها و نمادها و نهادهای دینی، در کنار اقتضائات بومی و با استفاده از تجربیات دیگران یعنی جریان ها و به تسامح پارادایم علم غربی. چنین نشستی چه در حوزه اصلاح علوم انسانی چه در حوزه ی تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باید هر سه ضلع مثلث را در بربگیرد هم در موضوعات و هم در آدم ها. یعنی از دانش مندان لایه های بنیادین معرفتی تا لایه های فکری و فرهنگی تا اقتصاد و سیاست تا سیاست گذاران تا مدیران بالادستی که درگیر سیاست گذاری هستند. باید استفاده شوند. در تعامل سه جانبه اصول دینی ، اقتضائات بومی و تجربیات رایج جهانی باید به بحث گذاشته شود. با رجوع به اصول دینی شاخص های حرکت با بحث نظری اولویت ها و با طرح اقتضائات عینی سنجش نسبت به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت فراهم بیاید. مشکل عمده ی ما عدم حرکت از مبانی به عینیت است. بحث های نظری به جای خود مهم است اما باید نشان داد این مبانی به کدام اولویت ها در پیشرفت خواهد رسید. مثلا ایجاد صنایع مادر یا صنایع جایگزین کشاورزی، صنایع جایگزین واردات ، گسترش صادرات، اولیت قرار دادن مسائلی مثل محیط زیست و کشاورزی، چگونگی لحاظ تقدم توسعه فرهنگی بر بقیه و…. چگونگی بسط پیشرفت فرهنگی و اصلاح فرهنگ عمومی جامعه به عنوان نقطه ی عزیمت پیشرفت که قطعا حضور کارشناسان دینی و اصحاب رسانه و اثرگذاران بر فرهنگ عمومی را در چنین نشستی ضروری می سازد.

موضوعات عینی

موضعات عینی نظیر عدالت، کم کردن فاصله ی طبقاتی، تحرّک اجتماعی، حفظ خانواده و نسبت آن با پیشرفت، سیاست خارجی و رابط هی آن با پی گیری آرمان ها که در الگوی اتخاذ شده ی دو دهه پیش تحت عنوان کاهش ریسک اقتاصد و بعضا با پوشش دینی تحت عناوینی مثل دکترین ام القرا نفی شد. همه ی این موارد هم باید عینی باشد. دوره ی کلی گویی گذشته باید بشنویم بر اساس کدام مبانی، با چه منطقی و در مقابل یا تعامل با چارچوب نظری چه برنامه ای برای تحقق کدام هدف عینی در نظر گرفته شده است. قرار نیست یکایک شرکت کنندگان این چنین سخن بگویند اما نتیجه ی نهایی باید از این جنس باشد نمه کلی گویی های جلسه ی اول.

عصاره افکار و آدم های حاضر

وقتی قرار است جلسه عصاره ی پژوهش ها و نظرات باشد و نه نمادین، ضرورت دارد علاوه بر کارهای بیرونی و فعال کردن و گفتمان سازی و مطالبه لایه های مختلف مخبگان، طیف های مختلف درون گفتمان انقلاب همه به کار گیری شوند و افرادی از سطوح مختلف گفته شده حاضر باشند. و ساز و کار غیر انحصاری برای آن دیده شود. همایش های اسلام و توسعه سال های ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵ که به همت نهاد دانشگاه شهید بهشتی و معاونت پژوهشی نهاد مرکز پی گرفته شد وهمه ی طیف ها از اسلام گرا تا غرب گرا و شرق گرا و از نظری تا عملی و مدیران حضور یافتند. تجربه ی بسیار خوبی است که باید در حلقه های جانبی متعدد تکرار شود و متن مقالات ارائه شده در جلسه عصاره ی این عصاره ها و ناظر به مسائل عینی کشور باشد.

نکات ضروری در مورد مرکز در دست تاسیس

ما در مورد الگو احتیاج به دیوان سالاری جدید نداریم وگرنه همین دیوان سالاری های موجود مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی که موجودند. مهم ترین کار در این جا پی گیری، وسط انداختن مسئله و درگیر کردن افراد مختلف است. در جلسه اول نشست کاربردی ضعف هایی در عدم حضور کسانی بود که بعضا ۱۰-۱۵ سال دارند با جریان بی برنامگی و غرب زدگی در سیاست ها مقابله می کنند. و بعضا کسانی حاضر بودند که خود عامل فجایع دو دهه ی اخیر در سیاست ها و الگوهای کلان اتخاذ شد هبرای توسعه ی کشور بودند. مهم برای چنین مرکزی غیر از باز بودن به روی همه ی جریان های مهم فکری و فرهنگی و علمی و سیاست گذاری درون گفتمان انقلاب و درگیر کردن آن ها که ایجاد بانک اطلاعاتی از از اطلاعات تولید شده به وسیله ی آن هاست. تغییر نگاه به نخبه و خروج تاز کمیت گرایی وفنی زدگی در تبیین شاخص های نخبگان عنصر مهمی است که باید در اداره ی این مرکز مورد توجه قرار بگیرد. خیلی هایی که دارند حرف می زنند اما به خاطر شاخص های غلط و مدرک زدگی به سخنان شان توجه نمی شود نیز نباید مورد غفلت قرار بگیرند.

وظیفه ی جنبش دانشجویی

جنبش دانشجویی کجاست؟ گفتمان سازی، مطالبه، بالا نگه داشتن علم، بررسی نقص ها در روندف طرح مسئله و به عنوان یک حلقه ی واسط بین اساتید و جامعه و حاکمیت و مطالبه اقتاضئات و عدم کند شدن مسیر و پی گیری چارچوب های رهبری از حاکمیت و دانشگاه و حوزه به مثابه ی دو نهاد علمی  و پی گیری دغدغه هایبی مثل شاخص ماندن عدالت در صحنه اضر خواهد بود. البته دانشجو نه در مقام کنش جمعی که در مقام حرکت فردی باید رد حوزه های تخصصی خویش فردی و جمعی به تحقیق و پژوهش نیز بپردازند.

همین مطلب در تریبون مستضعفین

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به الزامات نشست‌های اندیشه‌های راهبردی

  1. فرزند عاشورا می‌گوید:

    شرکت در کمپین دانشجویان در اعتراض به تحریم های غیر انسانی علیه ایران: scas.ir

    لطفا برای حمایت از کمپین، این یک خط کد را در کد وبلاگ خود (در body) قرار دهید تا گوشه نمای کمپین در وبلاگتان نمایش داده شود:

  2. کشاورز می‌گوید:

    بنده حرفم را راجع به اشکالات تایپی پس می گیرم!
    صرفا به خاطر اشتباهات تایپی و غیر تایپی خودم در کانت پیشین! و نه مسئله ای دیگر!

  3. کشاورز می‌گوید:

    متن دو تا نکته برای بنده داشت،
    اول اینکه کلا ما کافر نعمت هستیم!همه جا رهبر ها از فکر ملت استفاده می کنند برای اداره جامعه،رهبر ما هم فرمان می دهد،هم ایده می دهد،هم اجرا می کند،ما هم می نشینیم با هان باز ایشان را نگاه می کنیم و فوقش برای گرفتن کارت دیدار آویزان تشکل های منتسب می شویم!!!!!!!!!!!!!!!!
    البته آش به این شوری نیست ولی از همیشه دلخورتر هستم،بیش از همه از خودم.
    نکته دوم؛
    بعضی مسائل وقتی پایشان باز می شود به بحث الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت قبلش نیاز است که نگاهها بهشان تغییر کند.
    تخصصی بخواهم بحث کنم کشاورزی را مثل می زنم.
    الگوی پیشرفتش اسلامی نیست،چون نگاه متخصص هایش اسلامی نیست.
    نمی شود گفت که بحثش تخصصی است و مگر فلسفه است که اسلامی و غیر اسلامی داشته باشد.
    از قضا کشاورزی هم اسلامی و غیر اسلامی دارد،مثال ساده اش توجه به محیط زیست در الگوی اسلامی است.
    در الگوی صنعتی و هان الگوی ترقی قدیمی محیط زیست جایگاهی ندارد و آنچه مهم است میزان تولید است و دیگر هیچ…
    باقی شاخه ها هم نیاز است که بررسی شود!
    حالا یک نکته که اینجا حائز اهمیت دارد این است که اساسا حرف بنده ربطی به متن داشت؟!!
    راستش دوبار متن را خواندم تا بفهمم محور بحث چیست!
    یک نکته قابل توجه اشکالات تایپی فراوان بود و نکته دیگر اینکه آخرش به این نتیجه رسیدم باید باز هم بخوانمش!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *