ریش حاج سعید، زنگ خطر دیوار بی اعتمادی حزب الله و دیوان سالاری

این روزها اما دعوا بر سر ریش حاج سعید، نقل رسانه ها و محافل حزب الله است. به نظر می رسد باید از منظری دیگر به این واقعه نگریست و عوامل عدم اعتماد طیف گسترده ای از فعالان دانشجویی، رسانه ای و مردمی جبهه ی انقلاب نسبت به مسئولین بخش های مختلف دیوان سالاری و عدم از خود حساب کردن آن ها ضمن از خود حساب کردن نظام و دادن هزینه های جدی برای دفاع از نظام و رهبری نظام را – که هر از چندی در نوعی از موضع گیری ها نمود می یابد-  به بررسی نشست. آن چه امثال حاج سعید قاسمی را به موضع گیری ای از این دست یا مسئولین تشکل های دانشجویی و سایت های خبری را به انتقاداتی که خبرساز می شود، می کشاند (هر چند شاید گاهی انتقاداتی به  حق به این نوع موضع گیری ها وارد باشد،) قابل ریشه یابی جدی است

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره:  پیش تر در یادداشت حاج سعید قاسمی سرداری برای جنگی که هست  به ویژگی های خاصّّ حاج سعید قاسمی اشاره شده بود. این روزها اما دعوا بر سر ریش حاج سعید، نقل رسانه ها و محافل حزب الله است. به نظر می رسد باید از منظری دیگر به این واقعه نگریست و عوامل عدم اعتماد طیف گسترده ای از فعالان دانشجویی، رسانه ای و مردمی جبهه ی انقلاب نسبت به مسئولین بخش های مختلف دیوان سالاری و عدم از خود حساب کردن آن ها ضمن از خود حساب کردن نظام و دادن هزینه های جدی برای دفاع از نظام و رهبری نظام را – که هر از چندی در نوعی از موضع گیری ها نمود می یابد-  به بررسی نشست. آن چه امثال حاج سعید قاسمی را به موضع گیری ای از این دست یا مسئولین تشکل های دانشجویی و سایت های خبری را به انتقاداتی که خبرساز می شود، می کشاند (هر چند شاید گاهی انتقاداتی به  حق به این نوع موضع گیری ها وارد باشد،) قابل ریشه یابی جدی است.

خطّ تعلیق دفاع از نظام – نقد دیوان سالاری

واقعیّت آن است که حزب الله وضعیت موجود دیوان سالاری نظام و مسئولان را با شرایط آرمانی جمهوری اسلامی متفاوت می بیند. و در خطّ تعلیقی از یک سو، خود را موظف به حمایت از چهار چوب های کلی نظام می بیند، اما از سوی دیگر نمی تواند از وضعیت موجود دفاع کند. دیدن دست و تلاش دشمن برای ضربه زدن به نظام، نیز موجب شده است تا با وجود این مشکلات از بسیاری اقدامات جلوگیری کند. دوگانه ای که وقتی قرار است، کاری را تأیید کند، آن را تصمیم نظام (تلویحاً یعنی رهبری نظام) بداند و وقتی که قرار است کاری را رد کند یا غیر قابل پذیرش بداند یا تمسخر کند از آن به «تصمیم نظام مقدس» (تلویحاً یعنی دیوان سالاری)یاد کند و به نقد یا ایستادن مقابل آن همت بگمارد. تفکیک جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و از جانب شهید آوینی یا بازتولید آن از جانب چهره هایی مثل عماد افروغ گرچه شاید یادآور سنت تضاد و رویکرد اصالت دادن نقد و روشن فکری باشد (که پیش از این تلاش شد تا در مقاله ی جریان شناسی نقد در تاریخ تفکر اسلامی، جهان مدرن و ایران معاصر و بعضی الزامات و ضرورت ها  به بعضی وجوه آن پرداخته شود و نقدهای جدی به عملکرد سیاسی این نظریه پردازام در دوران فتنه ۸۸ وارد باشد،) و ده ها مورد محل نزاع دیگر نشان دهنده ی بازگشت مسئله ی به این معضل است.

تلاش دشمن برای انفعال حزب الله با بزرگ کردن شکاف واقعیت و آرمان

موضعی که حتی دشمن نیز خوب اموخته است که از آن استفاده کند. نگارنده خوب به خاطر دارد که در بحث های خیابانی پیش از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری طرفدار ان کاندیدای شکست خورده مدام در بحث ها تلاش می کردند تا با در منگنه قرار دادن حزب الله به خاطر عدم تطابق عملکرد کاندیدای مورد حمایت با آرمان های انقلاب، وی را به انفعال بکشاند. و مدام گفته می شد شما عملکرد دولت را تایید نمی کنید؟ پس چرا حمایت می کنید؟ یا آن چه در تکرار شعار بسیجی واقعی همت بود و باکری برای درمنگنه قرار دادن حزب الله به تطابق خود با وضعیت آرمانی اش به کار گرفته می شد، نشان دهنده ی این برنامه ی دشمن است.

عوامل بزرگ شدن شکاف دفاع از نظام – نبرد با دیوان سالاری

عوامل بزرگ شدن این شکاف و شکل گیری حافظه ی تاریخی و ذهنیت فعلی حزب الله نسبت به  واگرایی دیوان سالاری با آرمان های نظام را باید در مواردی از این دست جست:

  • احساس فاصله ی معنی دار بین وضعیت موجود و آرمانی دیوان سالاری مبتنی بر ندانستن ها، نتوانستن ها و نخواستن ها (به تعبیر حاج حیدر رحیمپور در نامه ی تاریخی سال ۸۳ خرفت ها،کرخت ها و خائنان) که در تصویر (در بعضی موارد  واقعی و در بعضی موارد غیر واقعی ) حزب الله نسبت به عدم احساس مسئولیت از جانب مسئولین  نمود یافته است.
  • ذهنیت منفی نسبت به دوره های گذشته ی حکومت به ویژه دوره های سازندگی و اصلاحات  و تسری ان به دوره های فعلی با مشاهده ی رفتارهای مشابه.
  • رفتار قیم مآبانه، آمرانه، انتظار نا به جا و غیر واقعی از طرف بخشی از مسئولین و نگاه به مثابه ی یک توده ی بی شکل (که صرفاً باید با صدور فرمان مثل روبات عمل کند) نسبت به فعالان مردمی و دانشجویی و رسانه ای جبهه ی انقلاب از جانب مسئولین که صرفا باید با دادن تعدادی کد آن ها را راه انداخت.
  • برخوردهای تند و خارج از چارچوب و نامتوازن با فعالان جبهه ی انقلاب در مقایسه با پبرخورد با ضد انقلاب و سایر گروه های غیر معارض و عدم احساس شدن و ملموس بودن حمایت نظام از فعالان جبهه ی انقلاب.
  • عدم ملموس بودن حمایت و در اختیار قرار گرفتن ظرفیت های نظام مثل رسانه ی ملی   برای فعالان جبهه ی انقلاب. مقام معظم رهبری سال ها پیش ناظر به مسئله ی امر به معروف و نهی از منکر نکته ی مهمی در این زمینه ارائه کردند: «به من نامه مى‏نویسند؛ بعضى هم تلفن مى‏کنند و مى‏گویند: «ما نهى از منکر مى‏کنیم. اما مأمورین رسمى، طرف ما را نمى‏گیرند. طرف مقابل را مى‏گیرند!» من عرض‏ مى‏کنم که مأمورین رسمى چه مأمورین انتظامى و چه مأمورین قضائی حق ندارند از مجرم دفاع کنند. باید از آمر و ناهى شرعى دفاع کنند. همه‏ى دستگاه حکومت ما باید از آمر به معروف و ناهى از منکر دفاع کند. این، وظیفه است. اگر کسى نماز بخواند و کس دیگرى به نمازگزار حمله کند، دستگاه‏هاى ما از کدامیک باید دفاع کنند؟ از نمازگزار یا از آن کسى که سجاده‏ را از زیر پاى نمازگزار مى‏کشد؟ امر به معروف و نهى از منکر نیز همین‏طور است….مگر مأمورین و مسئولین ما مى‏توانند آمر به معروف و ناهى از منکر را با دیگران مساوى قرار دهند؛ چه رسد به اینکه نقطه‏ى مقابل او را تأیید کنند!؟ (۲۲/ ۰۴/ ۱۳۷۱) که این سخنان در سخنرانی حرم رضوی معظم له در ابتدای سال ۹۱ تکرار شد.
  • عدم طی کردن فرایند توجیه فعالان دانشجویی و رسانه ای و مردمی جبهه ی انقلاب از جانب مسئولین امر در مواردی که تصمیمات یا اقدامات دیوان سالاری برای آن ها قابل توجیه نیست.
  • اولویت های بعضاً متفاوت و بعضاً غیر منطبق با اولویت های نظام از جانب فعالان جبهه ی انقلاب
  • احساس استفاده ی ابزاری و بی توجهی به دغدغه ها یا نفی آن ها از جانب دیوان سالاری ها به وسیله ی  فعالان جبهه ی انقلاب و عدم پی گیری و توجه به دغدغه های انقلابی و آرمانی فعالان از جانب دیوان سالاری آن و ظرفیت های آن
  • ایفای نقش برنامه ریزی دشمن برای بزرگ کردن تعارض های نظام با حامیان اصلی آن:  این خط  با علم به حل نشدن این معضل تاریخی حزب الله، تلاش می کرد تا حتی حزب الله را به جبهه ای بزرگ سرخوردگی ها از سرخوردگی به اصل نظام تا سرخوردگی به وضعیت موجود دیوان سالاری و دولت در قالب جنبش سبز پیوند بزند. خواندن این بخش از مقاله ی یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران(که با امضای وی در نشریه ی انجمن اسلامی و بدون امضای وی در سایت ضد انقلابی جرس در روزهای پایانی تابستان ۸۸ منتشر شد)،برای درک این استفاده ی دشمن از این مسئله قابل تامل است: «…دانشجویان معترض که اکثریت بدنه‌ی دانشجویی را شکل می‌دهند، باید به دقت این مساله را مد نظر داشته باشند که منازعه‌ی اصلی آنها نه با بسیج دانشجویی و نه با طرفداران دانشجویی وضع موجود است و باید از افتادن در دام سناریوی طراحی‌شده برای تحلیل بردن توان اعتراضی دانشگاه به شدت بپرهیزند. در این راستا اتکا به برخی مشترکات دانشجویی می‌تواند راهگشا باشد. نباید فراموش کرد طیف نیروهای دانشجویی حافظ وضع موجود (از جمله حتی اعضای بسیج دانشجویی) در نهایت امر دانشجو هستند و چه بسا بتوان با آنها از موضع منافع مشترک صنفی و مهمتر از آن آرمان‌های مشترک اسلامی و انسانی به تفاهم حداقلی رسید یا لااقل از منازعه با آنها احتراز کرد. یکی از روش‌های مؤثر در این راستا، سخن گفتن با زبان فطرت و انسانیت با این دانشجویان است. در هر صورت هیچ انسان منصف و آزاده‌ای از جنایاتی که بعد از انتخابات صورت گرفته، ابراز خشنودی و رضایت نمی‌کند. گفته می‌شود محسن روح الامینی که در زمره‌ی شهدای دانشجویی اعتراضات اخیر است، به لحاظ فکری نزدیک به طیفی از دانشجویان بسیجی بوده است. در جریان حمله به کوی دانشگاه نیز چند تن از دانشجویان بسیجی در زمره‌ی دانشجویان بازداشتی بودند که حتی یکی از آنها در بین شکنجه‌شدگان منفی چهار وزارت کشور نیز بود. باید از دانشجویان بسیجی پرسید که چگونه حاضرند در قبال ریخته شدن خون :امثال روح الامینی‌ها سکوت کنند؟ چگونه حاضرند در قبال شکنجه‌ی دانشجویان در وزارت کشور که باید مأمن مردم باشد نه شکنجه‌گاه آنها، بی‌تفاوت باشند یا بدتر اینکه از این قضایا دفاع کنند؟

چه باید کرد؟ چه نباید کرد؟

  • فعالان و خواص حرکت حزب الله باید بتوانند نسبت درستی بین وضعیت موجود دیوان سالاری و آرمان های نظام اتخاذ کنند. باید بین هر کدام از ندانستن ها، نتوانستن ها و نخواستن ها تفکیک کرد و در مقابل هر یک اقدام اصلاحی درست اتخاد کرد. به نادان ها آموخت و این آموزش را هم از طریق گفتمان سازی و هم از طریق ارتباط گیری مستقیم و برگزاری جلسه و نامه نگاری محرمانه و سرگشاده و… با آن مسئول پی گرفت، نتوانستن ها را باید با تفکر در موانع و پای کار آوردن ظرفیت سایر مسئولین و نخبگان و مردم پی گرفت و نخواستن ها را با موج گفتمانی محدود کرد.
  • امر به معروف و نهی از منکر و رابطه با مسئولین مرحله بندی دارد که عدم رعایت آن ظلم است. قرار دادن ظرفیت ها در اختیار مسئولین دیوان سالاری (النصحیه لائمه المسلمین)، امر به معروف و نهی از منکر، جلوگیری مستقیم از منکر و معروف ها، عدم پذیرش ظلم سیستماتیک، جزو مواردی است که باید مدّ نظر فعالان باشد.
  • باید واقعیت ها را به صورت کامل و جامع دید، تلاش های مسئولان و محدودیت ها را حس کرد، ظرفیت های ایجاد شده برای نظام در ابعاد مختلف و پیشرفت های حاصل مقاومت را دید و بین اقدمات و تلاش ها و تإثیرهای سطوح مختلف نظام و دیوان سالاری تفکیک به عمل آورد. از دیدن اشکالات مأیوس نشد و به قرار داشتن علم اصلاح نظام به وسیله ی افراد درون گفتمان انقلاب توجه کرد، اصل را نیز نباید بر معارضه با مسئولان قرار داد.
  • از سوی دیگر، درگیر کردن نخبگان و فعالان جبهه ی انقلاب در تصمیم سازی های نظام از طریق ترسیم نیازهای نظام و پذیرش جایگاه آنان و ظرفیت سنجی و گرفتن راهکار از آنان نیز راهبرد مهمی است که دیوان سالاری خواسته و ناخواسته ناچار به تن دادن به آن است. تجربه ی انقلاب اسلامی نشان داده که هر جا با حضور مردم و نخبگان و حرکت های خودجوش کار پیشرفته است، ثمرات شیرینی از ان به بار نشسته و حرکت های خلاف آن بی ثمر گشته اند.
  • درگیر کردن گفتمان سازها، اساتید موثّر، رسانه های مورد اعتماد و فعالان پیشکسوت جبهه ی انقلاب و سایر گروه های مرجع خواصّ جبهه ی انقلاب برای توجیه و به حرکت در آوردن نخبگان حزب اللهی.
  • ایجاد ظرفیت های حمایتی از کارهای خوب و خودجوش فعالان جبهه ی انقلاب فاقد رانت های مالی و تبلیغاتی در قالب حمایت های مادی و معنوی و رسانه ای از آنان
  • عدم حمله مستقیم و عدم برخوردهای سنگین نسبت به کارهای غلط فعالان جبهه ی انقلاب هم در بعد حقوقی  و قضایی و هم در بعد معنوی
  • حمایت و تلاش برای عدم برخوردهای تند و خارج از چارچوب با فعالان جبهه انقلاب چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم
  • قرار دادن ملموس ظرفیت های نظام برای کمک به کارهای خوب و با اولویت فعالان مثل رسانه ی ملی یا بعضی ارتباطات لازم
  • جلوگیری از پمپاژ دغدغه های غلط از جانب رسانه های وابسته به دیوان سالاری یا ضریب دادن به عناصر آدرس غلط دهنده در بخش های مختلف دیوان سالاری که به تغییر اولویت های فعالان می انجامد.

 همین مطلب در تریبون مستضعفین

این نوشته در یادداشت ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 پاسخ به ریش حاج سعید، زنگ خطر دیوار بی اعتمادی حزب الله و دیوان سالاری

  1. .
    با سلام بر شما و دیگر دوستان

    با مطلب مهم و بسیار قابل تأمل:

    “پیشروی گام به گام عوامل هاشمی برای کشیدن ترمز فعالیت های رئیس جمهور”

    به روز شده ام. دوستان حتما” مطالعه بنمایید.

    http://http:noore14d.blogsky.com

  2. محمد علي می‌گوید:

    سلام علیکم و رحمه الله

    بنده از همه عزیزان عذر می خواهم و استاعا دارم به این چند نکته با دقت توجه برفمایند :
    اول اینکه الان بحث اصلی ریش بلند و یا کوتاه حاج سعید قاسمی و از این صحبتها نیست و نبوده و ان شا الله نخواهد بود
    مورد دوم اینکه قوه قضاییه با چه رویی می خواهد بعد از ۲ سال و تمام …. کارهایی که مهدی هاشمیتوی انتخابات و قبل از اون انجام داده بودمی خواد بیاد و به اصطلاح اون رو محاکمه کنه ؟
    نکته سوم :
    چرا کسی که این همه سال در ساطمان بهینه ساطس مصرف سوخت و خود وزرات نیرو و شرکت نفت لابی …کارهای مالی پشت پرده داشته و صدای همه رو از مخالف و موافق در اورده قوه محترم قضاییه تاطه حالا می خواد یه حرکتی بطنه ؟
    نکته چهارم :
    اصلا با چه نوع استدلالی اجازه دادن که مهدی هاشمی و دار و دسته به همین راحتی ار کشور خارج بشوند ؟
    چرا اونرو در لبنان و منطقه مسیحی نشین جونیه و اونجا بازاشت و دستگیر نرکدند ؟
    چرا ….. نخواست زمانی که مهدی هاشمی مشغول رسیدگی به شرکتهای پیمانکاری ساخت و ساز طرف کمپانیهای کانادایی در خیابان حمرا بیروتبود و داشت پول پارو می کرد و همه ما بارها انرو در ماشینهای ضد گکلوله مدل بالای چند ده هزار دلاری دیده بودیم بازداشت تکرد ؟
    خب حالا سوال اخر :
    ریش حاج سعید قاسمی به چه درد می خوره وقتی فوه این همه لاپوشانی شده و نه قبل و نه بعد از انتخابات هیچ کار جدی در این مورد نکرده است .

    و ختم کلام : کدوم یک از شما جرات داره همچین کارایی بکنه و بعد بره در دوبی و لندن و بیروت و … تجارت و صفا سیتی ؟

  3. سجاد صادقی می‌گوید:

    با مطلب:
    هاشمی رفسنجانی بهتر است بدنبال تاسیس خانه سالمندان برود؟؟؟؟
    بازخوانی پرونده بازگشت هاشمی رفسنجانی.
    در http://foreign-policy.blogfa.com/
    به روز هستم.

  4. محبی می‌گوید:

    البته حاجی درست می گفت و من هنوز هم باورم نمی شود هاشمی ها زندانی – مانند بقیه زندانیها- باشند. احتمالا آمده اند تا قبل از انتخابات دوباره آزاد شوند و ضمنا رفسنجانی هم دوباره به صحنه برگردد. هر قدری مهدی هاشمی در دوره سربازیش خط مقدم بود الان هم در زندان است!!!
    اما کوتاه کردن ریش اشکالی ندارد و حاجی باید اینکار را حتما انجام دهد. لازم نیست که سه تیغه کند!
    بگذار تا مشخص شود بچه حزب اللهی از حرفش بر نمی گردد.

  5. سجاد صادقی می‌گوید:

    با مطلب:
    احمدی نژاد را قربانی می کنیم تا به صندلی ریاست جمهوری برسیم!!!!!
    به روز هستم:
    http://foreign-policy.blogfa.com/

  6. مانی می‌گوید:

    آقا ایشون یا آدمی هست که پای قولش وایشه ، یا نیست ،
    مخصوصن وقتی که ظرفیت نظام رو زیر سوال برده باشه

    من جاش بودم حتمن می زدم!

  7. نظری می‌گوید:

    جناب حاج سعید قاسمی شما که احساس کرده بودید دستگاه قضا در مقابل این خانواده کوتاه می آید و لا پوشانی می کنند می بایست فکر اینجا را هم میکردید که در مقابل جامعه و مردم مجبورند جوری سر و ته قضیه را هم بیاورند ریش گرو نمی گذاشتید

    بزودی از حکمی که برای مهدی هاشمی می برند نه تنها دهانتان از تعجت باز می ماند بلکه دو تا شاخ زیبا هم در می آورید و الا مهدی به این راحتی برنمی گشت .

  8. کشاورز می‌گوید:

    چون دیدگاههای “راه قدس از آنتالیا می گذرد” بسته بود،مجبورم اینجا بنویسم!
    راجع به مطلب نظری نیست،فقط اینکه:
    حالا می فهمم سکوت چقدر بهتر از حرف زدن است!بالاخص وقتی حرفت در کسی تأثیر ندرد،گاهی در خانه یک نفر هم نیست که یک حرف بس باشد…
    پ ن:مرگ خوب است!فقط به یادش نباشید،در پی اش باشید!
    و من الله التوفیق

  9. سجاد صادقی می‌گوید:

    با مطلب:
    آقای رئیس جمهور سلام…
    در:
    http://foreign-policy.blogfa.com/
    به روز هستم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *